#مکتب_فرانکفورت Instagram Photos & Videos

مکتب_فرانکفورت - 321 posts

Top Posts

  • .
.
"دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی"
.
.
" داریوش نصیری مهر "
.
.
#تئودور_آدورنو از موسیقی #آرنولد_شوئنبرگ به #فلسفه خود رسید. از #موسیقی که در برابر #تونال های رایج  موسیقی می ایستد و موسیقی #آتونال را پایه گذاری میکند. میرایی #هنر زمانی صورت میگیرد که نُتی همچون فرمانروا حاکم بر فضای موسیقی میشود و این پادشاه #تونیک نام دارد..
.
#تونیک مرکز موسیقی میشود و محل توقف و فرود ملودی ها بر روی نت اصلیست. تونیک همچون #شوالیه در موسیقی عمل میکند و با میدان آمدن او فوج فوج سربازان که تا کنون میجنگیدند دیگر دیده نمیشوند و این تبعیض سر آغازیست برای زوال.
.
آدورنو این زوال را درک کرد و #دیالکتیک مطلوبش را در موسیقی یافت که نتها از اهمیتی یکسان بر خوردار میشوند. شوئنبرگ به ما یاد میدهد که این #وحدت_نمادین و زیبا، دروغی بیش نیست.
.
آدورنو معتقد بود که  #هنر_مدرن  اصل را بر پایه ی ويرانی عادت‌های زيبايی‌شناسی گذاشته است. هنر مدرن اين #وحدت_ارگانيک فرضی را در هم می‌شكند و كليت دروغين را انكار ميكند. لذت بردن از اين هنر، نيازمند انديشيدن است.
.
#هنر_مدرن برخلاف #هنر_توده‌ای، تضادهای درون مخاطبان را می‌پذيرد. چون به استقلال فكر اهميت می‌دهد. این همان مفهومیست که بطور مثال در سینمای #شهید_ثالث و تا حدودی #کیارستمی نیز در هنر قابل رویت است. سینمایی که از ستارگان خالیست و جای آنرا #پرسوناژ هایی میگیرند که در #هنر_کلاسیک، زندگی و عذاب و مرگشان به چشم نیامده این همان شرح تاریخ است از زبان ستمدیدگان است.
.
شوئنبرگ خالق جهان آتونالی است زیرا که به مدد او #مکتب_فرانکفورت و خصوصا آدورنو به درک #دیالکتیک_منفی رسید.
.
تئودور آدورنو میگفت  هنر مدرن در ذات خود، ضد #زيبايی_شناسی_كلاسيك است و شالوده زيبایی ‌شناسی منفی را می ‌ريزد؛ زيرا فلسفه هنر كلاسيك، تنها در شكل ظهور هنر نازل و پست و مردمی زنده می ‌ماند. آدورنو در نامه‌هايی به والتر بينامين، به اودر مورد هنر توده‌ای و از ميان رفتن هنر #آريستوكرات و همگانی و يكسان شدن لذت زيبايی ‌شناسانه، هشدار می‌دهد؛ هنری كه در واقع تسليم «يكرنگ سازی سرمايه» شده است.
.
شونبرگ به ما یاد میدهد که با هنر میتوان دست به آفرینش زد. آفرینشی که مولدش خیال آزاد انسان است.
.
#Arnold_Schoenberg
#Modern_art
  • .
    .
    "دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی"
    .
    .
    " داریوش نصیری مهر "
    .
    .
    #تئودور_آدورنو از موسیقی #آرنولد_شوئنبرگ به #فلسفه خود رسید. از #موسیقی که در برابر #تونال های رایج موسیقی می ایستد و موسیقی #آتونال را پایه گذاری میکند. میرایی #هنر زمانی صورت میگیرد که نُتی همچون فرمانروا حاکم بر فضای موسیقی میشود و این پادشاه #تونیک نام دارد..
    .
    #تونیک مرکز موسیقی میشود و محل توقف و فرود ملودی ها بر روی نت اصلیست. تونیک همچون #شوالیه در موسیقی عمل میکند و با میدان آمدن او فوج فوج سربازان که تا کنون میجنگیدند دیگر دیده نمیشوند و این تبعیض سر آغازیست برای زوال.
    .
    آدورنو این زوال را درک کرد و #دیالکتیک مطلوبش را در موسیقی یافت که نتها از اهمیتی یکسان بر خوردار میشوند. شوئنبرگ به ما یاد میدهد که این #وحدت_نمادین و زیبا، دروغی بیش نیست.
    .
    آدورنو معتقد بود که #هنر_مدرن اصل را بر پایه ی ويرانی عادت‌های زيبايی‌شناسی گذاشته است. هنر مدرن اين #وحدت_ارگانيک فرضی را در هم می‌شكند و كليت دروغين را انكار ميكند. لذت بردن از اين هنر، نيازمند انديشيدن است.
    .
    #هنر_مدرن برخلاف #هنر_توده ‌ای، تضادهای درون مخاطبان را می‌پذيرد. چون به استقلال فكر اهميت می‌دهد. این همان مفهومیست که بطور مثال در سینمای #شهید_ثالث و تا حدودی #کیارستمی نیز در هنر قابل رویت است. سینمایی که از ستارگان خالیست و جای آنرا #پرسوناژ هایی میگیرند که در #هنر_کلاسیک ، زندگی و عذاب و مرگشان به چشم نیامده این همان شرح تاریخ است از زبان ستمدیدگان است.
    .
    شوئنبرگ خالق جهان آتونالی است زیرا که به مدد او #مکتب_فرانکفورت و خصوصا آدورنو به درک #دیالکتیک_منفی رسید.
    .
    تئودور آدورنو میگفت هنر مدرن در ذات خود، ضد #زيبايی_شناسی_كلاسيك است و شالوده زيبایی ‌شناسی منفی را می ‌ريزد؛ زيرا فلسفه هنر كلاسيك، تنها در شكل ظهور هنر نازل و پست و مردمی زنده می ‌ماند. آدورنو در نامه‌هايی به والتر بينامين، به اودر مورد هنر توده‌ای و از ميان رفتن هنر #آريستوكرات و همگانی و يكسان شدن لذت زيبايی ‌شناسانه، هشدار می‌دهد؛ هنری كه در واقع تسليم «يكرنگ سازی سرمايه» شده است.
    .
    شونبرگ به ما یاد میدهد که با هنر میتوان دست به آفرینش زد. آفرینشی که مولدش خیال آزاد انسان است.
    .
    #Arnold_Schoenberg
    #Modern_art
  • 103 14 18 August, 2019
  • .
مکتب فرانکفورت: خاستگاه و مفهوم؛ بر پایه نظریه مارکسیستی
نويسنده:فیل اسلاتر
مترجم: محمد صادق رییسی
دسته موضوعي: فلسفه
ناشر: سولار
سال انتشار:١٣۹٧
نوبت چاپ: ۱
شابك:۹۷۸۶۰۰۷۷۱۸۹۵۷
جلد كتاب: شومیز 
قطع كتاب: رقعی
تعداد صفحات:۳۰۰
قيمت: ۲۵۰،۰۰۰ ریال
  • .
    مکتب فرانکفورت: خاستگاه و مفهوم؛ بر پایه نظریه مارکسیستی
    نويسنده:فیل اسلاتر
    مترجم: محمد صادق رییسی
    دسته موضوعي: فلسفه
    ناشر: سولار
    سال انتشار:١٣۹٧
    نوبت چاپ: ۱
    شابك:۹۷۸۶۰۰۷۷۱۸۹۵۷
    جلد كتاب: شومیز
    قطع كتاب: رقعی
    تعداد صفحات:۳۰۰
    قيمت: ۲۵۰،۰۰۰ ریال
  • 207 3 15 September, 2018
  • #انسان_تک_ساحتی
.
"هرچقدر ما ایرانی ها شلنگ قلیان( امروزه موبایل) به دست داریم؛ این غربی ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگی این مردم است.ما چوب حماقتمان را می خوریم، آنها نان لیاقتشان را...
.
.
.
.
.
.
.
 جلال آل اجمد✏ .
.
از تک نگاری های مترو:
#رضا_کردبچه🎬 .
.
.
.
. --------------------------------------------------------------------------- "صنعت فرهنگ" رواج نوعي فرهنگ اسـتاندارد با بهره گيري از انواع سرگرميهاي منحط و مبتذل است كه مـردم را در چنـگ خـود اسـير ميدارد. اين فرهنگ، فرديت و آزادي را از ميان ميبرد و به اين ترتيب مقاومت پرولتاريا نيز رو به خاموشي ميگذارد. .
با ساخت سلطه، سرگرم سـاختن تـوده هـا بـراي تـضعيف آگـاهي انتقـادي آنهـا ويكـسان سـازي و استاندارد سازي فرهنگي آغاز می شود. نتيجة رواج منطق مادي و مصرف گرايی سرمايه داري و نيـز سـلطة صـنعت  فرهنگ در بستر اجتماع مدرن، ظهور انساني است كه هويت اصـيل خـود را از دسـت داده و بـرده كالاهـاي مـصرفي گـشته اسـت. چنـين انـسانِ بـي هويـت و از خودبيگانـه اي را در ادبيـات مكتـب فرانكفورت، انسان تك ساحتي ميناميم . به نظر اصـحاب مكتـب فرانكفـورت جـوهر سـرمايه داري ‌مدرن، كنترل اجتماعي و جلوگيري از دگرگوني بنيادي اسـت و صـنعت فرهنـگ يكـي از عوامـل اصلي اين كنترل واز موانع عمدة آزادي وآگاهي وانقلاب اجتماعي به شمار ميرود. .
.
#انسان #جامعه #جامعه_شناسی #کتاب #قلیان #مطالعه #موبایل #ابتذال_فرهنگی #فقر_مطالعه #هنرمند #هنر_مفهومی #فیلم_مستند #فیلمساز #مکتب_فرانکفورت #مارکوزه #

#film #sociology #art #book #artist #poet #poems
  • #انسان_تک_ساحتی
    .
    "هرچقدر ما ایرانی ها شلنگ قلیان( امروزه موبایل) به دست داریم؛ این غربی ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگی این مردم است.ما چوب حماقتمان را می خوریم، آنها نان لیاقتشان را...
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جلال آل اجمد✏ .
    .
    از تک نگاری های مترو:
    #رضا_کردبچه 🎬 .
    .
    .
    .
    . --------------------------------------------------------------------------- "صنعت فرهنگ" رواج نوعي فرهنگ اسـتاندارد با بهره گيري از انواع سرگرميهاي منحط و مبتذل است كه مـردم را در چنـگ خـود اسـير ميدارد. اين فرهنگ، فرديت و آزادي را از ميان ميبرد و به اين ترتيب مقاومت پرولتاريا نيز رو به خاموشي ميگذارد. .
    با ساخت سلطه، سرگرم سـاختن تـوده هـا بـراي تـضعيف آگـاهي انتقـادي آنهـا ويكـسان سـازي و استاندارد سازي فرهنگي آغاز می شود. نتيجة رواج منطق مادي و مصرف گرايی سرمايه داري و نيـز سـلطة صـنعت فرهنگ در بستر اجتماع مدرن، ظهور انساني است كه هويت اصـيل خـود را از دسـت داده و بـرده كالاهـاي مـصرفي گـشته اسـت. چنـين انـسانِ بـي هويـت و از خودبيگانـه اي را در ادبيـات مكتـب فرانكفورت، انسان تك ساحتي ميناميم . به نظر اصـحاب مكتـب فرانكفـورت جـوهر سـرمايه داري ‌مدرن، كنترل اجتماعي و جلوگيري از دگرگوني بنيادي اسـت و صـنعت فرهنـگ يكـي از عوامـل اصلي اين كنترل واز موانع عمدة آزادي وآگاهي وانقلاب اجتماعي به شمار ميرود. .
    .
    #انسان #جامعه #جامعه_شناسی #کتاب #قلیان #مطالعه #موبایل #ابتذال_فرهنگی #فقر_مطالعه #هنرمند #هنر_مفهومی #فیلم_مستند #فیلمساز #مکتب_فرانکفورت #مارکوزه #

    #film #sociology #art #book #artist #poet #poems
  • 187 11 10 May, 2019
  • پیشنهاد مطالعه
کتابی در 134 صفحه قطع جیبی نشر گام نو ترجمه #جوادگنجی
خواندنش کمی طول می کشد با این که کم حجم است. در حین خواندن به منابع دیگری نیاز پیدا می کنیم و این خوبی متن است. نقد نظریه های انتقادی و تفکیک و جداسازی طیف نظریه پردازان آن، کار دشواریست. طرح پرسش های ناشیانه "جی" از نظر اشمیت، و به ویژه بخش آخر این کتاب جدال معرفتی آموزنده ایست. هم به لحاظ متد و هم استدلال ها ...
"ما دور کاملی زده ایم. مبنای نظریه انتقادی را نباید به شیوه ای جست و جو و تبیین کرد که به درد فضای آکادمیک بخورد تا بتواند در جر و بحث هایش روی داده های ما حساب باز کند. ما باید مبانی آن را در تاملی بر خاستگاه های خودمان جست و جو کنیم و نه از طریق کاربرد زبانی که همچون زبان جی ماهرانه و کتابی یا همچون زبان هابرماس بهداشتی و عاری از هرگونه جنبه اروتیک است... ما پیش از آنکه به زبان های مختلفی که نظریه پردازی انتقادی فراهم شان می کند، شروع به سخن گفتن کنیم، ورشکستگی علوم اجتماعی را تشخیص دادیم".
#مکتب_فرانکفورت
  • پیشنهاد مطالعه
    کتابی در 134 صفحه قطع جیبی نشر گام نو ترجمه #جوادگنجی
    خواندنش کمی طول می کشد با این که کم حجم است. در حین خواندن به منابع دیگری نیاز پیدا می کنیم و این خوبی متن است. نقد نظریه های انتقادی و تفکیک و جداسازی طیف نظریه پردازان آن، کار دشواریست. طرح پرسش های ناشیانه "جی" از نظر اشمیت، و به ویژه بخش آخر این کتاب جدال معرفتی آموزنده ایست. هم به لحاظ متد و هم استدلال ها ...
    "ما دور کاملی زده ایم. مبنای نظریه انتقادی را نباید به شیوه ای جست و جو و تبیین کرد که به درد فضای آکادمیک بخورد تا بتواند در جر و بحث هایش روی داده های ما حساب باز کند. ما باید مبانی آن را در تاملی بر خاستگاه های خودمان جست و جو کنیم و نه از طریق کاربرد زبانی که همچون زبان جی ماهرانه و کتابی یا همچون زبان هابرماس بهداشتی و عاری از هرگونه جنبه اروتیک است... ما پیش از آنکه به زبان های مختلفی که نظریه پردازی انتقادی فراهم شان می کند، شروع به سخن گفتن کنیم، ورشکستگی علوم اجتماعی را تشخیص دادیم".
    #مکتب_فرانکفورت
  • 192 12 18 July, 2019

Latest Instagram Posts

  • ~~~
📚 اریش فروم در سال ۱۹۰۰ در فرانکفورت آلمان، در یک خانواده‌ی یهودی زیرمتوسط به دنیا آمد که ظاهراً مسیحی ارتدوکس بودند. فروم هیچ‌گاه مذهبی نشد، اما در نوجوانی مفتون حکمت‌نامه‌ی سترگ یهودیت، تلمود، شد و تا سال‌ها فقط این سودا را در سر داشت که تلمودپژوه شود. در همین حال، در اوان نوجوانی زیر تأثیر یکی از کارمندان پدرش قرار گرفت که او را با آثار کارل مارکس آشنا کرد. سپس، جنگ جهانی اول درگرفت که فروم بعدها آن را «سرنوشت‌سازترین تجربه‌ی زندگی‌ام» می‌نامید. 📚 «مکتب فرانکفورت» در سال ۱۹۲۲ به دست مارکسیست متمولی پایه‌گذاری شد که خواهان پدید آمدن آثار پژوهشگرانه با تمرکز بر طبقه‌ی سازمان‌یافته‌ی کارگران بود. با این حال، در پایان آن دهه، گرایش نومارکسیستی‌ای که در میان روشنفکران چپ به وجود آمده بود آثار این انستیتو را به سمت کاوش در پیامدهای فرهنگی، و نه اقتصادی، سرمایه‌داری هدایت می‌کرد. همین گرایش – به رهبری پژوهشگرانی چون ماکس هورکهایمر، تئودور آدورنو، والتر بنیامین، هربرت مارکوزه، و لئو لوونتال – بود که وجه اصیل آثار این انستیتو را شکل می‌داد. حوالی سال ۱۹۲۹، گروهی از روان‌کاوان، از جمله فروم و ویلهلم رایش، (عمدتاً توسط هورکهایمر) به استخدام انستیتو درآمدند، و همین افراد اعضای انستیتو را با تفکر نوفرویدی آشنا کردند که – به همراه مارکسیسم فرهنگی – نشان شاخص مکتب فرانکفورت می‌شد. 📚 ظهور نازیسم – سهولت باورنکردنی به قدرت رسیدن هیتلر، نخست در آلمان و سپس در اتریش – بود که فروم را به شگفت آورده و او را متقاعد کرده بود که نوع بشر عمدتاً، و تقریباً همیشه، مجذوب این آسایش کودکانه می‌شود: یک مرجع اقتدار بیرونی داشته باشد که تمام تصمیمات را اتخاذ کند. چه چیزی در روان انسان بود که از آن‌چه فروم آن را صرفاً بازگشت به قبیله‎گرایی می‌دید استقبال می‌کرد؟ فروم هرچه بیشتر می‌اندیشید، روشن‌تر به این نتیجه می‌رسید که در وجود تمامی انسان‌ها کشاکشی بین تمنای آزادی و تمنای شانه خالی کردن از بار مسئولیت‌های آزادی برقرار می‌ماند. فروم این تمنای اخیر را «مسئولیت‌گریزی دنباله‌روانه» می‌نامید. ⏱ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
@NashrAasoo 💬
http://aasoo.org/fa/books/2265
#فروم #نویسنده #هیتلر #نازیسم #روانشناسی #مکتب_فرانکفورت #آلمان #کتاب #کتاب_خوانی #جامعه #جامعه_شناسی
  • ~~~
    📚 اریش فروم در سال ۱۹۰۰ در فرانکفورت آلمان، در یک خانواده‌ی یهودی زیرمتوسط به دنیا آمد که ظاهراً مسیحی ارتدوکس بودند. فروم هیچ‌گاه مذهبی نشد، اما در نوجوانی مفتون حکمت‌نامه‌ی سترگ یهودیت، تلمود، شد و تا سال‌ها فقط این سودا را در سر داشت که تلمودپژوه شود. در همین حال، در اوان نوجوانی زیر تأثیر یکی از کارمندان پدرش قرار گرفت که او را با آثار کارل مارکس آشنا کرد. سپس، جنگ جهانی اول درگرفت که فروم بعدها آن را «سرنوشت‌سازترین تجربه‌ی زندگی‌ام» می‌نامید. 📚 «مکتب فرانکفورت» در سال ۱۹۲۲ به دست مارکسیست متمولی پایه‌گذاری شد که خواهان پدید آمدن آثار پژوهشگرانه با تمرکز بر طبقه‌ی سازمان‌یافته‌ی کارگران بود. با این حال، در پایان آن دهه، گرایش نومارکسیستی‌ای که در میان روشنفکران چپ به وجود آمده بود آثار این انستیتو را به سمت کاوش در پیامدهای فرهنگی، و نه اقتصادی، سرمایه‌داری هدایت می‌کرد. همین گرایش – به رهبری پژوهشگرانی چون ماکس هورکهایمر، تئودور آدورنو، والتر بنیامین، هربرت مارکوزه، و لئو لوونتال – بود که وجه اصیل آثار این انستیتو را شکل می‌داد. حوالی سال ۱۹۲۹، گروهی از روان‌کاوان، از جمله فروم و ویلهلم رایش، (عمدتاً توسط هورکهایمر) به استخدام انستیتو درآمدند، و همین افراد اعضای انستیتو را با تفکر نوفرویدی آشنا کردند که – به همراه مارکسیسم فرهنگی – نشان شاخص مکتب فرانکفورت می‌شد. 📚 ظهور نازیسم – سهولت باورنکردنی به قدرت رسیدن هیتلر، نخست در آلمان و سپس در اتریش – بود که فروم را به شگفت آورده و او را متقاعد کرده بود که نوع بشر عمدتاً، و تقریباً همیشه، مجذوب این آسایش کودکانه می‌شود: یک مرجع اقتدار بیرونی داشته باشد که تمام تصمیمات را اتخاذ کند. چه چیزی در روان انسان بود که از آن‌چه فروم آن را صرفاً بازگشت به قبیله‎گرایی می‌دید استقبال می‌کرد؟ فروم هرچه بیشتر می‌اندیشید، روشن‌تر به این نتیجه می‌رسید که در وجود تمامی انسان‌ها کشاکشی بین تمنای آزادی و تمنای شانه خالی کردن از بار مسئولیت‌های آزادی برقرار می‌ماند. فروم این تمنای اخیر را «مسئولیت‌گریزی دنباله‌روانه» می‌نامید. ⏱ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
    @NashrAasoo 💬
    http://aasoo.org/fa/books/2265
    #فروم #نویسنده #هیتلر #نازیسم #روانشناسی #مکتب_فرانکفورت #آلمان #کتاب #کتاب_خوانی #جامعه #جامعه_شناسی
  • 368 3 10 hours ago
  • به عقیده‌ی آدورنو موسیقی بیان ناتوانی‌های انسان است، موسیقی بیان شکاف‌ها، تعارض‌ها و تناقض‌های زندگی اجتماعی است، موسیقی بیان از خودبیگانگی، بیان نداشتن‌ها، کمبودها و حسرت‌هاست. حس غمگین نوستالژیکی که موسیقی در انسان‌ها ایجاد می‌کند به خاطر این است که موسیقی بیان شکاف‌های پرنشده طبقاتی و سرکوب‌های اجتماعی است. موسیقی انسان را در اکثر موارد در مقابل یک امر والا قرار می‌دهد و نه یک امر زیبا. این احساسِ ترس و حقارت در مقابل امر والاست که عواطف را بر می‌انگیزانند.

