#دریا Instagram Photos & Videos

دریا - 962.2k posts

Top Posts

  • .🌦☔☔☔🌦☔🌦☔🌦🌦🌦🌦☔
.
😍با کی دوستداشتی اینجا باشی تگش کن😍
.
🌍اینجا عروس شهرهای ایران بلوار کازینو شهرستان رامسر استان مازندران این شهرستان زیبایی های زیادی داره یه چند جا پاییزی میگم تو این شهر مثل جنگل های دالخانی و دریاچه قو و ییلاق جواهرده و سد مجیران و ییلاق لیماکده عالی هستند پیشنهاد میشه برید زباله نریزید لطفا خیلی مخلصیم ادمین❤🙏 .
📸@sedimsh
.by:@motelghoo

@shomal_tourism
@shomal_tourism
@shomal_tourism
.
🚯نه_به_زباله🚯
.
🚫کپی فیلم ها و عکس ها فقط با تگ و منشن و هشتگ 👇
#shomal_tourism
__________________________
  • .🌦☔☔☔🌦☔🌦☔🌦🌦🌦🌦☔
    .
    😍با کی دوستداشتی اینجا باشی تگش کن😍
    .
    🌍اینجا عروس شهرهای ایران بلوار کازینو شهرستان رامسر استان مازندران این شهرستان زیبایی های زیادی داره یه چند جا پاییزی میگم تو این شهر مثل جنگل های دالخانی و دریاچه قو و ییلاق جواهرده و سد مجیران و ییلاق لیماکده عالی هستند پیشنهاد میشه برید زباله نریزید لطفا خیلی مخلصیم ادمین❤🙏 .
    📸@sedimsh
    .by:@motelghoo

    @shomal_tourism
    @shomal_tourism
    @shomal_tourism
    .
    🚯نه_به_زباله🚯
    .
    🚫کپی فیلم ها و عکس ها فقط با تگ و منشن و هشتگ 👇
    #shomal_tourism
    __________________________
  • 14,896 257 6 hours ago
  • 🇮🇷🇮🇷🇮🇷
قشنگی صدای بارونو کنار یه مرداب صورتی رنگ ، دیگه کی یا چی کمه ؟ 😍😍
.
مرداب هسل ، چالوس ، #مازندران
.
Hesal Swamp , Chalus , #Mazandaran , #IRAN
➖➖➖➖➖➖➖➖
‌
👉 #IRANTRAVEL 👈
( اولین هشتگ گردشگری ایران )
‌
➖➖➖➖➖➖➖➖
📹 : @sepsin.eco
Selected by @ArYA_Hj
.
برای دیدن زیبایی های شمال، این پیج رو هم میتونید دنبال کنید :
@Caspian_land
@Caspian_land
  • 🇮🇷🇮🇷🇮🇷
    قشنگی صدای بارونو کنار یه مرداب صورتی رنگ ، دیگه کی یا چی کمه ؟ 😍😍
    .
    مرداب هسل ، چالوس ، #مازندران
    .
    Hesal Swamp , Chalus , #Mazandaran , #IRAN
    ➖➖➖➖➖➖➖➖

    👉 #IRANTRAVEL 👈
    ( اولین هشتگ گردشگری ایران )

    ➖➖➖➖➖➖➖➖
    📹 : @sepsin.eco
    Selected by @ArYA_Hj
    .
    برای دیدن زیبایی های شمال، این پیج رو هم میتونید دنبال کنید :
    @Caspian_land
    @Caspian_land
  • 9,724 136 14 October, 2019
  • اگه حسش خوب بود  و دوست داشتی بفرست واسه بقیه این حس رو بهشون  انتقال بده 😉
___________

خواننده:حجت اشرف زاده🎤
___________
نام آهنگ:ماه بی تکرار من🎶
___________
دنیا ما را زیبا نمیکند
ما دنیا را با خوبیهایمان
زیبا میکنیم
پس زیبا ببین
زیبا بیاندیش
زیبا بگو
و زیبا عمل کن
تا محیط و دنیای زیبایی
داشته🌹💕
___________
🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
  • اگه حسش خوب بود و دوست داشتی بفرست واسه بقیه این حس رو بهشون انتقال بده 😉
    ___________