زبان ناتوانی های انسان؛ 
نگاهی به جایگاه موسیقی در افکار تئودور آدورنو
بابک احمدی

#آدرنو #هنر #موسیقی #بابک_احمدی #فلسفه #فلسفه_هنر  #مکتب_فرانکفورت #جامعه_شناسی #هنرهای_زیبا
  • به عقیده‌ی آدورنو موسیقی بیان ناتوانی‌های انسان است، موسیقی بیان شکاف‌ها، تعارض‌ها و تناقض‌های زندگی اجتماعی است، موسیقی بیان از خودبیگانگی، بیان نداشتن‌ها، کمبودها و حسرت‌هاست. حس غمگین نوستالژیکی که موسیقی در انسان‌ها ایجاد می‌کند به خاطر این است که موسیقی بیان شکاف‌های پرنشده طبقاتی و سرکوب‌های اجتماعی است. موسیقی انسان را در اکثر موارد در مقابل یک امر والا قرار می‌دهد و نه یک امر زیبا. این احساسِ ترس و حقارت در مقابل امر والاست که عواطف را بر می‌انگیزانند.

    زبان ناتوانی های انسان؛
    نگاهی به جایگاه موسیقی در افکار تئودور آدورنو
    بابک احمدی

    #آدرنو #هنر #موسیقی #بابک_احمدی #فلسفه #فلسفه_هنر #مکتب_فرانکفورت #جامعه_شناسی #هنرهای_زیبا
  • 154 5 20 August, 2019
  • 📘 خودکُشی، توهّمِ یک پایان
🔺 ناشر: ╢  ردِّ شبهاتِ مُلحدین ╟

#خودکشی، یکی از اصلی‌ترین عللِ مرگ در جهان و یکی از بزرگ‌ترین بدبختی‌هایِ عصرِ مادِرن (Modern) است و هر ساله قطعِ نظر از خودکُشی‌هایِ ناموفّق، جانِ حدودِ یک میلیون انسان را می‌گیرد که بیشترشان از طیفِ جوانان هستند. نومیدی در عصرِ جدید، در زندگیِ تک‌تکِ انسان‌ها مشهود است. غلبه‌یِ نومیدی و یأس و پوچی بر بشر همان چیزی است که آنرا در جنبش‌هایِ فیلاسوفیکالِ سده‌یِ نوزدهم و بیستم «#نیهیلیسم (Nihilism)» نامیده‌اند که در مقابلِ آن مکتبِ «#اگزیستانسیالیسم (Existentialism)» است. نیهیلیست‌ها و اگزیستانسیالیست‌ها در مغزِ عقیده، شباهت‌هایِ فراوانی با یکدیگر دارند و معتقد بودند که جهان ذاتاً تُهی از هرگونه معنی‌ای است. تنها تفاوتِ بنیادین آن است که هستی‌گراها می‌خواهند معنایی برایِ زندگانی بیافرینند و این معنا را به تک‌تکِ انسان‌ها از زمانی که چشم می‌گشایند محوّل کرده‌اند. از پرچمدارانِ معروفِ اگزیستانسیالیسم می‌توان ژان‌پُل #سارتر (Jean-Paul Sartre) و فریدریش #نیچه (Friedrich Nietzsche) و سورن #کیرکگارد ( Soren Kierkegaard) و مارتین #هایدگر (Martin Heidegger) و کارل #جاسپرز (Karl Jaspers) و فیودور #داستایفسکی (Fyodor Dostoyevsky) را نام بُرد. عدّه‌ای آلبر #کامو (Albert Camus) را نیز یک اگزیستانسیالیست می‌نامند. کامو باورمند بود که انسان‌ها برایِ جلوگیری از خودکُشی، باید حتماً معنا داشته باشند. وی می‌گوید:
«معنایِ واقعیِ زندگی، انجامِ هر کاری است که مانعِ آدمی از خودکُشی می‌شود.»
نیچه نیز در موردِ معناآفرینی برایِ زندگانی می‌گفت:
«انسانی که 'چراییِ' زندگی‌اش را بِداند، تقریباً با هر 'چگونگی‌ای' می‌سازَد.»
تعریفِ سارتْر نیز این بود که انسان هیچ است و زمانی معنا پیدا می‌کند که خود صفاتی برایِ خود کسب کند و خود را از «#هیچ» به منصه‌یِ «#وجود» بَرنشانَد و اینْ انسان است که خصوصیّاتش را بنا بر تصمیماتی که می‌گیرد و انتخاب‌هایی که دارد اخذ می‌کند. سارتْر، انسان را دارایِ اراده‌یِ آزاد می‌دانست، بِدین معنا که هر شخصی می‌تواند تفکّر و تأمّل کند و سپس نتیجه‌گیری و تصمیم و عمل را بِکار بندد و هر انسانی متعهّد به مسئولیّت‌هایش باشد.
ولی #نیهیلیست‌ها باور داشتند که زندگی سراسر پوچ و بی‌ارزش است و این حیات به کسی رویِ خوش نشان نداده و همه در سقوط و پستی و پوچی هستند. آن‌ها می‌گفتند که برایِ پایان‌دادن به این زندگیِ پوچ #یا باید خودکُشی کرد، #یا اینکه کاملاً با بی‌معنایی زندگی را طِی نمود. راهِ سوّمی را اگزیستانسیالیست‌ها پیش
  • 📘 خودکُشی، توهّمِ یک پایان
    🔺 ناشر: ╢ ردِّ شبهاتِ مُلحدین ╟

    #خودکشی ، یکی از اصلی‌ترین عللِ مرگ در جهان و یکی از بزرگ‌ترین بدبختی‌هایِ عصرِ مادِرن (Modern) است و هر ساله قطعِ نظر از خودکُشی‌هایِ ناموفّق، جانِ حدودِ یک میلیون انسان را می‌گیرد که بیشترشان از طیفِ جوانان هستند. نومیدی در عصرِ جدید، در زندگیِ تک‌تکِ انسان‌ها مشهود است. غلبه‌یِ نومیدی و یأس و پوچی بر بشر همان چیزی است که آنرا در جنبش‌هایِ فیلاسوفیکالِ سده‌یِ نوزدهم و بیستم « #نیهیلیسم (Nihilism)» نامیده‌اند که در مقابلِ آن مکتبِ « #اگزیستانسیالیسم (Existentialism)» است. نیهیلیست‌ها و اگزیستانسیالیست‌ها در مغزِ عقیده، شباهت‌هایِ فراوانی با یکدیگر دارند و معتقد بودند که جهان ذاتاً تُهی از هرگونه معنی‌ای است. تنها تفاوتِ بنیادین آن است که هستی‌گراها می‌خواهند معنایی برایِ زندگانی بیافرینند و این معنا را به تک‌تکِ انسان‌ها از زمانی که چشم می‌گشایند محوّل کرده‌اند. از پرچمدارانِ معروفِ اگزیستانسیالیسم می‌توان ژان‌پُل #سارتر (Jean-Paul Sartre) و فریدریش #نیچه (Friedrich Nietzsche) و سورن #کیرکگارد ( Soren Kierkegaard) و مارتین #هایدگر (Martin Heidegger) و کارل #جاسپرز (Karl Jaspers) و فیودور #داستایفسکی (Fyodor Dostoyevsky) را نام بُرد. عدّه‌ای آلبر #کامو (Albert Camus) را نیز یک اگزیستانسیالیست می‌نامند. کامو باورمند بود که انسان‌ها برایِ جلوگیری از خودکُشی، باید حتماً معنا داشته باشند. وی می‌گوید:
    «معنایِ واقعیِ زندگی، انجامِ هر کاری است که مانعِ آدمی از خودکُشی می‌شود.»
    نیچه نیز در موردِ معناآفرینی برایِ زندگانی می‌گفت:
    «انسانی که 'چراییِ' زندگی‌اش را بِداند، تقریباً با هر 'چگونگی‌ای' می‌سازَد.»
    تعریفِ سارتْر نیز این بود که انسان هیچ است و زمانی معنا پیدا می‌کند که خود صفاتی برایِ خود کسب کند و خود را از « #هیچ » به منصه‌یِ « #وجود » بَرنشانَد و اینْ انسان است که خصوصیّاتش را بنا بر تصمیماتی که می‌گیرد و انتخاب‌هایی که دارد اخذ می‌کند. سارتْر، انسان را دارایِ اراده‌یِ آزاد می‌دانست، بِدین معنا که هر شخصی می‌تواند تفکّر و تأمّل کند و سپس نتیجه‌گیری و تصمیم و عمل را بِکار بندد و هر انسانی متعهّد به مسئولیّت‌هایش باشد.
    ولی #نیهیلیست ‌ها باور داشتند که زندگی سراسر پوچ و بی‌ارزش است و این حیات به کسی رویِ خوش نشان نداده و همه در سقوط و پستی و پوچی هستند. آن‌ها می‌گفتند که برایِ پایان‌دادن به این زندگیِ پوچ #یا باید خودکُشی کرد، #یا اینکه کاملاً با بی‌معنایی زندگی را طِی نمود. راهِ سوّمی را اگزیستانسیالیست‌ها پیش
  • 188 2 20 August, 2019
  • .
.
"دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی"
.
.
" داریوش نصیری مهر "
.
.
#تئودور_آدورنو از موسیقی #آرنولد_شوئنبرگ به #فلسفه خود رسید. از #موسیقی که در برابر #تونال های رایج  موسیقی می ایستد و موسیقی #آتونال را پایه گذاری میکند. میرایی #هنر زمانی صورت میگیرد که نُتی همچون فرمانروا حاکم بر فضای موسیقی میشود و این پادشاه #تونیک نام دارد..
.
#تونیک مرکز موسیقی میشود و محل توقف و فرود ملودی ها بر روی نت اصلیست. تونیک همچون #شوالیه در موسیقی عمل میکند و با میدان آمدن او فوج فوج سربازان که تا کنون میجنگیدند دیگر دیده نمیشوند و این تبعیض سر آغازیست برای زوال.
.
آدورنو این زوال را درک کرد و #دیالکتیک مطلوبش را در موسیقی یافت که نتها از اهمیتی یکسان بر خوردار میشوند. شوئنبرگ به ما یاد میدهد که این #وحدت_نمادین و زیبا، دروغی بیش نیست.
.
آدورنو معتقد بود که  #هنر_مدرن  اصل را بر پایه ی ويرانی عادت‌های زيبايی‌شناسی گذاشته است. هنر مدرن اين #وحدت_ارگانيک فرضی را در هم می‌شكند و كليت دروغين را انكار ميكند. لذت بردن از اين هنر، نيازمند انديشيدن است.
.
#هنر_مدرن برخلاف #هنر_توده‌ای، تضادهای درون مخاطبان را می‌پذيرد. چون به استقلال فكر اهميت می‌دهد. این همان مفهومیست که بطور مثال در سینمای #شهید_ثالث و تا حدودی #کیارستمی نیز در هنر قابل رویت است. سینمایی که از ستارگان خالیست و جای آنرا #پرسوناژ هایی میگیرند که در #هنر_کلاسیک، زندگی و عذاب و مرگشان به چشم نیامده این همان شرح تاریخ است از زبان ستمدیدگان است.
.
شوئنبرگ خالق جهان آتونالی است زیرا که به مدد او #مکتب_فرانکفورت و خصوصا آدورنو به درک #دیالکتیک_منفی رسید.
.
تئودور آدورنو میگفت  هنر مدرن در ذات خود، ضد #زيبايی_شناسی_كلاسيك است و شالوده زيبایی ‌شناسی منفی را می ‌ريزد؛ زيرا فلسفه هنر كلاسيك، تنها در شكل ظهور هنر نازل و پست و مردمی زنده می ‌ماند. آدورنو در نامه‌هايی به والتر بينامين، به اودر مورد هنر توده‌ای و از ميان رفتن هنر #آريستوكرات و همگانی و يكسان شدن لذت زيبايی ‌شناسانه، هشدار می‌دهد؛ هنری كه در واقع تسليم «يكرنگ سازی سرمايه» شده است.
.
شونبرگ به ما یاد میدهد که با هنر میتوان دست به آفرینش زد. آفرینشی که مولدش خیال آزاد انسان است.
.
#Arnold_Schoenberg
#Modern_art
  • .
    .
    "دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی"
    .
    .
    " داریوش نصیری مهر "
    .
    .
    #تئودور_آدورنو از موسیقی #آرنولد_شوئنبرگ به #فلسفه خود رسید. از #موسیقی که در برابر #تونال های رایج موسیقی می ایستد و موسیقی #آتونال را پایه گذاری میکند. میرایی #هنر زمانی صورت میگیرد که نُتی همچون فرمانروا حاکم بر فضای موسیقی میشود و این پادشاه #تونیک نام دارد..
    .
    #تونیک مرکز موسیقی میشود و محل توقف و فرود ملودی ها بر روی نت اصلیست. تونیک همچون #شوالیه در موسیقی عمل میکند و با میدان آمدن او فوج فوج سربازان که تا کنون میجنگیدند دیگر دیده نمیشوند و این تبعیض سر آغازیست برای زوال.
    .
    آدورنو این زوال را درک کرد و #دیالکتیک مطلوبش را در موسیقی یافت که نتها از اهمیتی یکسان بر خوردار میشوند. شوئنبرگ به ما یاد میدهد که این #وحدت_نمادین و زیبا، دروغی بیش نیست.
    .
    آدورنو معتقد بود که #هنر_مدرن اصل را بر پایه ی ويرانی عادت‌های زيبايی‌شناسی گذاشته است. هنر مدرن اين #وحدت_ارگانيک فرضی را در هم می‌شكند و كليت دروغين را انكار ميكند. لذت بردن از اين هنر، نيازمند انديشيدن است.
    .
    #هنر_مدرن برخلاف #هنر_توده ‌ای، تضادهای درون مخاطبان را می‌پذيرد. چون به استقلال فكر اهميت می‌دهد. این همان مفهومیست که بطور مثال در سینمای #شهید_ثالث و تا حدودی #کیارستمی نیز در هنر قابل رویت است. سینمایی که از ستارگان خالیست و جای آنرا #پرسوناژ هایی میگیرند که در #هنر_کلاسیک ، زندگی و عذاب و مرگشان به چشم نیامده این همان شرح تاریخ است از زبان ستمدیدگان است.
    .
    شوئنبرگ خالق جهان آتونالی است زیرا که به مدد او #مکتب_فرانکفورت و خصوصا آدورنو به درک #دیالکتیک_منفی رسید.
    .
    تئودور آدورنو میگفت هنر مدرن در ذات خود، ضد #زيبايی_شناسی_كلاسيك است و شالوده زيبایی ‌شناسی منفی را می ‌ريزد؛ زيرا فلسفه هنر كلاسيك، تنها در شكل ظهور هنر نازل و پست و مردمی زنده می ‌ماند. آدورنو در نامه‌هايی به والتر بينامين، به اودر مورد هنر توده‌ای و از ميان رفتن هنر #آريستوكرات و همگانی و يكسان شدن لذت زيبايی ‌شناسانه، هشدار می‌دهد؛ هنری كه در واقع تسليم «يكرنگ سازی سرمايه» شده است.
    .
    شونبرگ به ما یاد میدهد که با هنر میتوان دست به آفرینش زد. آفرینشی که مولدش خیال آزاد انسان است.
    .
    #Arnold_Schoenberg
    #Modern_art
  • 103 14 18 August, 2019
  • *
سی‌ودوسال پیش وقتی بابک احمدی کتاب «نشانه‌ای به رهایی» را ترجمه کرد، کم‌تر کسی در ایران با نام والتر بنیامین آشنا بود یا دست‌کم ترجمه‌ی فارسی از نوشته‌های او را خوانده بود. در آن تابستان داغ سال ۱۳۶۶، در میانه‌ی جنگ تحمیلی عراق به ایران، این کتاب با عنوانی که نظرها را به خود جلب می‌کرد، روانه‌ی کتابفروشی‌ها شد. 
بعد از سی‌دوسال، «نشانه‌ای برای رهایی» با ویراست جدید دوباره منتشر شد. بابک احمدی در پاسخ به پرسش‌های اندیشه پویا با اشاره‌ به زمانه‌ی زیستِ بنیامین نوشته است:
امروز هم چون دهه‌ی ۱۹۳۰ است، زمانه به قول دریدا (از قول هملت) آشفته و مغشوش است. نیروهای سازنده و پیشروی تاریخی سرکوب شده‌اند، و بیش از همیشه نیاز به دگرسانی رادیکال احساس می‌شود تا برابری راستین اجتماعی و حقوقیِ مردمان و آزادی تحقق یابد. تنها سلاحی که برای ما باقی مانده است امید است، به زبان بنیامین و کافکا مثل ستاره‌ای بالای سرمان.

متن کامل گفت‌وگو با بابک احمدی را در اندیشه پویا ۶۰ بخوانید.
#اندیشه_پویا #والتر_بنیامین #مکتب_فرانکفورت #نشر_مرکز
  • *
    سی‌ودوسال پیش وقتی بابک احمدی کتاب «نشانه‌ای به رهایی» را ترجمه کرد، کم‌تر کسی در ایران با نام والتر بنیامین آشنا بود یا دست‌کم ترجمه‌ی فارسی از نوشته‌های او را خوانده بود. در آن تابستان داغ سال ۱۳۶۶، در میانه‌ی جنگ تحمیلی عراق به ایران، این کتاب با عنوانی که نظرها را به خود جلب می‌کرد، روانه‌ی کتابفروشی‌ها شد.
    بعد از سی‌دوسال، «نشانه‌ای برای رهایی» با ویراست جدید دوباره منتشر شد. بابک احمدی در پاسخ به پرسش‌های اندیشه پویا با اشاره‌ به زمانه‌ی زیستِ بنیامین نوشته است:
    امروز هم چون دهه‌ی ۱۹۳۰ است، زمانه به قول دریدا (از قول هملت) آشفته و مغشوش است. نیروهای سازنده و پیشروی تاریخی سرکوب شده‌اند، و بیش از همیشه نیاز به دگرسانی رادیکال احساس می‌شود تا برابری راستین اجتماعی و حقوقیِ مردمان و آزادی تحقق یابد. تنها سلاحی که برای ما باقی مانده است امید است، به زبان بنیامین و کافکا مثل ستاره‌ای بالای سرمان.

    متن کامل گفت‌وگو با بابک احمدی را در اندیشه پویا ۶۰ بخوانید.
    #اندیشه_پویا #والتر_بنیامین #مکتب_فرانکفورت #نشر_مرکز
  • 218 2 16 August, 2019
  • 📘 کتاب: خودکُشی، توهّمِ یک پایان
▒ Suicide, The Illusion of an End ▒
✍نویسنده:️ لئو شاهوفسکی ◾️ ❸❻ صفحه
🔺 ناشر: ╢  ردِّ شبهاتِ مُلحدین ╟
سبک نوشتار: رئالیسم کثیف (Dirty Realism)

#خودکشی، یکی از اصلی‌ترین عللِ مرگ در جهان و یکی از بزرگ‌ترین بدبختی‌هایِ عصرِ مادِرن (Modern) است و هر ساله قطعِ نظر از خودکُشی‌هایِ ناموفّق، جانِ حدودِ یک میلیون انسان را می‌گیرد که بیشترشان از طیفِ جوانان هستند. نومیدی در عصرِ جدید، در زندگیِ تک‌تکِ انسان‌ها مشهود است. غلبه‌یِ نومیدی و یأس و پوچی بر بشر همان چیزی است که آنرا در جنبش‌هایِ فیلاسوفیکالِ سده‌یِ نوزدهم و بیستم «#نیهیلیسم (Nihilism)» نامیده‌اند که در مقابلِ آن مکتبِ «#اگزیستانسیالیسم (Existentialism)» است. نیهیلیست‌ها و اگزیستانسیالیست‌ها در مغزِ عقیده، شباهت‌هایِ فراوانی با یکدیگر دارند و معتقد بودند که جهان ذاتاً تُهی از هرگونه معنی‌ای است. تنها تفاوتِ بنیادین آن است که هستی‌گراها می‌خواهند معنایی برایِ زندگانی بیافرینند و این معنا را به تک‌تکِ انسان‌ها از زمانی که چشم می‌گشایند محوّل کرده‌اند. از پرچمدارانِ معروفِ اگزیستانسیالیسم می‌توان ژان‌پُل #سارتر و فریدریش #نیچه و سورن #کیرکگارد و مارتین #هایدگر و کارل #جاسپرز و فیودور #داستایفسکی را نام بُرد. عدّه‌ای آلبر #کامو را نیز یک اگزیستانسیالیست می‌نامند. کامو باورمند بود که انسان‌ها برایِ جلوگیری از خودکُشی، باید حتماً معنا داشته باشند. وی می‌گوید:
«معنایِ واقعیِ زندگی، انجامِ هر کاری است که مانعِ آدمی از خودکُشی می‌شود.»
نیچه نیز در موردِ معناآفرینی برایِ زندگانی می‌گفت:
«انسانی که 'چراییِ' زندگی‌اش را بِداند، تقریباً با هر 'چگونگی‌ای' می‌سازَد.»
ولی #نیهیلیست‌ها باور داشتند که زندگی سراسر پوچ و بی‌ارزش است و این حیات به کسی رویِ خوش نشان نداده و همه در سقوط و پستی و پوچی هستند. آن‌ها می‌گفتند که برایِ پایان‌دادن به این زندگیِ پوچ #یا باید خودکُشی کرد، #یا اینکه کاملاً با بی‌معنایی زندگی را طِی نمود. 
در رساله‌یِ زیر، به انواعِ خودکُشی و عللِ نومیدی و پوچی اشاره شده است.
عباراتِ کلیدی:
#مکتب_فرانکفورت | #ازخودبیگانگی | #ناامیدی | #خودکشی | #جنگ |#سربازی | #کاپیتالیسم | #فقر | #پوچی | #بورژوازی | #زنان | #داف | #فوتبال | #انتخابات | #تنهایی | #ناسیونالیسم 🔞 توجه: مطالعه این کتاب برای افراد زیر هجده سال مناسب نمی‌باشد.
لینک دانلود: (به بزرگ و کوچک بودن حروف توجه کنید)
bit.ly/2MZZLFm

همچنین می‌توانید لینک دانلود مستقیم این کتاب را در بیو پیج (کتابخانه) مشاهده کنید
  • 📘 کتاب: خودکُشی، توهّمِ یک پایان
    ▒ Suicide, The Illusion of an End ▒
    ✍نویسنده:️ لئو شاهوفسکی ◾️ ❸❻ صفحه
    🔺 ناشر: ╢ ردِّ شبهاتِ مُلحدین ╟
    سبک نوشتار: رئالیسم کثیف (Dirty Realism)

    #خودکشی ، یکی از اصلی‌ترین عللِ مرگ در جهان و یکی از بزرگ‌ترین بدبختی‌هایِ عصرِ مادِرن (Modern) است و هر ساله قطعِ نظر از خودکُشی‌هایِ ناموفّق، جانِ حدودِ یک میلیون انسان را می‌گیرد که بیشترشان از طیفِ جوانان هستند. نومیدی در عصرِ جدید، در زندگیِ تک‌تکِ انسان‌ها مشهود است. غلبه‌یِ نومیدی و یأس و پوچی بر بشر همان چیزی است که آنرا در جنبش‌هایِ فیلاسوفیکالِ سده‌یِ نوزدهم و بیستم « #نیهیلیسم (Nihilism)» نامیده‌اند که در مقابلِ آن مکتبِ « #اگزیستانسیالیسم (Existentialism)» است. نیهیلیست‌ها و اگزیستانسیالیست‌ها در مغزِ عقیده، شباهت‌هایِ فراوانی با یکدیگر دارند و معتقد بودند که جهان ذاتاً تُهی از هرگونه معنی‌ای است. تنها تفاوتِ بنیادین آن است که هستی‌گراها می‌خواهند معنایی برایِ زندگانی بیافرینند و این معنا را به تک‌تکِ انسان‌ها از زمانی که چشم می‌گشایند محوّل کرده‌اند. از پرچمدارانِ معروفِ اگزیستانسیالیسم می‌توان ژان‌پُل #سارتر و فریدریش #نیچه و سورن #کیرکگارد و مارتین #هایدگر و کارل #جاسپرز و فیودور #داستایفسکی را نام بُرد. عدّه‌ای آلبر #کامو را نیز یک اگزیستانسیالیست می‌نامند. کامو باورمند بود که انسان‌ها برایِ جلوگیری از خودکُشی، باید حتماً معنا داشته باشند. وی می‌گوید:
    «معنایِ واقعیِ زندگی، انجامِ هر کاری است که مانعِ آدمی از خودکُشی می‌شود.»
    نیچه نیز در موردِ معناآفرینی برایِ زندگانی می‌گفت:
    «انسانی که 'چراییِ' زندگی‌اش را بِداند، تقریباً با هر 'چگونگی‌ای' می‌سازَد.»
    ولی #نیهیلیست ‌ها باور داشتند که زندگی سراسر پوچ و بی‌ارزش است و این حیات به کسی رویِ خوش نشان نداده و همه در سقوط و پستی و پوچی هستند. آن‌ها می‌گفتند که برایِ پایان‌دادن به این زندگیِ پوچ #یا باید خودکُشی کرد، #یا اینکه کاملاً با بی‌معنایی زندگی را طِی نمود.
    در رساله‌یِ زیر، به انواعِ خودکُشی و عللِ نومیدی و پوچی اشاره شده است.
    عباراتِ کلیدی:
    #مکتب_فرانکفورت | #ازخودبیگانگی | #ناامیدی | #خودکشی | #جنگ | #سربازی | #کاپیتالیسم | #فقر | #پوچی | #بورژوازی | #زنان | #داف | #فوتبال | #انتخابات | #تنهایی | #ناسیونالیسم 🔞 توجه: مطالعه این کتاب برای افراد زیر هجده سال مناسب نمی‌باشد.
    لینک دانلود: (به بزرگ و کوچک بودن حروف توجه کنید)
    bit.ly/2MZZLFm

    همچنین می‌توانید لینک دانلود مستقیم این کتاب را در بیو پیج (کتابخانه) مشاهده کنید
  • 371 17 13 August, 2019
  • ⭕️
گاه‌شُمار
۱۳ تا ۱۸ مرداد
۴ تا ۹ آگوست
-
لە مێژووی کوردستاندا
.
●ماڵئاوایی لەگەڵ:
.
🔺۱۳ی گەلاوێژ
٤ی ئاگۆست
.
#ڕەفیق_حیلمی (۱۹۶۰-۱۸۹۸)
لە دایکبووی کەرکووک. ئەندازیار و مێژوونووس و ئەدیبی کورد، کە ماوەیەکیش راوێژکاری سیاسی #شێخ_مەحموودی_حەفید بوە.
ـ کورد لە بەرەبەیانی مێژوو
ـ خولاسەی مەسەلەی کورد
ـ شێعر و ئەدەبیاتی کوردی،
لە بەرهەمەکانیەتی.

#شێرکۆ_بێکەس (۲۰۱۳-۱۹۴۰)
.
🔺١٥ی گەلاوێژ
٦ی ئاگۆست
.
سەیدعەلی ئەسغەری کوردستانی (۱۳۲۳-۱۲۶۰)
گۆرانی‌بێژ و مەقام بێژی توانای کورد، لە دایکبووی سەڵواتاوای سنە.
-
●وداع با:
.
🔺۱۳ مرداد
 ۴ آگوست

#هانس_کریستین_آندرسن (۱۸۷۵-۱۸۰۵) 
نویسنده محبوب کودکان، اهل کپنهاک دانمارک. از معروف‌ترین داستان‌هایش می‌توان پری کوچک دریایی، بندانگشتی، جوجه اردک زشت، زندگی من، ملکه برفی، دخترک کبریت فروش و لباس جدید امپراتور را نام برد.
-
(ادامه در كامنتها👇🏼👇🏼👇🏼)
____________
📚 كتێب، كۆمان ئەكاتەوە.
@binkeyayinde
-
بانه
بنکەی ئایـــــــنده
-
📱 ۰۹۱۸۳۷۵۲۰۲٦
☎️ ۰۸۷۳۴۲۳۰۱۰۰
.
#کتێب
#کافە_کتێبی_ئایندە
#بنكەی_ئایندە 
#کتاب 
#کافه_کتاب_آینده 
#مجموعه_فرهنگی_آینده 
#خانه‌ی_فرهنگی_آینده 
#بانه
#bane
‏#baneh
  • ⭕️
    گاه‌شُمار
    ۱۳ تا ۱۸ مرداد
    ۴ تا ۹ آگوست
    -
    لە مێژووی کوردستاندا
    .
    ●ماڵئاوایی لەگەڵ:
    .
    🔺۱۳ی گەلاوێژ
    ٤ی ئاگۆست
    .
    #ڕەفیق_حیلمی (۱۹۶۰-۱۸۹۸)
    لە دایکبووی کەرکووک. ئەندازیار و مێژوونووس و ئەدیبی کورد، کە ماوەیەکیش راوێژکاری سیاسی #شێخ_مەحموودی_حەفید بوە.
    ـ کورد لە بەرەبەیانی مێژوو
    ـ خولاسەی مەسەلەی کورد
    ـ شێعر و ئەدەبیاتی کوردی،
    لە بەرهەمەکانیەتی.

    #شێرکۆ_بێکەس (۲۰۱۳-۱۹۴۰)
    .
    🔺١٥ی گەلاوێژ
    ٦ی ئاگۆست
    .
    سەیدعەلی ئەسغەری کوردستانی (۱۳۲۳-۱۲۶۰)
    گۆرانی‌بێژ و مەقام بێژی توانای کورد، لە دایکبووی سەڵواتاوای سنە.
    -
    ●وداع با:
    .
    🔺۱۳ مرداد
    ۴ آگوست

    #هانس_کریستین_آندرسن (۱۸۷۵-۱۸۰۵)
    نویسنده محبوب کودکان، اهل کپنهاک دانمارک. از معروف‌ترین داستان‌هایش می‌توان پری کوچک دریایی، بندانگشتی، جوجه اردک زشت، زندگی من، ملکه برفی، دخترک کبریت فروش و لباس جدید امپراتور را نام برد.
    -
    (ادامه در كامنتها👇🏼👇🏼👇🏼)
    ____________
    📚 كتێب، كۆمان ئەكاتەوە.
    @binkeyayinde
    -
    بانه
    بنکەی ئایـــــــنده
    -
    📱 ۰۹۱۸۳۷۵۲۰۲٦
    ☎️ ۰۸۷۳۴۲۳۰۱۰۰
    .
    #کتێب
    #کافە_کتێبی_ئایندە
    #بنكەی_ئایندە
    #کتاب
    #کافه_کتاب_آینده
    #مجموعه_فرهنگی_آینده
    #خانه ‌ی_فرهنگی_آینده
    #بانه
    #bane
    #baneh
  • 115 4 10 August, 2019
  • ‌
مکتب فرانکفورت
تام باتو‌مور‌
حسینعلی نوذری
نشر نی ‌
‌
مؤسسه‌ی تحقیقات اجتماعی، که مکتب فرانکفورت از آن پدید آمد، در سال‌های اوایل جمهوری وایمار تأسیس گردید. دوران حکومت نازی را در تبعید سپری کرد و به‌صورت کانون مهم نظریه‌ی اجتماعی در دوران پس از جنگ درآمد. نخستین اعضای مکتب نظیر آدورنو، هورکهایمر و مارکوزه به تدوین و تکامل شکلی از نظریه‌ی مارکسیستی تحت عنوان «نظریه‌ی انتقادی» اقدام نمودند، که در مطالعه و بررسی مفاهیم و مقولاتی چون طبقه، سیاست، فرهنگ و ایدئولوژی بسیار مؤثر و نافذ واقع گردید. آثار اعضای جدیدتر و به‌ویژه هابرماس در سراسر اروپا و امریکای شمالی مورد توجه و استقبال گسترده‌ای قرار گرفته است.

کتاب تام باتامور ضمن نگاهی تازه و بحث‌برانگیز به نقش مکتب فرانکفورت در گسترش و تکامل جامعه‌شناسی نوین به بررسی و ارزیابی موضوعات و مقولات عدیده‌ای می‌پردازد که تا پیش از این در جای دیگری مورد بررسی قرار نگرفته بودند. وی غفلت از تاریخ و اقتصاد سیاسی توسط نظریه‌پردازان انتقادی را مورد بحث قرار داده و به بررسی رابطه‌ی مکتب فرانکفورت با جنبش‌های رادیکال دهه‌ی ۱۹۶۰ و دوران حاضر می‌پردازد. تحلیل انتقادی باتامور از آرا و نظریات نویسندگان مکتب فرانکفورت از طریق ارزیابی آثار آنان و کشف رابطه‌ی نظریه‌ی انتقادی با دیگر اشکال تفکر جامعه‌شناختی، به‌ویژه پوزیتیویسم و مکتب ساختگرا، موجب قابل فهم‌شدن نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های نویسندگان این مکتب گشته است.‌
‌
#مکتب_فرانکفورت ‌
#تام_باتومور ‌
#حسینعلی_نوذری ‌
#نشر_نی ‌
#فلسفه‌ ‌
#فلسفی‌
#کتاب_خوب‌
#کتابخوان‌ ‌
#کتابخوانی‌
#کتاب_باز‌
#کتابگردی ‌
#کتابگرد‌
#فرهنگ_کتابخوانی ‌
#نوشتار‌
#کتاب_در_سبد_خرید‌‌ ‌
#یار_مهربان ‌
#دوست_من_کتاب‌ ‌
#نشر_خوب‌ ‌
#انتشارات_خوب ‌
#انتشارات‌
#کتاب‌
#کنابدونی ‌
#کتابدوست‌ ‌
‌
@nashreney

  • مکتب فرانکفورت
    تام باتو‌مور‌
    حسینعلی نوذری
    نشر نی ‌

    مؤسسه‌ی تحقیقات اجتماعی، که مکتب فرانکفورت از آن پدید آمد، در سال‌های اوایل جمهوری وایمار تأسیس گردید. دوران حکومت نازی را در تبعید سپری کرد و به‌صورت کانون مهم نظریه‌ی اجتماعی در دوران پس از جنگ درآمد. نخستین اعضای مکتب نظیر آدورنو، هورکهایمر و مارکوزه به تدوین و تکامل شکلی از نظریه‌ی مارکسیستی تحت عنوان «نظریه‌ی انتقادی» اقدام نمودند، که در مطالعه و بررسی مفاهیم و مقولاتی چون طبقه، سیاست، فرهنگ و ایدئولوژی بسیار مؤثر و نافذ واقع گردید. آثار اعضای جدیدتر و به‌ویژه هابرماس در سراسر اروپا و امریکای شمالی مورد توجه و استقبال گسترده‌ای قرار گرفته است.