    خواننده:حجت اشرف زاده🎤
    ___________
    نام آهنگ:ماه بی تکرار من🎶
    ___________
    دنیا ما را زیبا نمیکند
    ما دنیا را با خوبیهایمان
    زیبا میکنیم
    پس زیبا ببین
    زیبا بیاندیش
    زیبا بگو
    و زیبا عمل کن
    تا محیط و دنیای زیبایی
    داشته🌹💕
    ___________
    🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
    🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
    🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
    🆔 @the.world.is.beautiful8🕊
  • 3,029 204 15 October, 2019
  • ماندن همیشه خوب نیست
رفتن هم همیشه بد نیست
گاهی رفتن بهتر است
گاهی باید رفت
باید رفت تا بعضی چیزها بماند
اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت
اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند

گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غ ر و ر
و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند
رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی!
و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی!

شاید گاهی باید رفت و گذاشت چیزی بماند که نبودمان را گرانبها کند
نمیدانم...شاید باید سر به زیر رفت...هر چند با اندوه!
شاید باید با لبخندی بر لب رفت هر چند باری سنگین بر دل و دوش

رفتن همیشه بد نیست
هرچند شکسته
شاید باید آنگونه بروی که دیده شوی و حضورت مثل لمس بال یک پروانه حس شود
شاید باید آنگونه رفت که هیچ نگاهی نتواند انکار کند و هیچ دلی نتواند
حـــــــــــــــــــال باید رفت،فقط باید رفت
شاید وقتی بروم همه ی چیز هایی که باید بیایند،بیایند..
توروباچشمایی گریون به خدامون میسپااارم..
نمیگم برات میمیرم چون واسه توزنده بودم...
.
اون دنیااااجام خوبه خوبه..
دلم واسه خوشی تنگه..
اون خداكه من میدونم ...حتی اتیشش قشنگه.. #فالو_بک °
°#follow_me
° 👇👇👇 • ☆
☆ @h0sna__ . 🌹@bacha.niqabposh
#خسته #غمگین #افغان #قانون 
#نیلا #افغانستان #کشور #زندگی #دریا #ناز #شهر #شاد #قلب #زیبا
  • ماندن همیشه خوب نیست
    رفتن هم همیشه بد نیست
    گاهی رفتن بهتر است
    گاهی باید رفت
    باید رفت تا بعضی چیزها بماند
    اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت
    اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند

    گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غ ر و ر
    و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند
    رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی!
    و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی!

    شاید گاهی باید رفت و گذاشت چیزی بماند که نبودمان را گرانبها کند
    نمیدانم...شاید باید سر به زیر رفت...هر چند با اندوه!
    شاید باید با لبخندی بر لب رفت هر چند باری سنگین بر دل و دوش

    رفتن همیشه بد نیست
    هرچند شکسته
    شاید باید آنگونه بروی که دیده شوی و حضورت مثل لمس بال یک پروانه حس شود
    شاید باید آنگونه رفت که هیچ نگاهی نتواند انکار کند و هیچ دلی نتواند
    حـــــــــــــــــــال باید رفت،فقط باید رفت
    شاید وقتی بروم همه ی چیز هایی که باید بیایند،بیایند..
    توروباچشمایی گریون به خدامون میسپااارم..
    نمیگم برات میمیرم چون واسه توزنده بودم...
    .
    اون دنیااااجام خوبه خوبه..
    دلم واسه خوشی تنگه..
    اون خداكه من میدونم ...حتی اتیشش قشنگه.. #فالو_بک °
    ° #follow_me
    ° 👇👇👇 • ☆
    @h0sna__ . 🌹@bacha.niqabposh
    #خسته #غمگین #افغان #قانون
    #نیلا #افغانستان #کشور #زندگی #دریا #ناز #شهر #شاد #قلب #زیبا
  • 615 100 2 hours ago
  • میدونستین‌ که مغز تفاوت خنده مصنوعی و طبیعی را نمیتونه تشخیص بده و تمام چیزایی که تو زمان خندیدن ‏طبیعی رخ می ده، در خندیدن مصنوعی هم رخ می ده؟!؟🧐
واینو‌ میدونستین‌ که چقدررررر خنده برای سلامت جسم و مغز مفیده؟!؟؟🧐
بنابراین نتیجه میگیریم که حتما نیاز به دلیل ، برای خندیدن نداریم ، بیاین برای خودمون هم که شده الکی با هم بخندیم🥰
.
.
#خنده#شادی #خنده_بی_دلیل #انرژی#سلامتی#مغز #انرژی_مثبت #انرژی_خنده #دریا #الکی_خوش
  • میدونستین‌ که مغز تفاوت خنده مصنوعی و طبیعی را نمیتونه تشخیص بده و تمام چیزایی که تو زمان خندیدن ‏طبیعی رخ می ده، در خندیدن مصنوعی هم رخ می ده؟!؟🧐
    واینو‌ میدونستین‌ که چقدررررر خنده برای سلامت جسم و مغز مفیده؟!؟؟🧐
    بنابراین نتیجه میگیریم که حتما نیاز به دلیل ، برای خندیدن نداریم ، بیاین برای خودمون هم که شده الکی با هم بخندیم🥰
    .
    .
    #خنده #شادی #خنده_بی_دلیل #انرژی #سلامتی #مغز #انرژی_مثبت #انرژی_خنده #دریا #الکی_خوش
  • 295 10 6 hours ago