    کتاب تام باتامور ضمن نگاهی تازه و بحث‌برانگیز به نقش مکتب فرانکفورت در گسترش و تکامل جامعه‌شناسی نوین به بررسی و ارزیابی موضوعات و مقولات عدیده‌ای می‌پردازد که تا پیش از این در جای دیگری مورد بررسی قرار نگرفته بودند. وی غفلت از تاریخ و اقتصاد سیاسی توسط نظریه‌پردازان انتقادی را مورد بحث قرار داده و به بررسی رابطه‌ی مکتب فرانکفورت با جنبش‌های رادیکال دهه‌ی ۱۹۶۰ و دوران حاضر می‌پردازد. تحلیل انتقادی باتامور از آرا و نظریات نویسندگان مکتب فرانکفورت از طریق ارزیابی آثار آنان و کشف رابطه‌ی نظریه‌ی انتقادی با دیگر اشکال تفکر جامعه‌شناختی، به‌ویژه پوزیتیویسم و مکتب ساختگرا، موجب قابل فهم‌شدن نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های نویسندگان این مکتب گشته است.‌

    #مکتب_فرانکفورت
    #تام_باتومور
    #حسینعلی_نوذری
    #نشر_نی
    #فلسفه ‌ ‌
    #فلسفی
    #کتاب_خوب
    #کتابخوان ‌ ‌
    #کتابخوانی
    #کتاب_باز
    #کتابگردی
    #کتابگرد
    #فرهنگ_کتابخوانی
    #نوشتار
    #کتاب_در_سبد_خرید ‌‌ ‌
    #یار_مهربان
    #دوست_من_کتاب ‌ ‌
    #نشر_خوب ‌ ‌
    #انتشارات_خوب
    #انتشارات
    #کتاب
    #کنابدونی
    #کتابدوست ‌ ‌

    @nashreney
  • 29 0 7 August, 2019
  • ⭕
گاه‌شُمار
.
٧ تا ١٢ مرداد
٢٩ جولاى تا ٣ آگوست
-
● وداع با
.
🔺۷ مرداد
۲۹ جولای
.
#ونسان_ونگوگ (۱۸۹۰-۱۸۵۳)
سرکرده هلندی مکتب #امپرسیونیسم در نقاشی که در اوان راه بسیار مذهبی بود و آرزو داشت کشیش بشود. وقتی درگیر نقاشی شد، عمیقا شوریده حال گشت. داستان زندگی او را #ایروینگ_استیون با نام #شور_زندگی به رشته تحریر در آورده است. تابلوهای ونگوگ افتخار نام گرانترین آثار هنری جهان را دارند، هر چند خود او در سی و هفت سالگی و بر اثر نوعی بیماری سودایی و پیش‌رونده، در فقر درگذشت. نامه‌های ونسان و برادرش #تئو مجموعه‌ای از زیباترین نگارش‌ها در تفتیش مبادی هنر و درک متقابل دو انسان از رمزگشایی مفاهیم دشوار هستی است. 
امپرسیونیسم (یا #دریافتگری) شیوه‌ای از نقاشی مدرن است که در آن نقاش با ضرب قلم مو یا کاردک خود تلاش می‌کند، لخته‌های رنگ را به گونه‌ای روی بوم نقاشی بنشاند که گویی نورِ سوژه به طیف‌های رنگی تجزیه شده است. از این طریق رنگ‌ها روی تابلوی نقاشی لرزشی خفیف و جان یافته می‌یابند. بنظر می‌رسد خلق این جان‌یافتگی و دریافت آن توسط مخاطب، هر دو در یک لحظه اتفاق می‌افتد.
.
#هربرت_مارکوزه (۱۹۷۹-۱۸۹۸)
فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی از اعضای حلقه یا #مکتب_فرانکفورت (مکتبی که تلاش می‌کند نظریات کارل مارکس را با نظام سرمایه‌داری و لیبرالیسم پیوند زند: البته این مکتب فلسفی در رویکردهای نوگرایانه‌اش به موضوعاتی چون آموزش و پرورش و هنر نیز به‌صورتی جدی پرداخته است) او بر خلاف بسیاری از همفکرانش در این مکتب، نسبت به نقش و مکانیسم رفتارهای فرهنگی و اجتماعی توده‌های مردم و تأثیر آنها به اصلاح نظام سرمایه‌داری، خوشبین است.
-
(ادامه در کامنتها👇🏼👇🏼)
____________
📚 كتێب، كۆمان ئەكاتەوە.
@binkeyayinde
-
بانه
بنکەی ئایـــــــنده
-
📱 ۰۹۱۸۳۷۵۲۰۲٦
☎️ ۰۸۷۳۴۲۳۰۱۰۰
.
#کتێب
#کافە_کتێبی_ئایندە
#بنكەی_ئایندە
#کتاب
#کافه_کتاب_آینده
#مجموعه_فرهنگی_آینده
#خانه‌ی_فرهنگی_آینده
#بانه
#bane
#baneh

  • گاه‌شُمار
    .
    ٧ تا ١٢ مرداد
    ٢٩ جولاى تا ٣ آگوست
    -
    ● وداع با
    .
    🔺۷ مرداد
    ۲۹ جولای
    .
    #ونسان_ونگوگ (۱۸۹۰-۱۸۵۳)
    سرکرده هلندی مکتب #امپرسیونیسم در نقاشی که در اوان راه بسیار مذهبی بود و آرزو داشت کشیش بشود. وقتی درگیر نقاشی شد، عمیقا شوریده حال گشت. داستان زندگی او را #ایروینگ_استیون با نام #شور_زندگی به رشته تحریر در آورده است. تابلوهای ونگوگ افتخار نام گرانترین آثار هنری جهان را دارند، هر چند خود او در سی و هفت سالگی و بر اثر نوعی بیماری سودایی و پیش‌رونده، در فقر درگذشت. نامه‌های ونسان و برادرش #تئو مجموعه‌ای از زیباترین نگارش‌ها در تفتیش مبادی هنر و درک متقابل دو انسان از رمزگشایی مفاهیم دشوار هستی است.
    امپرسیونیسم (یا #دریافتگری ) شیوه‌ای از نقاشی مدرن است که در آن نقاش با ضرب قلم مو یا کاردک خود تلاش می‌کند، لخته‌های رنگ را به گونه‌ای روی بوم نقاشی بنشاند که گویی نورِ سوژه به طیف‌های رنگی تجزیه شده است. از این طریق رنگ‌ها روی تابلوی نقاشی لرزشی خفیف و جان یافته می‌یابند. بنظر می‌رسد خلق این جان‌یافتگی و دریافت آن توسط مخاطب، هر دو در یک لحظه اتفاق می‌افتد.
    .
    #هربرت_مارکوزه (۱۹۷۹-۱۸۹۸)
    فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی از اعضای حلقه یا #مکتب_فرانکفورت (مکتبی که تلاش می‌کند نظریات کارل مارکس را با نظام سرمایه‌داری و لیبرالیسم پیوند زند: البته این مکتب فلسفی در رویکردهای نوگرایانه‌اش به موضوعاتی چون آموزش و پرورش و هنر نیز به‌صورتی جدی پرداخته است) او بر خلاف بسیاری از همفکرانش در این مکتب، نسبت به نقش و مکانیسم رفتارهای فرهنگی و اجتماعی توده‌های مردم و تأثیر آنها به اصلاح نظام سرمایه‌داری، خوشبین است.
    -
    (ادامه در کامنتها👇🏼👇🏼)
    ____________
    📚 كتێب، كۆمان ئەكاتەوە.
    @binkeyayinde
    -
    بانه
    بنکەی ئایـــــــنده
    -
    📱 ۰۹۱۸۳۷۵۲۰۲٦
    ☎️ ۰۸۷۳۴۲۳۰۱۰۰
    .
    #کتێب
    #کافە_کتێبی_ئایندە
    #بنكەی_ئایندە
    #کتاب
    #کافه_کتاب_آینده
    #مجموعه_فرهنگی_آینده
    #خانه ‌ی_فرهنگی_آینده
    #بانه
    #bane
    #baneh
  • 54 4 3 August, 2019
  • ‌
گراندهتل پرتگاه داستانی است زندگی‌نامه‌ای، آمیخته به #فلسفه و نقادانه از ماجرا و سرنوشت زندگی و افکار بزرگان #مکتب_فرانکفورت که حیات پر رمز و راز این مکتب را به زبانی ساده و عامه‌پسند روایت کرده است. استوارت جفریز مکتب فرانکفورت را تجسم نوعی پارادوکس می‌داند: #تئودور_آدورنو و #والتر_بنیامین ، #ماکس_هورکهایمر و #یورگن_هابرماس ، #اریک_فروم و #هربرت_مارکوزه لابد مشهورترین متفکران اروپایی چپ افراطی در قرن بیستم‌اند، ولی گویا عمدتاً یکی از اصول محوری #مارکسیسم را کنار گذاشته‌اند، اینکه «ما نباید فقط به‌دنبال فهم دنیا باشیم، بلکه باید در پی تغییر آن برویم». آن‌ها منتقدانِ اجتماعی اما بی‌علاقه به تغییر اجتماعی بودند. جفریز معتقد است مکتب فرانکفورت زاویۀ کوچکی از نقد را از مارکس گرفت، استادانه بسط داد و بدبینی عمیقی را بدان افزود. این بدبینی دربارۀ امکان تغییر یا گریز از چیزهایی بود که این مکتب آن‌ها را نقد می‌کرد. این همان نکتۀ محبوب جفریز است که در عنوان کتاب هم مجسم شده است: گراندهتل پرتگاه: هتلی زیبا، مجهز به همۀ آسودگی‌ها، بر لبۀ پرتگاه، بر لبۀ نیستی، بر لبۀ پوچی، که ساکنانش آسوده‌خاطر بر لبۀ پرتگاهی خالی و عمیق مشغول نظریه‌پردازی‌اند.
‌
‌
#گراندهتل_پرتگاه
زندگی اصحاب مکتب فرانکفورت
نویسنده: #استوارت_جفریز
مترجم: #محمد_معماریان
#نشر_ترجمان
چاپ اول ۱۳۹۷
۶۰۰ صفحه
بها: ۵۴,۰۰۰ تومان
‌
‌
#پیشنهاد_کتاب
#کتاب_پنجره
#پنجره

  • گراندهتل پرتگاه داستانی است زندگی‌نامه‌ای، آمیخته به #فلسفه و نقادانه از ماجرا و سرنوشت زندگی و افکار بزرگان #مکتب_فرانکفورت که حیات پر رمز و راز این مکتب را به زبانی ساده و عامه‌پسند روایت کرده است. استوارت جفریز مکتب فرانکفورت را تجسم نوعی پارادوکس می‌داند: #تئودور_آدورنو و #والتر_بنیامین ، #ماکس_هورکهایمر و #یورگن_هابرماس ، #اریک_فروم و #هربرت_مارکوزه لابد مشهورترین متفکران اروپایی چپ افراطی در قرن بیستم‌اند، ولی گویا عمدتاً یکی از اصول محوری #مارکسیسم را کنار گذاشته‌اند، اینکه «ما نباید فقط به‌دنبال فهم دنیا باشیم، بلکه باید در پی تغییر آن برویم». آن‌ها منتقدانِ اجتماعی اما بی‌علاقه به تغییر اجتماعی بودند. جفریز معتقد است مکتب فرانکفورت زاویۀ کوچکی از نقد را از مارکس گرفت، استادانه بسط داد و بدبینی عمیقی را بدان افزود. این بدبینی دربارۀ امکان تغییر یا گریز از چیزهایی بود که این مکتب آن‌ها را نقد می‌کرد. این همان نکتۀ محبوب جفریز است که در عنوان کتاب هم مجسم شده است: گراندهتل پرتگاه: هتلی زیبا، مجهز به همۀ آسودگی‌ها، بر لبۀ پرتگاه، بر لبۀ نیستی، بر لبۀ پوچی، که ساکنانش آسوده‌خاطر بر لبۀ پرتگاهی خالی و عمیق مشغول نظریه‌پردازی‌اند.


    #گراندهتل_پرتگاه
    زندگی اصحاب مکتب فرانکفورت
    نویسنده: #استوارت_جفریز
    مترجم: #محمد_معماریان
    #نشر_ترجمان
    چاپ اول ۱۳۹۷
    ۶۰۰ صفحه
    بها: ۵۴,۰۰۰ تومان