Latest Instagram Posts

  • #دوباره_عاشقی 
#قسمت۱۶۱
-کلا به زل زدنتان عادت ندارم! میترسم از نگاهت!
-همینه دیگه میترسی دلت بلرزه، عاشق شی، ولی باید کم کم عادت کنی خانوم کوچولو! حالا نگاه نمیکنی نگاه نکن، روتو چرا ازم میگیری؟ تو چشماتو ببند بذار من به کارم برسم!
لاله از نوع حرف زدن پدرام خنده اش میگرفت، شیطنت از سر رو رویش میبارید، چطور صنم دلش آمده بود او را با این اخلاق و رفتار دلبرش پس بزند. البته اکثرا وقت هایی که با لاله و حالش رو به راه بود، اخلاقش دوست داشتنی میشد اما وقتی عصبی یا جدی میشد، از زهر هم تلخ تر بود، ترسناک میشد، هم اخلاقش هم چشمانش!
لاله چشمش را بست، صدای باد و موج دریا آرامشی را برای هر دوی آنها به ارمغان می آورد، لاله سنگینی نگاه پدرام را احساس میکرد، حتی با چشمان بسته، پدرام دستش را دور لاله حلقه زد، فاصله بینشان را به صفر رساند، بوی عطر پدرام لاله را به جنون میکشاند، آن بوی عطر مردانه، حالا راحت تر میتوانست آن بو را استشمام کند، ریه هایش پر میشد از بوی عطر دوست داشتنی پدرام، یکی از دلایلی که پدرام را برایش جذاب میکرد و از کنارش ماندن سیر نمیشد بوی عطرش بود، ولی لاله هنوز این راز بزرگ جذابیت پدرام را به او نگفته بود، پدرام دستش را به سمت شال لاله برد، شالش را شل کرد و سپس از سرش بیرون کشید، لاله چشمانش را باز کرد و با ترس به او خیره شد:
-چیکار میکنی!
پدرام لبخندی به او زد:
-فقط یه اینبار، قول میدم!
لاله احساس امنیت نمیکرد، میترسید، ولی خودش بهتر  میدانست تا راضی نباشد پدرام کاری نخواهد کرد، سرش پایین انداخت، پدرام گیره موی لاله را باز کرد، موهای لاله پریشان دور تا دور صورتش حلقه زدند:
-میشه دیگه اون پارچه رو؛ رو موهای خوشگلت نذاری، من اینجوری دوست دارم تورو ببینم!
لاله بدون اینکه به پدرام نگاه کند، دستش را بطرف شالش که در دست پدرام بود دراز کرد:
-نه نمیشه، کافیه شالمو پس  بده!
پدرام شال لاله را با فاصله کناری انداخت و سپس دست لاله گرفت!
-قول دادم فقط یه ایندفعه!
لاله کمی آرام شد، پدارم دست لاله را بوسید و به روی قلبش گذاشت:
-به من اعتماد کن، قول میدم تا زمانی که بهم اعتماد کرده باشی، سقف اعتمادتو خراب نکنم از الان تا وقتی زنده ام!
#عاشقانه#دونفره#دریا#ساحل#رسیدن#ازدواج#رمان#رمان_عشقی#رمان_آنلاین #رمان_عاشقانه
  • #دوباره_عاشقی
    #قسمت۱۶۱
    -کلا به زل زدنتان عادت ندارم! میترسم از نگاهت!
    -همینه دیگه میترسی دلت بلرزه، عاشق شی، ولی باید کم کم عادت کنی خانوم کوچولو! حالا نگاه نمیکنی نگاه نکن، روتو چرا ازم میگیری؟ تو چشماتو ببند بذار من به کارم برسم!
    لاله از نوع حرف زدن پدرام خنده اش میگرفت، شیطنت از سر رو رویش میبارید، چطور صنم دلش آمده بود او را با این اخلاق و رفتار دلبرش پس بزند. البته اکثرا وقت هایی که با لاله و حالش رو به راه بود، اخلاقش دوست داشتنی میشد اما وقتی عصبی یا جدی میشد، از زهر هم تلخ تر بود، ترسناک میشد، هم اخلاقش هم چشمانش!
    لاله چشمش را بست، صدای باد و موج دریا آرامشی را برای هر دوی آنها به ارمغان می آورد، لاله سنگینی نگاه پدرام را احساس میکرد، حتی با چشمان بسته، پدرام دستش را دور لاله حلقه زد، فاصله بینشان را به صفر رساند، بوی عطر پدرام لاله را به جنون میکشاند، آن بوی عطر مردانه، حالا راحت تر میتوانست آن بو را استشمام کند، ریه هایش پر میشد از بوی عطر دوست داشتنی پدرام، یکی از دلایلی که پدرام را برایش جذاب میکرد و از کنارش ماندن سیر نمیشد بوی عطرش بود، ولی لاله هنوز این راز بزرگ جذابیت پدرام را به او نگفته بود، پدرام دستش را به سمت شال لاله برد، شالش را شل کرد و سپس از سرش بیرون کشید، لاله چشمانش را باز کرد و با ترس به او خیره شد:
    -چیکار میکنی!
    پدرام لبخندی به او زد:
    -فقط یه اینبار، قول میدم!
    لاله احساس امنیت نمیکرد، میترسید، ولی خودش بهتر میدانست تا راضی نباشد پدرام کاری نخواهد کرد، سرش پایین انداخت، پدرام گیره موی لاله را باز کرد، موهای لاله پریشان دور تا دور صورتش حلقه زدند:
    -میشه دیگه اون پارچه رو؛ رو موهای خوشگلت نذاری، من اینجوری دوست دارم تورو ببینم!
    لاله بدون اینکه به پدرام نگاه کند، دستش را بطرف شالش که در دست پدرام بود دراز کرد:
    -نه نمیشه، کافیه شالمو پس  بده!
    پدرام شال لاله را با فاصله کناری انداخت و سپس دست لاله گرفت!
    -قول دادم فقط یه ایندفعه!
    لاله کمی آرام شد، پدارم دست لاله را بوسید و به روی قلبش گذاشت:
    -به من اعتماد کن، قول میدم تا زمانی که بهم اعتماد کرده باشی، سقف اعتمادتو خراب نکنم از الان تا وقتی زنده ام!
    #عاشقانه #دونفره #دریا #ساحل #رسیدن #ازدواج #رمان #رمان_عشقی #رمان_آنلاین #رمان_عاشقانه
  • 29 8 23 minutes ago
  • .
ماندن #سنگ بودن است
و رفتن #رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد: 
جز #خاک شدن... و رود بودن به کجا می رود: 
جز #دریا شدن... .
‎‌‌‌‌‎‌‌(book_tips)
  • .
    ماندن #سنگ بودن است
    و رفتن #رود بودن
    بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد:
    جز #خاک شدن... و رود بودن به کجا می رود:
    جز #دریا شدن... .
    ‎‌‌‌‌‎‌‌(book_tips)
  • 30 0 29 minutes ago
  • تمرین کردن برای ثبت رکورد جهانی گینس تویه محل کارم بهم اجازه دویدن و درس خوندن و مطالعه کردن و درس خوندن نمیدانند ولی من برای پیشرفت کردن و نجات دادن خودم مجبور بودم به هر قیمتی هم در ورزشم هم در درسم موفق باشم من در جایی ۱۴هکتاری در یک پارک ساحلی به عنوان پارکبان کار میکنم که دستشویی باز و بسته میکنم و نگهبانی هم می دهم پنج تا همکار دارم که اینها همش زیر اب منو میزدنند و پشت سرم میگفتند و همش خرابم میکردنند و همش گزارش میدانند که من در محل کارم ورزش میکنم درس و کتاب میخونم و دانشگاه میرم و به همین دلیل چندین بار تهدید به اخراج شدم و بیشتر موقعه اضافه کار و حقوق مو کم میکردنند و منم چون خرجی چهارنفر از خانواده خودمو میدهم مجبور بودم در دو نوبت کار کنم در محل کارم جایی بود که سگ های ولگرد رو جمع میکردنند و اونجا نگه میداشتند و چون تویه محل کارم نمی توانستم تمرین کنم و درس و کتاب بخونم تصمیم گرفتم در محل سگ ها تمرین کنم و درس و کتاب بخونم یک ماه از حقوق خودمو برای سگ ها غذا گرفتم و به سگ غذا دادم تا منو بشناسند و منو نگیریند و آسیب نرساندن چندین بار رفتم داخل سگ ها تمرین کردم که منو شناخته بودنند و کاری بهم نداشتند و بهم عادت کرده بودنند و از اون به بعد که همکارم خوابش میبرد لباس ورزشی میپوشیدم و کتاب منو برداشتم میرفتم داخل سگ ها میدویدم و بعد میرفتم داخل کیسه زباله تا صبح درس میخوندم و کتاب میخوندم و به بدنم استراحت میدادم البته با چراغ قوه اینکار رو انجام میدادم سه سال در بین ۲۰تا۳۰سگ  این کار انجام دادم تا اینکه اونجا خراب کردنند و سگ ها به جای دیگر منتقل کردنند و من دیگری جای نداشتم تمرین کنم و درس و مطالعه بکنم بعد از مدتی شهرداری سوئیت های اجاره ی درست کردنند برای اجاره به مسافرها که تصمیم گرفتم ورزش درس خوندن رو تو اون سوئیت ها انجام بدم بدون اینکه همکارهام و مسوولم بفهمند#سگ #پارک #ابراهیم-عطایی#رکورد #گینس #جهانی #آستانه_اشرفیه #درس #کتاب #ورزش #شب #بیخوابی #دویدن #رسانه #ایران #اسپانسر#گیلان#دریا#قهرمان#تمچال