    #پیشنهاد_کتاب
    #کتاب_پنجره
    #پنجره
  • 60 0 31 July, 2019
  • در طول تاریخ، هیچ شخص و هیچ جریان فکری ای برای تبیین افکارش از برچسب مارکسیسم فرهنگی استفاده نکرده ، بلکه این عبارت صرفا همواره توسط راست های افراطی بوده که مورد استفاده قرار می گرفته و این اون ها بودند که همیشه سعی می کردند یک سری از متفکرین و روشنفکر ها و مخالفان سیاسی خودشونو با زدن برچسب مارکسیسم فرهنگی به یک هیولای افسانه ای تبدیل کنن. 
راست های افراطی وقتی از مارکسیسم فرهنگی صحبت میکنن، میگن که یهودی ها میخوان با استفاده از عقاید سوسیالیستی، فرهنگ و ارزش های غربی رو که مردان سفیدپوست در طول تاریخ بدست اوردند رو نابود کنن!
افراطیون همواره عقاید ضدنژادپرستی، جهان وطنی، فمینیسم، تلاش برای پذیرش ال جی بی تی و دیگر افکار ترقی خواه رو جزیی از این جریان فکری خیالی مارکسیسم فرهنگی دونستن و سعی کردند ازشون یه هیولا بسازن تا مردم بیسواد و بی مطالعه از این مفاهیم بترسن و ازشون دور بمونن!
مارتین جی، تاریخدان، در یکی از کتاب هاش تحت عنوان "خیال دیالکتیکی" میگه کسایی که این تئوری توطئه رو تبلیغ میکنن میخوان جلوی افکار ترقی خواه در جوامع رو بگیرن و چون میدونن مردم سنتی و مذهبی مسیحی و سفیدپوست، از مارکسیست ها و یهودی ها میترسن، میخوان تلاش برای رسیدن به عدالت اجتماعی رو به مارکسیست ها و یهودی ها گره بزنن تا به این وسیله جلوی این جریانات انسانی رو بگیرن!
این جریان خیالی رو راستی ها به مکتب فرانکفورت مرتبط میدونن و شبه روشنفکرهای راست زیادی از جمله جردن پیترسون، از این جریان خیالی فکری صحبت کردند و مردم بی سواد به خصوص مردان سفیدپوست مسیحی ای که مبتلا به مردانگی سمی هستند و افکار سنتی دارند رو از جریانات فکری ترقی خواه ترسوندند!
جالب اینجاست تمام این جریانات فکری ای که میخوان مردمو ازش بترسونن از قبل از مکتب فرانکفورت هم در گفتمان های سیاسی حضور داشتند و ریشه هاشون لزوما در تفکرات چپی نیست و یهودی ها هم در شکل گیری این افکار به صورت سیستماتیک حضور نداشتند!
مبلغین تئوری توطئه مارکسیسم فرهنگی تا اونجا پیش میرن که هلوکاست رو هم انکار میکنن و میگن این ها رو یهودی ها ساختند تا سفیدپوست ها رو مقصر جلوه بدن! از دیگر تئوری های توطئه این دسته از افراد اینه که سازمان بهداشت جهانی و ای پی ای هم با گرفتن پول از یهودی های چپی، ساپورتر ال جی بی تی شدند!
جالب اینجاست این تفکرات نژادپرستی و ضدترقی خواه سفیدپوست های مسیحی وارد گفتمان خیلی از شبه روشنفکرهای ایرانی هم شده و بسیاری از افراد غرب زده که خودشونو با برچسب های جمهوری خواهی هم میشناسن با کپی برداری گربه گونه، ادامه در کامنت
  • در طول تاریخ، هیچ شخص و هیچ جریان فکری ای برای تبیین افکارش از برچسب مارکسیسم فرهنگی استفاده نکرده ، بلکه این عبارت صرفا همواره توسط راست های افراطی بوده که مورد استفاده قرار می گرفته و این اون ها بودند که همیشه سعی می کردند یک سری از متفکرین و روشنفکر ها و مخالفان سیاسی خودشونو با زدن برچسب مارکسیسم فرهنگی به یک هیولای افسانه ای تبدیل کنن.
    راست های افراطی وقتی از مارکسیسم فرهنگی صحبت میکنن، میگن که یهودی ها میخوان با استفاده از عقاید سوسیالیستی، فرهنگ و ارزش های غربی رو که مردان سفیدپوست در طول تاریخ بدست اوردند رو نابود کنن!
    افراطیون همواره عقاید ضدنژادپرستی، جهان وطنی، فمینیسم، تلاش برای پذیرش ال جی بی تی و دیگر افکار ترقی خواه رو جزیی از این جریان فکری خیالی مارکسیسم فرهنگی دونستن و سعی کردند ازشون یه هیولا بسازن تا مردم بیسواد و بی مطالعه از این مفاهیم بترسن و ازشون دور بمونن!
    مارتین جی، تاریخدان، در یکی از کتاب هاش تحت عنوان "خیال دیالکتیکی" میگه کسایی که این تئوری توطئه رو تبلیغ میکنن میخوان جلوی افکار ترقی خواه در جوامع رو بگیرن و چون میدونن مردم سنتی و مذهبی مسیحی و سفیدپوست، از مارکسیست ها و یهودی ها میترسن، میخوان تلاش برای رسیدن به عدالت اجتماعی رو به مارکسیست ها و یهودی ها گره بزنن تا به این وسیله جلوی این جریانات انسانی رو بگیرن!
    این جریان خیالی رو راستی ها به مکتب فرانکفورت مرتبط میدونن و شبه روشنفکرهای راست زیادی از جمله جردن پیترسون، از این جریان خیالی فکری صحبت کردند و مردم بی سواد به خصوص مردان سفیدپوست مسیحی ای که مبتلا به مردانگی سمی هستند و افکار سنتی دارند رو از جریانات فکری ترقی خواه ترسوندند!
    جالب اینجاست تمام این جریانات فکری ای که میخوان مردمو ازش بترسونن از قبل از مکتب فرانکفورت هم در گفتمان های سیاسی حضور داشتند و ریشه هاشون لزوما در تفکرات چپی نیست و یهودی ها هم در شکل گیری این افکار به صورت سیستماتیک حضور نداشتند!
    مبلغین تئوری توطئه مارکسیسم فرهنگی تا اونجا پیش میرن که هلوکاست رو هم انکار میکنن و میگن این ها رو یهودی ها ساختند تا سفیدپوست ها رو مقصر جلوه بدن! از دیگر تئوری های توطئه این دسته از افراد اینه که سازمان بهداشت جهانی و ای پی ای هم با گرفتن پول از یهودی های چپی، ساپورتر ال جی بی تی شدند!
    جالب اینجاست این تفکرات نژادپرستی و ضدترقی خواه سفیدپوست های مسیحی وارد گفتمان خیلی از شبه روشنفکرهای ایرانی هم شده و بسیاری از افراد غرب زده که خودشونو با برچسب های جمهوری خواهی هم میشناسن با کپی برداری گربه گونه، ادامه در کامنت
  • 179 13 28 July, 2019
  • فلسفیدن بر کاناپه
برایان مگی مرده است و من دارم به آن چیز نادر فکر می‌کنم-در آن عصر فترت-در شبکه ی چهار، رودرو با بزرگترین مهره های فلسفه ی معاصر. چهره به چهره با عمیق ترین مفاهیم فلسفه ی غرب در نوجوانی. مردان اندیشه ما را غافلگیر کرد و در انبوه ایده پردازی ها و تعمیق اندیشه های فلیسوفانی که بدیهی می پنداشت و ما حتا نامشان را هم نشنیده بودیم دعوتی برای خواندن در ما به ارث می گذاشت و توقعمان را از تلویزیون بسیار بالاتر می برد. مردان اندیشه با لانگ شاتی شروع می شد و فیسلوف کاناپه نشین را رودروی غولی فلسفه دان توضیح می داد.(یک چیز تماما سقراطی)  و در ادامه یک مقدمه ی معمولا سریع و صریح - در چشمان دوربین- در توضیح موضع آن سوی کاناپه. و بعد دیگر  نماهای تکی ادامه دار از این سو و آن سو که ترجمان تفوق دیالکتیک بر اندیشه ی قرن بیستم بود... استودیوی مردان اندیشه با پس زمینه ای که بیشتر شبیه یکی از غارهای جنگ ستارگان در مجموعه سحابی آلفا از کهکشان ایکس بود با آن خط های اریب که یادآور جدیت و تعمق مستمر باید باشد ما را از هایدگر به فلسفه ی تحلیلی زبان می برد،به پوپر و پوزیتیویسم، به جامعیت سر آیزایا برلین در رویارویی با هر چیزی، به مارکس و قرائت های از او، به نسبت های فلسفه و اخلاق، سیاست، ویتگنشتاین و... همه  ی اینها نه در کلاس درس یا هنگام خواندن روی می داد، بلکه دراز کشیده و لاقید جلوی تلویزیون بین دو بازی جام جهانی یا بعد از شام بود...و حالا او در آستانه ی نود سالگی با میراثی عظیم از شناخت و شوق شناساندن رفته است، کسی که هیچگاه در قالب تنگ و آکادمیک یک استاد آکسفوردی یا کمبریجی نمی گنجید 
#برایان_مگی#مردان_اندیشه#شبکه_چهار#هربرت_مارکوزه##فلسفه##پویدآورندگان_فلسفه_معاصر#کاناپه#فلسفه#اندیشه#تلویزیون#آیزایا_برلین#مارکس#ویتگنشتاین#اخلاق#سیاست#شوپنهاور#مکتب_فرانکفورت
#bbc#men_of_ideas
  • فلسفیدن بر کاناپه
    برایان مگی مرده است و من دارم به آن چیز نادر فکر می‌کنم-در آن عصر فترت-در شبکه ی چهار، رودرو با بزرگترین مهره های فلسفه ی معاصر. چهره به چهره با عمیق ترین مفاهیم فلسفه ی غرب در نوجوانی. مردان اندیشه ما را غافلگیر کرد و در انبوه ایده پردازی ها و تعمیق اندیشه های فلیسوفانی که بدیهی می پنداشت و ما حتا نامشان را هم نشنیده بودیم دعوتی برای خواندن در ما به ارث می گذاشت و توقعمان را از تلویزیون بسیار بالاتر می برد. مردان اندیشه با لانگ شاتی شروع می شد و فیسلوف کاناپه نشین را رودروی غولی فلسفه دان توضیح می داد.(یک چیز تماما سقراطی) و در ادامه یک مقدمه ی معمولا سریع و صریح - در چشمان دوربین- در توضیح موضع آن سوی کاناپه. و بعد دیگر نماهای تکی ادامه دار از این سو و آن سو که ترجمان تفوق دیالکتیک بر اندیشه ی قرن بیستم بود... استودیوی مردان اندیشه با پس زمینه ای که بیشتر شبیه یکی از غارهای جنگ ستارگان در مجموعه سحابی آلفا از کهکشان ایکس بود با آن خط های اریب که یادآور جدیت و تعمق مستمر باید باشد ما را از هایدگر به فلسفه ی تحلیلی زبان می برد،به پوپر و پوزیتیویسم، به جامعیت سر آیزایا برلین در رویارویی با هر چیزی، به مارکس و قرائت های از او، به نسبت های فلسفه و اخلاق، سیاست، ویتگنشتاین و... همه ی اینها نه در کلاس درس یا هنگام خواندن روی می داد، بلکه دراز کشیده و لاقید جلوی تلویزیون بین دو بازی جام جهانی یا بعد از شام بود...و حالا او در آستانه ی نود سالگی با میراثی عظیم از شناخت و شوق شناساندن رفته است، کسی که هیچگاه در قالب تنگ و آکادمیک یک استاد آکسفوردی یا کمبریجی نمی گنجید
    #برایان_مگی #مردان_اندیشه #شبکه_چهار #هربرت_مارکوزه # #فلسفه # #پویدآورندگان_فلسفه_معاصر #کاناپه #فلسفه #اندیشه #تلویزیون #آیزایا_برلین #مارکس #ویتگنشتاین #اخلاق #سیاست #شوپنهاور #مکتب_فرانکفورت
    #bbc #men_of_ideas
  • 48 2 27 July, 2019
  • 🖤
کودتای موهایت ...
.
روزنامه ها اخبار و سایت ها همه از امتداد مارکسیسم می‌گویند. از اعتصاب کارگران هفت تپه از زندانی کردن فلان فیلمساز از ممنوع الکار شدن فلان نویسنده همه را می‌شنوم می‌بینم. تو که بهتر از هر کسی می‌دانی شب‌ها بعدِ معاشقه با خیال و آرزوهایت و لباس چریک‌ِ خود میخوابم. تو که می‌دانی به بی‌تفاوتی‌ام فخر نمی‌کنم. امّا همه چیز به خیالم واهی‌ست. این خوش‌‌خیال‌ها از انقلاب میگو‌یند و من در امتداد موهایت جابجا می‌شوم. چه توفیقی دارند؟ وقتی هر دو یک جابجایی ساده است با فرم متفاوت و نتیجه یکسان. دیگر از پیش‌بینی اتفاقات خسته شده‌ام و ترجیح می‌دهم پیش بیاید. نه خانومم چه قدرت وضوح خاطراتت و قدرت ابهام آرزوهایت برابر باشند چه نباشند من از کارخانه‌ی بافندگی موهایت اعتصاب نخواهم کرد. بگذار زیمل شخصیت و منزلتم را با پول بسنجد بگذار خوش خیالانِ مکتب فرانکفورت تا عمر دارند انتقاد کنند اصلا به غذا و بوی عطرشان مشکوک باشند اصلا در رختخواب هم بجنگند و بیانیه بدهند. طرز بافتن موهایت عاشقانه‌هایم برایت، یادگار و اثر انگشت من است در این کارزار. و چه سخت است بافتن موهایت با دستان لرزانم که دلواپس یاران انقلابی‌ام هستند. که از جنس‌شان نیستم امّا درکشان می‌کنم.
.
#شایان_کامران
#یادداشت_های_روزانه
.
#مارکسیسم#کودتا#گیسوان#اخبار#روزنامه#سایت#کارگر#هفت_تپه
#کارگردان#خیال#آرزو#خاطره#مکتب_فرانکفورت#انقلاب#اعتصاب#برابری#عدالت#جامعه_شناسی#جامعه_شناسی_انتقادی#زیمل#عشق#تنهایی##عطر#اعتراض#کمونیسم#اعتصاب
  • 🖤
    کودتای موهایت ...
    .
    روزنامه ها اخبار و سایت ها همه از امتداد مارکسیسم می‌گویند. از اعتصاب کارگران هفت تپه از زندانی کردن فلان فیلمساز از ممنوع الکار شدن فلان نویسنده همه را می‌شنوم می‌بینم. تو که بهتر از هر کسی می‌دانی شب‌ها بعدِ معاشقه با خیال و آرزوهایت و لباس چریک‌ِ خود میخوابم. تو که می‌دانی به بی‌تفاوتی‌ام فخر نمی‌کنم. امّا همه چیز به خیالم واهی‌ست. این خوش‌‌خیال‌ها از انقلاب میگو‌یند و من در امتداد موهایت جابجا می‌شوم. چه توفیقی دارند؟ وقتی هر دو یک جابجایی ساده است با فرم متفاوت و نتیجه یکسان. دیگر از پیش‌بینی اتفاقات خسته شده‌ام و ترجیح می‌دهم پیش بیاید. نه خانومم چه قدرت وضوح خاطراتت و قدرت ابهام آرزوهایت برابر باشند چه نباشند من از کارخانه‌ی بافندگی موهایت اعتصاب نخواهم کرد. بگذار زیمل شخصیت و منزلتم را با پول بسنجد بگذار خوش خیالانِ مکتب فرانکفورت تا عمر دارند انتقاد کنند اصلا به غذا و بوی عطرشان مشکوک باشند اصلا در رختخواب هم بجنگند و بیانیه بدهند. طرز بافتن موهایت عاشقانه‌هایم برایت، یادگار و اثر انگشت من است در این کارزار. و چه سخت است بافتن موهایت با دستان لرزانم که دلواپس یاران انقلابی‌ام هستند. که از جنس‌شان نیستم امّا درکشان می‌کنم.
    .
    #شایان_کامران
    #یادداشت_های_روزانه
    .
    #مارکسیسم #کودتا #گیسوان #اخبار #روزنامه #سایت #کارگر #هفت_تپه
    #کارگردان #خیال #آرزو #خاطره #مکتب_فرانکفورت #انقلاب #اعتصاب #برابری #عدالت #جامعه_شناسی #جامعه_شناسی_انتقادی #زیمل #عشق #تنهایی # #عطر #اعتراض #کمونیسم #اعتصاب
  • 608 14 27 July, 2019
  • مکتب فرانکفورت در 1923م در فرانکفورت شکل گرفت. هورکهایمر و آدورنو آن را بنیان نهادند. در روزگار سلطه و سیطرۀ نازیسم به آمریکا مهاجرت کردند و در 1950 م دوباره به آلمان برگشتند. پیشوایان مکتب فرانکفورت هر یک در زمینه‌ای، تخصص داشتند. آدورنو جامعه‌شناس و موسیقی‌دان بود، مارکوزه فیلسوف، و بنیامین نقاد و نظریه‌پرداز. پولوک اقتصاددان بود، اریک فروم روانشناس، و نویمان حقوقدان. اکثر این افراد یهودی بودند؛ به همین علت مغضوب هیتلر نیز واقع شدند. این مکتب شدیداً با پوزیتویسم مخالف بود. پوزیتیویسم نظم موجود و مستقر را تأیید می‌کرد و به سلطۀ فن سالاری منتهی می‌شد. بین ذات و عرض پدیده‌ها فرقی نمی‌نهاد و واقعیت‌ها و ارزش‌ها را از هم جدا می‌کرد. پوزیتویسم با انسان‌ها همچون شیء روبرو می‌شد. اینکه دورکیم می‌گفت: «با پدیده‌های اجتماعی همچون شیء باید روبه‌رو شد» نشان از تفکر پوزیتویستی داشت، بنیانگذران مکتب فرانکفورت بیشتر گرایش فلسفی_فرهنگی داشتند؛ یک‌سویه به اقتصاد و مناسبات اقتصادی اصالت نمی‌دادند. اینان به هیچ وجه به جدایی نظر از عمل، ارزش از واقعیت، و روبنا از زیربنا باور نداشتند و نسبت این‌ها را دیالکتیکی و پویا می‌دانستند. پوزیتویست‌ها می‌خواستند قوانین اجتماعی بر حسب قوانین طبیعی توجیه شود. این خطای فاحشی بود که فرانکفورتی‌ها از آن حذر می‌کردند اگوست کنت با جامعه همچون طبیعت و با انسان همچون شیء روبه‌رو می‌شد. اصحاب مکتب فرانکفورت بر این باور بودن که هنجارهای اجتماعی با قوانین فیزیک تفاوت دارد؛ لذا به جامعه و مناسبات اجتماعی باید از منظر دیگری توجه کرد.

مکتب فرانکفورت، می‌خواست ابعاد فراموش‌شدۀ مکتب هگل و مارکس را زنده کند و از نظر اینان مارکسیسم روسی به هنر، به فرهنگ به دیالکتیک توجه کافی نکرده است. در روسیه، به جای اینکه حاکمیت پرولتاریا تحقق یابد، حاکمیت بر پرولتاریا تحقق یافته است. به جای اینکه دولت ضعیف شود و پرولتاریا قوی؛ دولت روز به روز قوی‌تر شده است. به جای اینکه رستگاری و رهایی مردم عینیت یابد، وابستگی و تعلق به احزاب عینیت یافته است. مکتب فرانکفورت به جای اقتصاد به انسان توجه داشت و دغدغه‌های انسانی. مارکوزه می‌گفت: «فرهنگ از شرافت انسان‌ها صحبت می‌کند و زیبایی را برای روح حفظ می‌نماید.
#جامعه_شناسی #مکتب_فرانکفورت
  • مکتب فرانکفورت در 1923م در فرانکفورت شکل گرفت. هورکهایمر و آدورنو آن را بنیان نهادند. در روزگار سلطه و سیطرۀ نازیسم به آمریکا مهاجرت کردند و در 1950 م دوباره به آلمان برگشتند. پیشوایان مکتب فرانکفورت هر یک در زمینه‌ای، تخصص داشتند. آدورنو جامعه‌شناس و موسیقی‌دان بود، مارکوزه فیلسوف، و بنیامین نقاد و نظریه‌پرداز. پولوک اقتصاددان بود، اریک فروم روانشناس، و نویمان حقوقدان. اکثر این افراد یهودی بودند؛ به همین علت مغضوب هیتلر نیز واقع شدند. این مکتب شدیداً با پوزیتویسم مخالف بود. پوزیتیویسم نظم موجود و مستقر را تأیید می‌کرد و به سلطۀ فن سالاری منتهی می‌شد. بین ذات و عرض پدیده‌ها فرقی نمی‌نهاد و واقعیت‌ها و ارزش‌ها را از هم جدا می‌کرد. پوزیتویسم با انسان‌ها همچون شیء روبرو می‌شد. اینکه دورکیم می‌گفت: «با پدیده‌های اجتماعی همچون شیء باید روبه‌رو شد» نشان از تفکر پوزیتویستی داشت، بنیانگذران مکتب فرانکفورت بیشتر گرایش فلسفی_فرهنگی داشتند؛ یک‌سویه به اقتصاد و مناسبات اقتصادی اصالت نمی‌دادند. اینان به هیچ وجه به جدایی نظر از عمل، ارزش از واقعیت، و روبنا از زیربنا باور نداشتند و نسبت این‌ها را دیالکتیکی و پویا می‌دانستند. پوزیتویست‌ها می‌خواستند قوانین اجتماعی بر حسب قوانین طبیعی توجیه شود. این خطای فاحشی بود که فرانکفورتی‌ها از آن حذر می‌کردند اگوست کنت با جامعه همچون طبیعت و با انسان همچون شیء روبه‌رو می‌شد. اصحاب مکتب فرانکفورت بر این باور بودن که هنجارهای اجتماعی با قوانین فیزیک تفاوت دارد؛ لذا به جامعه و مناسبات اجتماعی باید از منظر دیگری توجه کرد.