  • تمرین کردن برای ثبت رکورد جهانی گینس تویه محل کارم بهم اجازه دویدن و درس خوندن و مطالعه کردن و درس خوندن نمیدانند ولی من برای پیشرفت کردن و نجات دادن خودم مجبور بودم به هر قیمتی هم در ورزشم هم در درسم موفق باشم من در جایی ۱۴هکتاری در یک پارک ساحلی به عنوان پارکبان کار میکنم که دستشویی باز و بسته میکنم و نگهبانی هم می دهم پنج تا همکار دارم که اینها همش زیر اب منو میزدنند و پشت سرم میگفتند و همش خرابم میکردنند و همش گزارش میدانند که من در محل کارم ورزش میکنم درس و کتاب میخونم و دانشگاه میرم و به همین دلیل چندین بار تهدید به اخراج شدم و بیشتر موقعه اضافه کار و حقوق مو کم میکردنند و منم چون خرجی چهارنفر از خانواده خودمو میدهم مجبور بودم در دو نوبت کار کنم در محل کارم جایی بود که سگ های ولگرد رو جمع میکردنند و اونجا نگه میداشتند و چون تویه محل کارم نمی توانستم تمرین کنم و درس و کتاب بخونم تصمیم گرفتم در محل سگ ها تمرین کنم و درس و کتاب بخونم یک ماه از حقوق خودمو برای سگ ها غذا گرفتم و به سگ غذا دادم تا منو بشناسند و منو نگیریند و آسیب نرساندن چندین بار رفتم داخل سگ ها تمرین کردم که منو شناخته بودنند و کاری بهم نداشتند و بهم عادت کرده بودنند و از اون به بعد که همکارم خوابش میبرد لباس ورزشی میپوشیدم و کتاب منو برداشتم میرفتم داخل سگ ها میدویدم و بعد میرفتم داخل کیسه زباله تا صبح درس میخوندم و کتاب میخوندم و به بدنم استراحت میدادم البته با چراغ قوه اینکار رو انجام میدادم سه سال در بین ۲۰تا۳۰سگ این کار انجام دادم تا اینکه اونجا خراب کردنند و سگ ها به جای دیگر منتقل کردنند و من دیگری جای نداشتم تمرین کنم و درس و مطالعه بکنم بعد از مدتی شهرداری سوئیت های اجاره ی درست کردنند برای اجاره به مسافرها که تصمیم گرفتم ورزش درس خوندن رو تو اون سوئیت ها انجام بدم بدون اینکه همکارهام و مسوولم بفهمند #سگ #پارک #ابراهیم -عطایی #رکورد #گینس #جهانی #آستانه_اشرفیه #درس #کتاب #ورزش #شب #بیخوابی #دویدن #رسانه #ایران #اسپانسر #گیلان #دریا #قهرمان #تمچال
  • 78 4 32 minutes ago
  • 🇮🇷🇮🇷🇮🇷
یه پست گذاشتم نمیدونستم کجاس ، از انبوه کامنت ها فهمیدم ترکیس ! نکته جالبش واسم‌اونجا بود که خیلیا میدونستن ترکیس ولی مطمئنم خیلی از همونا نمیدونن سیراف کجاس ؟ تنگه تاریک شو کجاس و این باعث تاسفه ...
اینجا ایرانه ، از سیراف تا پارسیان ، از تنگه هایقر تا تنگه تاریک شو ، همش ایران خودمونه ، بریم ببینیم ، یادش بگیریم ، دوسش داشته باشیم ♥️♥️♥️
.
#بوشهر ، #هرمزگان ، #فارس ، #ایران
#Bushehr , #Hormozgan , #Fars , #IRAN
➖➖➖➖➖➖➖➖
‌
👉 #IRANTRAVEL 👈
( اولین هشتگ گردشگری ایران )
‌
➖➖➖➖➖➖➖➖
📹 : @ehsawn_kh @mini_toor
Selected by @ArYA_Hj
.
برای دیدن زیبایی های شمال، این پیج رو هم میتونید دنبال کنید :
@Caspian_land
@Caspian_land
  • 🇮🇷🇮🇷🇮🇷
    یه پست گذاشتم نمیدونستم کجاس ، از انبوه کامنت ها فهمیدم ترکیس ! نکته جالبش واسم‌اونجا بود که خیلیا میدونستن ترکیس ولی مطمئنم خیلی از همونا نمیدونن سیراف کجاس ؟ تنگه تاریک شو کجاس و این باعث تاسفه ...
    اینجا ایرانه ، از سیراف تا پارسیان ، از تنگه هایقر تا تنگه تاریک شو ، همش ایران خودمونه ، بریم ببینیم ، یادش بگیریم ، دوسش داشته باشیم ♥️♥️♥️
    .
    #بوشهر ، #هرمزگان ، #فارس ، #ایران
    #Bushehr , #Hormozgan , #Fars , #IRAN
    ➖➖➖➖➖➖➖➖

    👉 #IRANTRAVEL 👈
    ( اولین هشتگ گردشگری ایران )

    ➖➖➖➖➖➖➖➖
    📹 : @ehsawn_kh @mini_toor
    Selected by @ArYA_Hj
    .
    برای دیدن زیبایی های شمال، این پیج رو هم میتونید دنبال کنید :
    @Caspian_land
    @Caspian_land
  • 1,292 39 52 minutes ago