    مکتب فرانکفورت، می‌خواست ابعاد فراموش‌شدۀ مکتب هگل و مارکس را زنده کند و از نظر اینان مارکسیسم روسی به هنر، به فرهنگ به دیالکتیک توجه کافی نکرده است. در روسیه، به جای اینکه حاکمیت پرولتاریا تحقق یابد، حاکمیت بر پرولتاریا تحقق یافته است. به جای اینکه دولت ضعیف شود و پرولتاریا قوی؛ دولت روز به روز قوی‌تر شده است. به جای اینکه رستگاری و رهایی مردم عینیت یابد، وابستگی و تعلق به احزاب عینیت یافته است. مکتب فرانکفورت به جای اقتصاد به انسان توجه داشت و دغدغه‌های انسانی. مارکوزه می‌گفت: «فرهنگ از شرافت انسان‌ها صحبت می‌کند و زیبایی را برای روح حفظ می‌نماید.
    #جامعه_شناسی #مکتب_فرانکفورت
  • 80 18 23 July, 2019
  • .
🎯 یورگن هابرماس، فیلسوف شهیر آلمانی و رئیس سابق مکتب فرانکفورت، دهه‌هاست که چهره‌ای مرکزی در جهان فکر است. یکی از الهام‌بخش‌ترین ایده‌های هابرماس، «شرایط آرمانی گفتار» بوده است. طبق این ایده، اگر با تعلیق نیروهای قدرت و سرکوب، در نوعی شرایطِ برابری ایدئال، به گفت‌وگو دربارۀ مسائل جامعه بنشینیم، به بهترین راه‌حل‌ها خواهیم رسید. ایده‌ای که حالا با برکسیت و فریاد بلند افراط‌گرایان در سراسر جهان، گویا برای همیشه شکست خورده است. ریموند گُیس، فیلسوف سیاسی، به نقد گفت‌وگوی هابرماسی نشسته است.
.
🔖  ۴۲۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۵ دقيقه
.
📌 برای خواندن ادامۀ این مطلب:
— به لینک tarjomaan.com/neveshtar/9466/ بروید.
— صفحۀ استوری را به‌سمت بالا بکشید.
.
#ترجمه #ترجمان #ترجمان_علوم_انسانی #علوم_انسانی #هابرماس #مکتب_فرانکفورت #گفتگو
  • .
    🎯 یورگن هابرماس، فیلسوف شهیر آلمانی و رئیس سابق مکتب فرانکفورت، دهه‌هاست که چهره‌ای مرکزی در جهان فکر است. یکی از الهام‌بخش‌ترین ایده‌های هابرماس، «شرایط آرمانی گفتار» بوده است. طبق این ایده، اگر با تعلیق نیروهای قدرت و سرکوب، در نوعی شرایطِ برابری ایدئال، به گفت‌وگو دربارۀ مسائل جامعه بنشینیم، به بهترین راه‌حل‌ها خواهیم رسید. ایده‌ای که حالا با برکسیت و فریاد بلند افراط‌گرایان در سراسر جهان، گویا برای همیشه شکست خورده است. ریموند گُیس، فیلسوف سیاسی، به نقد گفت‌وگوی هابرماسی نشسته است.
    .
    🔖 ۴۲۰۰ کلمه
    ⏰ زمان مطالعه: ۲۵ دقيقه
    .
    📌 برای خواندن ادامۀ این مطلب:
    — به لینک tarjomaan.com/neveshtar/9466/ بروید.
    — صفحۀ استوری را به‌سمت بالا بکشید.
    .
    #ترجمه #ترجمان #ترجمان_علوم_انسانی #علوم_انسانی #هابرماس #مکتب_فرانکفورت #گفتگو
  • 1,627 15 14 hours ago
  • 🔴
گاه‌شمار
-
۲۱ تیر تا ۲۸ تیر
۱۲ جولای تا ۱۹ جولای
-
🍀 زادروز
.
🔺۲۱ تیر
۱۲ جولای

#آمادئو_مودیلیانی (۱۹۲۰-۱۸۸۴)
نقاش و مجسمه‌ساز شهیر ایتالیایی.
بیشتر دوره‌ی کاری خود را در فرانسه گذراند. 
دوره گذارش از هنر فیگوراتیو تا هنر مدرن سبب شد مجموعه‌ای از چهره‌های پرتره‌ای را ترسیم کند. 
مودیلیانی خيلی زود و در ۳۵ سالگی به خاطر سل جان خود را از دست داد.

#پابلو_نرودا (۱۹۷۳-۱۹۰۴)
🏅جایزه نوبل ادبیات ۱۹۷۱

شاعر نوگرای شیلیایی. 
نرودا از ۱۵ سالگی وارد عرصه‌ی ادبیات شد. شعر (ترانه‌ی ناامید) یکی از ارزشمند‌ترین آثار ادبیات جهان است که با انتشار آن درهای جدیدی بر نهضت مدرنیسمِ ادبیات جهان باز شد. 
زندگی‌ نرودا به خاطر فعالیت‌های سیاسی‌اش پرفراز و نشیب است. 
او یاور و حامی بزرگ #سالوادور_آلنده رهبر شیلی بود. 
در سال ۱۹۵۰ جایزه‌ی بین‌المللی صلح و جایزه‌ی صلح لنین را در سال ۱۹۵۳ به‌دست آورد. 
او پس از کودتای نظامی پینوشه به شیلی بازگشت و در زندان ، ظاهرا بر اثر سرطان پروستات، از دنیا رفت. #ماتیلدا_اروتیا، همسرش -که رابطه‌ای مثال زدنی و عاشقانه داشتند- هرگز به مرگ طبیعی نرودا باور نداشت.

#ژولیوس_سزار (۱۰۰پ.م-۴۴پ.م)
دیکتاتور و رهبر سیاسی نظامی رم. 
او بعد از جنگ داخلی که در ۴۹ پ.م به راه انداخت فرمانروای بی‌چون و چرای رم شد و به سمت خود کامگی رفت.
و در نهایت توسط نزدیکانش (پسر خوانده و...) به او خیانت ‌شد. و به قتل رسید.
.
🔺۲۳ تیر
۱۴ جولای

#اینگمار_برگمان (۲۰۰۷-۱۹۱۸)
کارگردان معاصر سوئدی. 
یکی از کارگردانان مهم آوانگارد در دهه‌ی شصت است. دهه‌ای که در چرخه ایجاد گرایش‌های جدید در سینمای مدرن نقش مهمی ایفا می‌کند. سینمای برگمان به لحاظ تکنیک  ساخت سینمایی ساده است اما به لحاظ روابط میان انسان‌ها و طبقات فکری یا اجتماعی ایشان، ابزاری برای تأملات عمیق فلسفی است.
از آثار او می‌توان به توت‌فرنگی‌های وحشی، مهر هفتم، لبخندهای یک شب تابستانی، پس از تمرین، ساراباند و فریادها و نجواها ... اشاره کرد.
.
(ادامه در کامنت اول)👇🏼👇🏼👇🏼
________________________
📚 كتێب، كۆمان ئەكاتەوە.
@binkeyayinde
-
‎بانه
‎بنکەی ئایـــــــنده
-
📱 ۰۹۱۸۳۷۵۲۰۲٦
☎️ ۰۸۷۳۴۲۳۰۱۰۰
.
#کتێب 
#کافە_کتێبی_ئایندە 
#بنكەی_ئایندە 
#کتاب 
#کافه_کتاب_آینده 
#مجموعه_فرهنگی_آینده 
#خانه‌ی_فرهنگی_آینده 
#بانه ‏
#baneh‎
  • 🔴
    گاه‌شمار
    -
    ۲۱ تیر تا ۲۸ تیر
    ۱۲ جولای تا ۱۹ جولای
    -
    🍀 زادروز
    .
    🔺۲۱ تیر
    ۱۲ جولای

    #آمادئو_مودیلیانی (۱۹۲۰-۱۸۸۴)
    نقاش و مجسمه‌ساز شهیر ایتالیایی.
    بیشتر دوره‌ی کاری خود را در فرانسه گذراند.
    دوره گذارش از هنر فیگوراتیو تا هنر مدرن سبب شد مجموعه‌ای از چهره‌های پرتره‌ای را ترسیم کند.
    مودیلیانی خيلی زود و در ۳۵ سالگی به خاطر سل جان خود را از دست داد.

    #پابلو_نرودا (۱۹۷۳-۱۹۰۴)
    🏅جایزه نوبل ادبیات ۱۹۷۱

    شاعر نوگرای شیلیایی.
    نرودا از ۱۵ سالگی وارد عرصه‌ی ادبیات شد. شعر (ترانه‌ی ناامید) یکی از ارزشمند‌ترین آثار ادبیات جهان است که با انتشار آن درهای جدیدی بر نهضت مدرنیسمِ ادبیات جهان باز شد.
    زندگی‌ نرودا به خاطر فعالیت‌های سیاسی‌اش پرفراز و نشیب است.
    او یاور و حامی بزرگ #سالوادور_آلنده رهبر شیلی بود.
    در سال ۱۹۵۰ جایزه‌ی بین‌المللی صلح و جایزه‌ی صلح لنین را در سال ۱۹۵۳ به‌دست آورد.
    او پس از کودتای نظامی پینوشه به شیلی بازگشت و در زندان ، ظاهرا بر اثر سرطان پروستات، از دنیا رفت. #ماتیلدا_اروتیا ، همسرش -که رابطه‌ای مثال زدنی و عاشقانه داشتند- هرگز به مرگ طبیعی نرودا باور نداشت.

    #ژولیوس_سزار (۱۰۰پ.م-۴۴پ.م)
    دیکتاتور و رهبر سیاسی نظامی رم.
    او بعد از جنگ داخلی که در ۴۹ پ.م به راه انداخت فرمانروای بی‌چون و چرای رم شد و به سمت خود کامگی رفت.
    و در نهایت توسط نزدیکانش (پسر خوانده و...) به او خیانت ‌شد. و به قتل رسید.
    .
    🔺۲۳ تیر
    ۱۴ جولای

    #اینگمار_برگمان (۲۰۰۷-۱۹۱۸)
    کارگردان معاصر سوئدی.
    یکی از کارگردانان مهم آوانگارد در دهه‌ی شصت است. دهه‌ای که در چرخه ایجاد گرایش‌های جدید در سینمای مدرن نقش مهمی ایفا می‌کند. سینمای برگمان به لحاظ تکنیک ساخت سینمایی ساده است اما به لحاظ روابط میان انسان‌ها و طبقات فکری یا اجتماعی ایشان، ابزاری برای تأملات عمیق فلسفی است.
    از آثار او می‌توان به توت‌فرنگی‌های وحشی، مهر هفتم، لبخندهای یک شب تابستانی، پس از تمرین، ساراباند و فریادها و نجواها ... اشاره کرد.
    .
    (ادامه در کامنت اول)👇🏼👇🏼👇🏼
    ________________________
    📚 كتێب، كۆمان ئەكاتەوە.
    @binkeyayinde
    -
    ‎بانه
    ‎بنکەی ئایـــــــنده
    -
    📱 ۰۹۱۸۳۷۵۲۰۲٦
    ☎️ ۰۸۷۳۴۲۳۰۱۰۰
    .
    #کتێب
    #کافە_کتێبی_ئایندە
    #بنكەی_ئایندە
    #کتاب
    #کافه_کتاب_آینده
    #مجموعه_فرهنگی_آینده
    #خانه ‌ی_فرهنگی_آینده
    #بانه
    #baneh
  • 60 1 19 July, 2019
  • پیشنهاد مطالعه
کتابی در 134 صفحه قطع جیبی نشر گام نو ترجمه #جوادگنجی
خواندنش کمی طول می کشد با این که کم حجم است. در حین خواندن به منابع دیگری نیاز پیدا می کنیم و این خوبی متن است. نقد نظریه های انتقادی و تفکیک و جداسازی طیف نظریه پردازان آن، کار دشواریست. طرح پرسش های ناشیانه "جی" از نظر اشمیت، و به ویژه بخش آخر این کتاب جدال معرفتی آموزنده ایست. هم به لحاظ متد و هم استدلال ها ...
"ما دور کاملی زده ایم. مبنای نظریه انتقادی را نباید به شیوه ای جست و جو و تبیین کرد که به درد فضای آکادمیک بخورد تا بتواند در جر و بحث هایش روی داده های ما حساب باز کند. ما باید مبانی آن را در تاملی بر خاستگاه های خودمان جست و جو کنیم و نه از طریق کاربرد زبانی که همچون زبان جی ماهرانه و کتابی یا همچون زبان هابرماس بهداشتی و عاری از هرگونه جنبه اروتیک است... ما پیش از آنکه به زبان های مختلفی که نظریه پردازی انتقادی فراهم شان می کند، شروع به سخن گفتن کنیم، ورشکستگی علوم اجتماعی را تشخیص دادیم".
#مکتب_فرانکفورت
  • پیشنهاد مطالعه
    کتابی در 134 صفحه قطع جیبی نشر گام نو ترجمه #جوادگنجی
    خواندنش کمی طول می کشد با این که کم حجم است. در حین خواندن به منابع دیگری نیاز پیدا می کنیم و این خوبی متن است. نقد نظریه های انتقادی و تفکیک و جداسازی طیف نظریه پردازان آن، کار دشواریست. طرح پرسش های ناشیانه "جی" از نظر اشمیت، و به ویژه بخش آخر این کتاب جدال معرفتی آموزنده ایست. هم به لحاظ متد و هم استدلال ها ...
    "ما دور کاملی زده ایم. مبنای نظریه انتقادی را نباید به شیوه ای جست و جو و تبیین کرد که به درد فضای آکادمیک بخورد تا بتواند در جر و بحث هایش روی داده های ما حساب باز کند. ما باید مبانی آن را در تاملی بر خاستگاه های خودمان جست و جو کنیم و نه از طریق کاربرد زبانی که همچون زبان جی ماهرانه و کتابی یا همچون زبان هابرماس بهداشتی و عاری از هرگونه جنبه اروتیک است... ما پیش از آنکه به زبان های مختلفی که نظریه پردازی انتقادی فراهم شان می کند، شروع به سخن گفتن کنیم، ورشکستگی علوم اجتماعی را تشخیص دادیم".
    #مکتب_فرانکفورت
  • 192 12 18 July, 2019
  • آقای #جمال_محمدی مدیر گروە جامعەشناسی دانشگاە کوردستان بە تمامی منتقدین#کنگرە_مشاهیر_کرد تاختەاند و نکته نظرات و نقدهای گوناگون افراد مختلف را #حماقت خوانده است!
قبل از هرچیزی نکتەای کلیدی را از #میشل_فوکو یادآور شوم; "دانش قدرت می آفریند"! این همان دلیلیست کە هیچ ادیب و روشنفکر و فعال سیاسی و مدنی و همه کسانی کە بە این کنگرە نقد داشتند شهامت جواب دادن فحاشی آقای  دکتر را نداشته اند!
 من یکی از آن احمقهای مورد خطابت هستم کە هیچگاه تمکین بە تئوریهای از بر کرده شما و امثال شما نخواهم شد!!
💠تمام این نوشتار را سرهم کردەای و از هر جامەشناس و فیلسوفی تئوری و فرضیه و حرف و سند و تصدیق وام گرفتەاید کە روکش این نوشتار(کە من #گووی_ڕەش میناممش) کردەاید تا ثابت کنید #پوپولیست نیستید!
اقای دکتر, آدرنو چە بە گوە سیاه شما!
 چیزی به نام استقلال دانشگاهی در این سرزمین بی معنا بوده و این شمایید که مدعی چنین عنوانی هستید! ساخت و پاختهای قدرت با تمام نهادها و سازمانها و ادارات و دانشگاهها چیزی بدیهیست از استخدام ساده ترین کارمند دانشگاه تا ریس! و این نقاب مسخره شورشگری را دور بیندازید! اگر احیانا شما هیچ سهمیەای ندارید و در این کرسی نشستەاید دلیل استقلال و جدایی دانشگاه از مناسبات قدرت نیست! بماند کە کنگرە مشاهیر را چندین ارگان اجرا کردند و یکی از انها دانشگاه بود! بنابراین به نظرم به جای اینکه از رادیکالترین عضو  #مکتب_فرانکفورت تا هابرماس بدبخت و والتربنیامین بیچارە را مجبور به #گەوادی برای توجیە گووی ڕەش خویش کنید به اتش نشانی زنگ بزنید کە با شلنگهای بزرگ فشار قویشان این #تەپە_گووی_ڕەشتان را بشورند و بویش را ببرند!
💠خیلی پیشتر عرضاندەام سلیقه شخصیست,از این صدا(مظهر خالقی) هراسانم و موسیقیش در قالب موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانیست نه مقامات کوردی اما اگر شما برای ایشان  چهچه و بەبە میکنید و بزرگ مرد مینامیدش جدای از سلیقە شخصی دو حالت بیشتر ندارد یا پوپولیست هستید! و یا هیچ چیزی از موسیقی کوردی نمیدانید! و به نظرم میتوانم آنقدر احمق باشم که تو را به مناظره ای در همان دانشگاه خودت دعوت کنم! کە دانشجویانت از ترس اخلاق زیبای زیباتر از نوشتار و گفتارت! مرا هوو هوو کنند و شما را تشویق! تو مرا احمق خطاب کن و من شما را #کاول!
💠هیچ چیزی و هیچ کنشی در دنیا وجود ندارد کە جای نقد نداشتە باشد اگر این را نمیتوانید بفهمید بهتر است کنج اتاقتان پای ترجمە کتابهای انگلیسی بە فارسیتان بنشینید و سرملت منت کوردایەتی نگذارید و فخر داهێنەری نفروشید و هیچ کنگرەای هم نمیخواهیم!
  • آقای #جمال_محمدی مدیر گروە جامعەشناسی دانشگاە کوردستان بە تمامی منتقدین #کنگرە_مشاهیر_کرد تاختەاند و نکته نظرات و نقدهای گوناگون افراد مختلف را #حماقت خوانده است!
    قبل از هرچیزی نکتەای کلیدی را از #میشل_فوکو یادآور شوم; "دانش قدرت می آفریند"! این همان دلیلیست کە هیچ ادیب و روشنفکر و فعال سیاسی و مدنی و همه کسانی کە بە این کنگرە نقد داشتند شهامت جواب دادن فحاشی آقای دکتر را نداشته اند!
    من یکی از آن احمقهای مورد خطابت هستم کە هیچگاه تمکین بە تئوریهای از بر کرده شما و امثال شما نخواهم شد!!
    💠تمام این نوشتار را سرهم کردەای و از هر جامەشناس و فیلسوفی تئوری و فرضیه و حرف و سند و تصدیق وام گرفتەاید کە روکش این نوشتار(کە من #گووی_ڕەش میناممش) کردەاید تا ثابت کنید #پوپولیست نیستید!
    اقای دکتر, آدرنو چە بە گوە سیاه شما!
    چیزی به نام استقلال دانشگاهی در این سرزمین بی معنا بوده و این شمایید که مدعی چنین عنوانی هستید! ساخت و پاختهای قدرت با تمام نهادها و سازمانها و ادارات و دانشگاهها چیزی بدیهیست از استخدام ساده ترین کارمند دانشگاه تا ریس! و این نقاب مسخره شورشگری را دور بیندازید! اگر احیانا شما هیچ سهمیەای ندارید و در این کرسی نشستەاید دلیل استقلال و جدایی دانشگاه از مناسبات قدرت نیست! بماند کە کنگرە مشاهیر را چندین ارگان اجرا کردند و یکی از انها دانشگاه بود! بنابراین به نظرم به جای اینکه از رادیکالترین عضو #مکتب_فرانکفورت تا هابرماس بدبخت و والتربنیامین بیچارە را مجبور به #گەوادی برای توجیە گووی ڕەش خویش کنید به اتش نشانی زنگ بزنید کە با شلنگهای بزرگ فشار قویشان این #تەپە_گووی_ڕەشتان را بشورند و بویش را ببرند!
    💠خیلی پیشتر عرضاندەام سلیقه شخصیست,از این صدا(مظهر خالقی) هراسانم و موسیقیش در قالب موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانیست نه مقامات کوردی اما اگر شما برای ایشان چهچه و بەبە میکنید و بزرگ مرد مینامیدش جدای از سلیقە شخصی دو حالت بیشتر ندارد یا پوپولیست هستید! و یا هیچ چیزی از موسیقی کوردی نمیدانید! و به نظرم میتوانم آنقدر احمق باشم که تو را به مناظره ای در همان دانشگاه خودت دعوت کنم! کە دانشجویانت از ترس اخلاق زیبای زیباتر از نوشتار و گفتارت! مرا هوو هوو کنند و شما را تشویق! تو مرا احمق خطاب کن و من شما را #کاول !
    💠هیچ چیزی و هیچ کنشی در دنیا وجود ندارد کە جای نقد نداشتە باشد اگر این را نمیتوانید بفهمید بهتر است کنج اتاقتان پای ترجمە کتابهای انگلیسی بە فارسیتان بنشینید و سرملت منت کوردایەتی نگذارید و فخر داهێنەری نفروشید و هیچ کنگرەای هم نمیخواهیم!
  • 234 20 15 July, 2019
  • امروزه در زمانی که ادبیات از قید کلاسیسیسم و اومانیسم رها شده است دیگر زبان ابزاری مطلوب یا حائلی غیرضروری برای یک واقعیت اجتماعی ، عاطفی یا شاعرانه ی مقدم بر آن نیست که در نقش حاشیه ای برای بیان آن واقعیت مقهور قواعد سبکی باشد. زبان هستی ادبیات و همان دنیای آن است. تمام ادبیات در فعل نوشتن واقع است
از آنجا که تقابل میان علم و ادبیات اصولن بر نگرش خاصی به زبان استوار است این امر اهمیت ویژه ای در ساخت گرایی دارد. میپذیرم که این واژه که غالبن از بیرون تحمیل شده است امروز برای طرح هایی متفاوت به کار می رود که گاه ناهمگرا و حتی متناقضند بگذریم از گونه های بی مغزی که قبلن به ان اشاره کردیم و من هم صرفن به ساخت گرایی معاصر، در تخصصی‌ترین و در نتیجه معنی دارترین گونه آن معتقدم.
شاید بتوان گفت ساخت گرایی در حکم علم در هر سطح از اثر ادبی خود را باز می یابد نخست در سطح محتوا یا دقیق تر اینکه در قالب محتوا . زیرا در ساخت گرایی هدف بنا نهادن زبان داستان هاییست  که روایت میشوند، و در مرحله دوم سطح صورت های گفتمان است. ساخت گرایی از طریق روش هایش توجه خاصی به طبقه بندی سلسه مراتب و ترتیبات معطوف میدارد.

ادامه دارد.. #نقد_ادبی #شعر #زبان_فارسی #زبان_شناسی #فلسفه_غرب #ادبیات_مدرن #داستان_کوتاه #شعر_غزل #پست_مدرنیسم #ساخت_گرایی #پسا_ساخت_گرایی #نیچه #هگل #ویتگنشتاین #سوسور #مکتب_فرانکفورت
  • امروزه در زمانی که ادبیات از قید کلاسیسیسم و اومانیسم رها شده است دیگر زبان ابزاری مطلوب یا حائلی غیرضروری برای یک واقعیت اجتماعی ، عاطفی یا شاعرانه ی مقدم بر آن نیست که در نقش حاشیه ای برای بیان آن واقعیت مقهور قواعد سبکی باشد. زبان هستی ادبیات و همان دنیای آن است. تمام ادبیات در فعل نوشتن واقع است
    از آنجا که تقابل میان علم و ادبیات اصولن بر نگرش خاصی به زبان استوار است این امر اهمیت ویژه ای در ساخت گرایی دارد. میپذیرم که این واژه که غالبن از بیرون تحمیل شده است امروز برای طرح هایی متفاوت به کار می رود که گاه ناهمگرا و حتی متناقضند بگذریم از گونه های بی مغزی که قبلن به ان اشاره کردیم و من هم صرفن به ساخت گرایی معاصر، در تخصصی‌ترین و در نتیجه معنی دارترین گونه آن معتقدم.
    شاید بتوان گفت ساخت گرایی در حکم علم در هر سطح از اثر ادبی خود را باز می یابد نخست در سطح محتوا یا دقیق تر اینکه در قالب محتوا . زیرا در ساخت گرایی هدف بنا نهادن زبان داستان هاییست که روایت میشوند، و در مرحله دوم سطح صورت های گفتمان است. ساخت گرایی از طریق روش هایش توجه خاصی به طبقه بندی سلسه مراتب و ترتیبات معطوف میدارد.

    ادامه دارد.. #نقد_ادبی #شعر #زبان_فارسی #زبان_شناسی #فلسفه_غرب #ادبیات_مدرن #داستان_کوتاه #شعر_غزل #پست_مدرنیسم #ساخت_گرایی #پسا_ساخت_گرایی #نیچه #هگل #ویتگنشتاین #سوسور #مکتب_فرانکفورت
  • 53 0 3 July, 2019
  • کافکا جایی گفته بود که ما افکار نهیلیستی و انتحاری هستیم که از ذهن خداوند تراوش میکنیم...
در نگاه کافکا خداوند روزی که جهان را خلق میکرد، کمی کج خُلق بود و ما را روزی خلق کرد که از روزهای بدِ او بود.. از بد روزگار ما خلق شدیم و جهان آغاز شد.. زندگی روز به روز چرک تر شد و این جهان شوم از پس یک شکست عظیم پدیدار شد...
مسخ و محاکمه و تنهایی این انسان طرد شده، بار دیگر دستمایه تمسخر خدایی شد که پیش از این جام شرابش را از برای فاجعه ای که خلق کرده بود با قهقهه ای هولناک سر کشید...
باید در نظر داشت که جهان کافکا زیبا نیست اما هرچه هست عین حقیقت است.. انسان رنجور کافکایی از زیستن در میان میله های آهنین ملول است و گرفتاری اش را در جستجویی ناتمام پایان می بخشد..
کافکا شورش انسان بر علیه خویشتن است، در جایی از رمان قصر می گفت "من حق خود را می طلبم"... ما همه جانورانی مسخ شده ایم که رهایی مان در پایانمان خلاصه می شود... مقصد همینجاست، اندوه و حسرت و ملالت و نگرانی...و دیگر هیچ...
‌ ‌ کافکا قلمرو وسیعی را که انسان به تصرف خود درآورده است خالی می کند، در واقع دست به عقب نشینی استراتژیک می زند؛ او انسان را به راهی باز می گرداند که راه و رسم زیستن در جهان مرداب بوده است.
برای او مسئله اساسی این است که زمان حال را به طور کامل حذف کند. او فقط گذشته و آینده را می شناسد، گذشته به منزله ی هستی انسان های مرداب زی با تمام روابط بی بند و باری که با موجودات دیگر دارند، یعنی گناه، و آینده در حکم مجازات و مکافات، به این ترتیب: از جنبه ی گناه، آینده در نقش مجازات تجلی می کند و از جنبه رستگاری، گذشته در نقش آموزه و حکمت.
پیامبر از جنبه ی مجازات است که به آینده می نگرد.
کافکا در تاریخ تجدید نظر می کند:
دانش سبب مجازات می شود و گناه سبب رستگاری.
شکافی در شخصیت آدم های کافکا وجود دارد: برخی به عالم گناه متعلق اند و برخی به عالم رستگاری. این تنش علت قاطعیت بیش از حد او در شرح جزئیات است.
  • کافکا جایی گفته بود که ما افکار نهیلیستی و انتحاری هستیم که از ذهن خداوند تراوش میکنیم...
    در نگاه کافکا خداوند روزی که جهان را خلق میکرد، کمی کج خُلق بود و ما را روزی خلق کرد که از روزهای بدِ او بود.. از بد روزگار ما خلق شدیم و جهان آغاز شد.. زندگی روز به روز چرک تر شد و این جهان شوم از پس یک شکست عظیم پدیدار شد...
    مسخ و محاکمه و تنهایی این انسان طرد شده، بار دیگر دستمایه تمسخر خدایی شد که پیش از این جام شرابش را از برای فاجعه ای که خلق کرده بود با قهقهه ای هولناک سر کشید...
    باید در نظر داشت که جهان کافکا زیبا نیست اما هرچه هست عین حقیقت است.. انسان رنجور کافکایی از زیستن در میان میله های آهنین ملول است و گرفتاری اش را در جستجویی ناتمام پایان می بخشد..
    کافکا شورش انسان بر علیه خویشتن است، در جایی از رمان قصر می گفت "من حق خود را می طلبم"... ما همه جانورانی مسخ شده ایم که رهایی مان در پایانمان خلاصه می شود... مقصد همینجاست، اندوه و حسرت و ملالت و نگرانی...و دیگر هیچ...
    ‌ ‌ کافکا قلمرو وسیعی را که انسان به تصرف خود درآورده است خالی می کند، در واقع دست به عقب نشینی استراتژیک می زند؛ او انسان را به راهی باز می گرداند که راه و رسم زیستن در جهان مرداب بوده است.
    برای او مسئله اساسی این است که زمان حال را به طور کامل حذف کند. او فقط گذشته و آینده را می شناسد، گذشته به منزله ی هستی انسان های مرداب زی با تمام روابط بی بند و باری که با موجودات دیگر دارند، یعنی گناه، و آینده در حکم مجازات و مکافات، به این ترتیب: از جنبه ی گناه، آینده در نقش مجازات تجلی می کند و از جنبه رستگاری، گذشته در نقش آموزه و حکمت.
    پیامبر از جنبه ی مجازات است که به آینده می نگرد.
    کافکا در تاریخ تجدید نظر می کند:
    دانش سبب مجازات می شود و گناه سبب رستگاری.
    شکافی در شخصیت آدم های کافکا وجود دارد: برخی به عالم گناه متعلق اند و برخی به عالم رستگاری. این تنش علت قاطعیت بیش از حد او در شرح جزئیات است.
  • 727 10 2 July, 2019
  • 🔸 #چارلی_چاپلین و #تئودور_آدورنو، سینماگر مشهور و عضو برجسته مکتب انتقادی فرانکفورت رابطه بسیار دوستانه‌ای داشتند تا به آن حد که آدورنو مهمان ویژه چاپلین برای اکران خصوصی فیلم "#مسیو_وردو" (1947) بود. این امر بویژه از آن حیث جذاب است که آدورنو هرگز نظر خوشی نسبت به سینما نداشت و آن‌را مظهر بارز صنعت-فرهنگ می‌دانست. جدای از این مساله اما دغدغه‌ها و مسایل مشترکی این دو را بهم پیوند می‌داد: مواجهه عملی و نظری‌شان با فاشیسم و دربدری که برای مثال در فیلم "#دیکتاتور_بزرگ" چاپلین (1940) خود را نشان می‌داد و تقریبا دغدغه همیشگی آثار آدورنو تا پایان عمرش بود، گرایش‌های چپ گرایانه هر دو، دغدغه‌شان نسبت به انسان "#عصر_جدید" و آن‌چه در ساختار سرمایه‌داری و توسط دولت‌ها بر او می‌رود...
#چارلی_چاپلین#مکتب_فرانکفورت#آدورنو#هابرماس#نظریه_انتقادی#سینما#فرهنگ#هنر#فیلم#جامعه_شناسی
  • 🔸 #چارلی_چاپلین و #تئودور_آدورنو ، سینماگر مشهور و عضو برجسته مکتب انتقادی فرانکفورت رابطه بسیار دوستانه‌ای داشتند تا به آن حد که آدورنو مهمان ویژه چاپلین برای اکران خصوصی فیلم " #مسیو_وردو " (1947) بود. این امر بویژه از آن حیث جذاب است که آدورنو هرگز نظر خوشی نسبت به سینما نداشت و آن‌را مظهر بارز صنعت-فرهنگ می‌دانست. جدای از این مساله اما دغدغه‌ها و مسایل مشترکی این دو را بهم پیوند می‌داد: مواجهه عملی و نظری‌شان با فاشیسم و دربدری که برای مثال در فیلم " #دیکتاتور_بزرگ " چاپلین (1940) خود را نشان می‌داد و تقریبا دغدغه همیشگی آثار آدورنو تا پایان عمرش بود، گرایش‌های چپ گرایانه هر دو، دغدغه‌شان نسبت به انسان " #عصر_جدید " و آن‌چه در ساختار سرمایه‌داری و توسط دولت‌ها بر او می‌رود...
    #چارلی_چاپلین #مکتب_فرانکفورت #آدورنو #هابرماس #نظریه_انتقادی #سینما #فرهنگ #هنر #فیلم #جامعه_شناسی
  • 88 1 30 June, 2019
  • 🌱🌱🌱
.
.

گراند هتل پرتگاه داستانی است زندگی نامه ای، آمیخته به فلسفه نقادانه از ماجرا و سرنوشت زندگی و افکار بزرگان مکتب #فرانکفورت.
این کتاب حیات پررمز و راز این مکتب را به زبانی ساده و عامه پسند روایت کرده است.
استوارت جفریز مکتب فرانکفورت را تجسم نوعی پارادوکس می داند: تئودور آدرنو و والتر بنیامین، هورکهایمر و یورگن هابرماس، اریک فِرُم و هربرت مارکوزه مشهورترین متفکران اروپایی چپ افراطی در قرن بیستم اند ولی مشکل آن ها این بود که آن ها منتقدان اجتماعی اما بی علاقه به تغییر اجتماعی بودند.....
گراند هتل پرتگاه : هتلی زیبا، مجهز به همه آسودگی ها،بر لبه پرتگاه ، بر لبه نیستی، که ساکنانش آسوده خاطر بر لبه پرتگاهی خالی و عمیق مشغول نظریه پردازی اند....
گراند هتل پرتگاه؛ نوشته #استوارت_جفریز ترجمه محمد معماریان انتشارات ترجمان علوم انسانی....
#گراند_هتل_پرتگاه
#مکتب_فرانکفورت #آدرنو #هورکهایمر #والتر_بنیامین. #یورگن_هابرماس #محمد_معماریان  #کتابخوانی #معرفی_کتاب📚📝💫💙
  • 🌱🌱🌱
    .
    .

    گراند هتل پرتگاه داستانی است زندگی نامه ای، آمیخته به فلسفه نقادانه از ماجرا و سرنوشت زندگی و افکار بزرگان مکتب #فرانکفورت .
    این کتاب حیات پررمز و راز این مکتب را به زبانی ساده و عامه پسند روایت کرده است.
    استوارت جفریز مکتب فرانکفورت را تجسم نوعی پارادوکس می داند: تئودور آدرنو و والتر بنیامین، هورکهایمر و یورگن هابرماس، اریک فِرُم و هربرت مارکوزه مشهورترین متفکران اروپایی چپ افراطی در قرن بیستم اند ولی مشکل آن ها این بود که آن ها منتقدان اجتماعی اما بی علاقه به تغییر اجتماعی بودند.....
    گراند هتل پرتگاه : هتلی زیبا، مجهز به همه آسودگی ها،بر لبه پرتگاه ، بر لبه نیستی، که ساکنانش آسوده خاطر بر لبه پرتگاهی خالی و عمیق مشغول نظریه پردازی اند....
    گراند هتل پرتگاه؛ نوشته #استوارت_جفریز ترجمه محمد معماریان انتشارات ترجمان علوم انسانی....
    #گراند_هتل_پرتگاه
    #مکتب_فرانکفورت #آدرنو #هورکهایمر #والتر_بنیامین . #یورگن_هابرماس #محمد_معماریان #کتابخوانی #معرفی_کتاب 📚📝💫💙
  • 59 0 25 June, 2019
  • .
عقیده بلوخ، وِبر و آدورنو این است که موسیقی برای انسان حالاتی را می‌آفریند که به زبان قابل بیان نیست. از سوی دیگر در نگاه جامعه شناسانه آدورنو موسیقی بیان ناتوانی‌ها، شکاف‌ها، تعارض‌ها، تناقض‌ها، نداشتن‌ها و از خود بیگانگیِ انسان است. به عبارت بهتر موسیقی بیان تکه تکه شدن انسان است که مفهوم اصلی آدورنو در فلسفه است. این سخن آدورنو شبیه مفهوم امر والا و حس آن در انسان نزد کانت است. به همین دلیل است که آدورنو معتقد است که صنعت فرهنگ می‌کوشد توسط موسیقی انسان‌ها را با همسان سازی(conformism) و شبیه دیگران کردن هم‌رنگ کند.
بابک احمدی در نشست «موسیقی در اندیشه آدورنو».
#روز_جهانی_موسیقی #موسیقی #هنر #بابک_احمدی #آدورنو #مکتب_فرانکفورت
  • .
    عقیده بلوخ، وِبر و آدورنو این است که موسیقی برای انسان حالاتی را می‌آفریند که به زبان قابل بیان نیست. از سوی دیگر در نگاه جامعه شناسانه آدورنو موسیقی بیان ناتوانی‌ها، شکاف‌ها، تعارض‌ها، تناقض‌ها، نداشتن‌ها و از خود بیگانگیِ انسان است. به عبارت بهتر موسیقی بیان تکه تکه شدن انسان است که مفهوم اصلی آدورنو در فلسفه است. این سخن آدورنو شبیه مفهوم امر والا و حس آن در انسان نزد کانت است. به همین دلیل است که آدورنو معتقد است که صنعت فرهنگ می‌کوشد توسط موسیقی انسان‌ها را با همسان سازی(conformism) و شبیه دیگران کردن هم‌رنگ کند.
    بابک احمدی در نشست «موسیقی در اندیشه آدورنو».
    #روز_جهانی_موسیقی #موسیقی #هنر #بابک_احمدی #آدورنو #مکتب_فرانکفورت
  • 120 3 22 hours ago
  • Als ich mich an der Goethe Universität Frankfurt für das Studienfach Politikwissenschaft beworben hatte, musste ich meine Motivation in Paar Sätze zusammenfassen. Ich werde es nie vergessen, was ich damals (2013) geschrieben habe:
"Ich habe immer davon geträumt, an der Uni zu studieren, an der Professoren wie Jürgen Habermas gelehrt und geforscht haben"
Und erst heute (2019) habe ich ihn in der Goethe Universität live erlebt 😊
زمانی که برای علوم سیاسی دانشگاه فرانکفورت درخواست پذیرش می فرستادم باید انگیزه ام رو برای انتخاب رشته و دانشگاه تو چند جمله می‌نوشتم. هیچ وقت یادم نمی ره که اون زمان(۲۰۱۳) چی نوشته بودم. نوشته بودم:
" آرزوی من هست در دانشگاهی درس بخوانم که درآن پروفسورهایی مثل یورگن هابرماس تدریس و تحقیق کرده اند."
امروز (۲۰۱۹) هابرماس به مناسبت تولد نود سالگی اش سخنرانی داشت و بلاخره دیدمش 😊
#jürgenhabermas #frankfurterschule  #kritischetheorie #goetheuniversitätfrankfurt #politikwissenschaft 
#هابرماس #مکتب_فرانکفورت #دانشگاه_فرانکفورت #علوم_سیاسی
  • Als ich mich an der Goethe Universität Frankfurt für das Studienfach Politikwissenschaft beworben hatte, musste ich meine Motivation in Paar Sätze zusammenfassen. Ich werde es nie vergessen, was ich damals (2013) geschrieben habe:
    "Ich habe immer davon geträumt, an der Uni zu studieren, an der Professoren wie Jürgen Habermas gelehrt und geforscht haben"
    Und erst heute (2019) habe ich ihn in der Goethe Universität live erlebt 😊
    زمانی که برای علوم سیاسی دانشگاه فرانکفورت درخواست پذیرش می فرستادم باید انگیزه ام رو برای انتخاب رشته و دانشگاه تو چند جمله می‌نوشتم. هیچ وقت یادم نمی ره که اون زمان(۲۰۱۳) چی نوشته بودم. نوشته بودم:
    " آرزوی من هست در دانشگاهی درس بخوانم که درآن پروفسورهایی مثل یورگن هابرماس تدریس و تحقیق کرده اند."
    امروز (۲۰۱۹) هابرماس به مناسبت تولد نود سالگی اش سخنرانی داشت و بلاخره دیدمش 😊
    #jürgenhabermas #frankfurterschule #kritischetheorie #goetheuniversitätfrankfurt #politikwissenschaft
    #هابرماس #مکتب_فرانکفورت #دانشگاه_فرانکفورت #علوم_سیاسی
  • 146 7 19 June, 2019
  • ‍ 🔴 یورگن هابرماس، فیلسوف #آلمانی، در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۱۹، نود ساله ‌شد. در دهه‌های گذشته، کمتر بحث نظری مهمی در آلمان جریان داشته که وی در آن شرکت نداشته باشد. هابرماس شاید در حال حاضر نامدارترین #روشنفکر آلمانی است. 🔵 یورگن هابرماس به نسل دوم نظریه ‌پردازان #مکتب_فرانکفورت تعلق دارد. او بیش از پنج دهه به نوشتن مشغول بوده و همچنان نیز هیچ نشانه ‌ای از سکون در وی دیده نمی ‌شود. اگر کل آثار هابرماس بر محور یک #ایده مرکزی طرح شده باشد، آن‌، ایدة کاربرد عمومی خرد است. ویژگی آثار هابرماس دشوارخوانی و سخت‌ یابی آنهاست و جالب آنکه زبان و ارتباطات، در آثار او، موقعیتی مرکزی دارند و  این زبان و ارتباطات است که ما را در مقام انسان تعریف می ‌کند. 🔶  تاکید بر بین‌ الاذهانی بودن را در نظریه‌ او راجع به حوزه عمومی، نظریاتش در مورد زبان و ارتباطات، مثل نظریه کنش ارتباطی و عقلانیت، اخلاق گفتمان و نظریه دموکراسی مشورتی می ‌توان مشاهده کرد. معمای هابرماس تلاشی است در جهت گشودن راه ارتباط با فیلسوفی که عمارت اندیشه‌ اش را بر سنگ بنای ارتباط استوار کرده است. 🔷 کتاب‌های "معمای هابرماس" و " مفاهیم کلیدی در اندیشه هابرماس" نام دو کتابی است که انتشارات دنیای اقتصاد در باب تفکرات و اندیشه و نظریات هابرماس منتشر کرده است . 🔸برای مطالعه بیشتر در خصوص این کتاب‌ها و دانلود فایل پیش‌نمایش به لینک‌ صفحات این کتاب مراجعه کنید.
.
#فلسفه #هايرماس #يورگن_هابرماس #كتاب #فلسفه #فيلسوف #
  • ‍ 🔴 یورگن هابرماس، فیلسوف #آلمانی ، در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۱۹، نود ساله ‌شد. در دهه‌های گذشته، کمتر بحث نظری مهمی در آلمان جریان داشته که وی در آن شرکت نداشته باشد. هابرماس شاید در حال حاضر نامدارترین #روشنفکر آلمانی است. 🔵 یورگن هابرماس به نسل دوم نظریه ‌پردازان #مکتب_فرانکفورت تعلق دارد. او بیش از پنج دهه به نوشتن مشغول بوده و همچنان نیز هیچ نشانه ‌ای از سکون در وی دیده نمی ‌شود. اگر کل آثار هابرماس بر محور یک #ایده مرکزی طرح شده باشد، آن‌، ایدة کاربرد عمومی خرد است. ویژگی آثار هابرماس دشوارخوانی و سخت‌ یابی آنهاست و جالب آنکه زبان و ارتباطات، در آثار او، موقعیتی مرکزی دارند و این زبان و ارتباطات است که ما را در مقام انسان تعریف می ‌کند. 🔶 تاکید بر بین‌ الاذهانی بودن را در نظریه‌ او راجع به حوزه عمومی، نظریاتش در مورد زبان و ارتباطات، مثل نظریه کنش ارتباطی و عقلانیت، اخلاق گفتمان و نظریه دموکراسی مشورتی می ‌توان مشاهده کرد. معمای هابرماس تلاشی است در جهت گشودن راه ارتباط با فیلسوفی که عمارت اندیشه‌ اش را بر سنگ بنای ارتباط استوار کرده است. 🔷 کتاب‌های "معمای هابرماس" و " مفاهیم کلیدی در اندیشه هابرماس" نام دو کتابی است که انتشارات دنیای اقتصاد در باب تفکرات و اندیشه و نظریات هابرماس منتشر کرده است . 🔸برای مطالعه بیشتر در خصوص این کتاب‌ها و دانلود فایل پیش‌نمایش به لینک‌ صفحات این کتاب مراجعه کنید.
    .
    #فلسفه #هايرماس #يورگن_هابرماس #كتاب #فلسفه #فيلسوف #
  • 175 1 18 June, 2019
  • این کتاب شرحی است از زندگی و اندیشه‌های سه متفکر روزگار ما، والتر بنیامین، ماکس هورکهلایمر وتئودور آدورنو. نام این سه اندیشه‌گر با "نظریه‌ی انتقادی"، "مکتب فرانکفورت" و با موقعیت‌های تاریخی چون جمهوری وایمار، رایش سوم، آلمان سال صفر، جهان پس از آشویتس، و با شماری از سرفصل‌های جدل فکری این روزگار همچون مدرنیته، خردابزاری، فلسفه منفی، صنعت فرهنگ، نقادی علم و تکنولوژی، فعلیت سخن اخلاقی، راه‌گشایی هنر مدرن، و موقعیت پسامدرن پیوند خورده است. در کتاب جنبه‌ی امروزی نظریات سه اندیشگر، و همانندی دیگاه آنان با چشم‌انداز‌های کنونی فلسفه (به‌ ویژه هرمنوتیک، شالوده‌شکنی و پراگماتیسم) برجسته شده است.
.
#موجود_در_کتابستان
.
#خاطرات_ظلمت #بابک_احمدی #نشر_مرکز #فلسفه #مکتب_فرانکفورت #والتر_بنیامین #ماکس_هورکهایمر #تئودور_آدورنو #کتاب #کتابستان #گناباد
  • این کتاب شرحی است از زندگی و اندیشه‌های سه متفکر روزگار ما، والتر بنیامین، ماکس هورکهلایمر وتئودور آدورنو. نام این سه اندیشه‌گر با "نظریه‌ی انتقادی"، "مکتب فرانکفورت" و با موقعیت‌های تاریخی چون جمهوری وایمار، رایش سوم، آلمان سال صفر، جهان پس از آشویتس، و با شماری از سرفصل‌های جدل فکری این روزگار همچون مدرنیته، خردابزاری، فلسفه منفی، صنعت فرهنگ، نقادی علم و تکنولوژی، فعلیت سخن اخلاقی، راه‌گشایی هنر مدرن، و موقعیت پسامدرن پیوند خورده است. در کتاب جنبه‌ی امروزی نظریات سه اندیشگر، و همانندی دیگاه آنان با چشم‌انداز‌های کنونی فلسفه (به‌ ویژه هرمنوتیک، شالوده‌شکنی و پراگماتیسم) برجسته شده است.
    .
    #موجود_در_کتابستان
    .
    #خاطرات_ظلمت #بابک_احمدی #نشر_مرکز #فلسفه #مکتب_فرانکفورت #والتر_بنیامین #ماکس_هورکهایمر #تئودور_آدورنو #کتاب #کتابستان #گناباد
  • 22 0 2 June, 2019
  • فیلم روانکاوی

مطالعات فرهنگی 
نام فیلم:‍ #کریستین 🚘

#جستارها
دلیل انتخاب: رگه های روانکاوی، انتقادی (مکتب فرانکفورت و مارکسیستی)

محصول 1983
کارگردان: #جان_کارپنتر

دپارتمان سینما
⁦✍️⁩ پوریا مرادی

کارپنتر در دهه هشتاد تحت تاثیر تحولات روانشناسی دهه‌های قبل‌تر به سراغ مفاهیم و مضامین مشتق از اون دوره رفت، کارپنتر به خوبی روح حاکم بر امریکای دهه هشتاد رو در قالب فیلم‌هایی با اتکا بر فضاسازی به تصویر می‌کشه (روحیه‌ای هیجان‌زده که گویی در تسخیر مصرف‌گرایی است They Live (1988) )، این فضاسازی عمدتا بر پایه موسیقی و تصویربردای (استفاده از لنزهای آنامورفیک، طراحی رنگ براساس روانشناسی شخصیت‌ها و...) استوار شده است. در فیلم «کریستین» دائما موزیکی در سبک راک‌اندرول در حال پخش است، فیلمساز (که موزیسین نیز هست) راک‌اندرول را معادلی موسیقایی برای تسخیرشدگی تین‌ایجر فیلم با نام آرنی (با بازی کیث گوردون) می‌داند، جالب آنکه دیالوگ پایانی فیلم نیز مربوط به همین است، جایی که لی کابوت (دوست دختر آرنی) شکایت می‌کند:
God, I hate rock and roll🎸🥁
کارپنتر غالبا به شیوۀ سینماسکوپ فیلمبرداری می‌کرد، در «کریستین» و «آنها زنده‌اند» نسبت ابعاد 2.35:1 است و نکتۀ جذاب فیلم استفاده از (Lens flare) برای نمایش بعدی از کاراکتر اتومبیل هست، انعکاس نور چراغ‌های جلو روی عدسی آنامورفیک خط‌هایی کشیده رو ایجاد می‌کنه که گویی چشمان معشوق (کریستین) برق می‌زنند، این برقِ نگاه نوری آبی رو ایجاد میکنه که در کنار رنگ قرمز خودِ اتومبیل ترکیبی از اغواگری و شیطان‌صفتی رو مجسم میکنه، درواقع اینجا بدنۀ براق و زیبای کریستین جایگاه زن اغواگر (Femme fatale) در فیلم‌ نوآر رو داره و بنظرم میتونیم کریستین رو یک نئونوآر به حساب بیاریم و کمی پیش‌تر بریم به شکلی که در کنار بدنه، موتور ماشین رو اسلحۀ آرنی بدونیم. در کنار این بعد سینمایی مضمون «ماشین‌ها به عنوان ابژۀ فتیش میان مردان جوان آمریکایی» نیز مطرح میشود، چیزی که کنت انگر در Kustom Kar Kommandos به شیوه‌ای تجربی ولی مستقیم به آن پرداخته بود. ریشه‌های این ایده رو میشه در روانکاوی لکان و یا فتیشیسم کالایی مارکس پی گرفت، در اینجا گسست روانی آرنی از خانواده و محل تحصیل موجب شکل‌گیری این شکل از تمایل در او می‌شود، روح ناآرامی که با غرش‌خشمگین موتور کمی التیام می‌یابد.

رسانه ورای موسیقی

#جان_کارپنتر
#فیلم_کریستین
#فیلمسازی
#فیلم_خوب_ببینیم
#مطالعات_سینمایی
#سینمای_مستقل
#فیلم_روانکاوی
#مطالعات_فرهنگی
#مکتب_فرانکفورت

#johncarpenter
#kennethanger
  • فیلم روانکاوی

    مطالعات فرهنگی
    نام فیلم:‍ #کریستین 🚘

    #جستارها
    دلیل انتخاب: رگه های روانکاوی، انتقادی (مکتب فرانکفورت و مارکسیستی)

    محصول 1983
    کارگردان: #جان_کارپنتر

    دپارتمان سینما
    ⁦✍️⁩ پوریا مرادی

    کارپنتر در دهه هشتاد تحت تاثیر تحولات روانشناسی دهه‌های قبل‌تر به سراغ مفاهیم و مضامین مشتق از اون دوره رفت، کارپنتر به خوبی روح حاکم بر امریکای دهه هشتاد رو در قالب فیلم‌هایی با اتکا بر فضاسازی به تصویر می‌کشه (روحیه‌ای هیجان‌زده که گویی در تسخیر مصرف‌گرایی است They Live (1988) )، این فضاسازی عمدتا بر پایه موسیقی و تصویربردای (استفاده از لنزهای آنامورفیک، طراحی رنگ براساس روانشناسی شخصیت‌ها و...) استوار شده است. در فیلم «کریستین» دائما موزیکی در سبک راک‌اندرول در حال پخش است، فیلمساز (که موزیسین نیز هست) راک‌اندرول را معادلی موسیقایی برای تسخیرشدگی تین‌ایجر فیلم با نام آرنی (با بازی کیث گوردون) می‌داند، جالب آنکه دیالوگ پایانی فیلم نیز مربوط به همین است، جایی که لی کابوت (دوست دختر آرنی) شکایت می‌کند:
    God, I hate rock and roll🎸🥁
    کارپنتر غالبا به شیوۀ سینماسکوپ فیلمبرداری می‌کرد، در «کریستین» و «آنها زنده‌اند» نسبت ابعاد 2.35:1 است و نکتۀ جذاب فیلم استفاده از (Lens flare) برای نمایش بعدی از کاراکتر اتومبیل هست، انعکاس نور چراغ‌های جلو روی عدسی آنامورفیک خط‌هایی کشیده رو ایجاد می‌کنه که گویی چشمان معشوق (کریستین) برق می‌زنند، این برقِ نگاه نوری آبی رو ایجاد میکنه که در کنار رنگ قرمز خودِ اتومبیل ترکیبی از اغواگری و شیطان‌صفتی رو مجسم میکنه، درواقع اینجا بدنۀ براق و زیبای کریستین جایگاه زن اغواگر (Femme fatale) در فیلم‌ نوآر رو داره و بنظرم میتونیم کریستین رو یک نئونوآر به حساب بیاریم و کمی پیش‌تر بریم به شکلی که در کنار بدنه، موتور ماشین رو اسلحۀ آرنی بدونیم. در کنار این بعد سینمایی مضمون «ماشین‌ها به عنوان ابژۀ فتیش میان مردان جوان آمریکایی» نیز مطرح میشود، چیزی که کنت انگر در Kustom Kar Kommandos به شیوه‌ای تجربی ولی مستقیم به آن پرداخته بود. ریشه‌های این ایده رو میشه در روانکاوی لکان و یا فتیشیسم کالایی مارکس پی گرفت، در اینجا گسست روانی آرنی از خانواده و محل تحصیل موجب شکل‌گیری این شکل از تمایل در او می‌شود، روح ناآرامی که با غرش‌خشمگین موتور کمی التیام می‌یابد.

    رسانه ورای موسیقی

    #جان_کارپنتر
    #فیلم_کریستین
    #فیلمسازی
    #فیلم_خوب_ببینیم
    #مطالعات_سینمایی
    #سینمای_مستقل
    #فیلم_روانکاوی
    #مطالعات_فرهنگی
    #مکتب_فرانکفورت

    #johncarpenter
    #kennethanger
  • 152 2 24 May, 2019
  • 📙
فتیشیسم در موسیقی و واپَس‌رویِ شنیدن
تئودور آدورنو
ترجمه: سارا اباذری
نشر: ماهی
《هر هنر سبک و خوشایندی بدل به وهم و دروغ شده است: دیگر نمی‌توان از آنچه از حیث زیباشناختی در مقولات لذت ظاهر می‌شود لذت برد و وعده سعادت را، که زمانی تعریف هنر بود، دیگر در هیچ‌کجا نمی‌توان یافت، مگر آن‌جا که نقاب از چهره سعادت دروغین برافکنده شود》. #تئودور_آدورنو #آدورنو #موسیقی #موسیقی_کلاسیک #مکتب_فرانکفورت #فتیشیسم #کتاب #مقاله
  • 📙
    فتیشیسم در موسیقی و واپَس‌رویِ شنیدن
    تئودور آدورنو
    ترجمه: سارا اباذری
    نشر: ماهی
    《هر هنر سبک و خوشایندی بدل به وهم و دروغ شده است: دیگر نمی‌توان از آنچه از حیث زیباشناختی در مقولات لذت ظاهر می‌شود لذت برد و وعده سعادت را، که زمانی تعریف هنر بود، دیگر در هیچ‌کجا نمی‌توان یافت، مگر آن‌جا که نقاب از چهره سعادت دروغین برافکنده شود》. #تئودور_آدورنو #آدورنو #موسیقی #موسیقی_کلاسیک #مکتب_فرانکفورت #فتیشیسم #کتاب #مقاله
  • 138 1 7 hours ago
  • 📚⁣⁣
⁣⁣گراند هتل پرتگاه داستانی است زندگی‌نامه‌ای، آمیخته به فلسفه و نقادانه از ماجرا و سرنوشت زندگی و افکار بزرگان مکتب فرانکفورت که حیات پر رمز و راز این مکتب را به زبانی ساده و عامه‌پسند روایت کرده است. استوارت جفریز مکتب فرانکفورت را تجسم نوعی پارادوکس می‌داند: تئودور آدورنو و والتر بنیامین، ماکس هورکهایمر و یورگن هابرماس، اریک فروم و هربرت مارکوزه لابد مشهورترین متفکران اروپایی چپ افراطی در قرن بیستم‌اند، ولی گویا عمدتاً یکی از اصول محوری مارکسیسم را کنار گذاشته‌اند، اینکه «ما نباید فقط به‌دنبال فهم دنیا باشیم، بلکه باید در پی تغییر آن برویم». آن‌ها منتقدانِ اجتماعی اما بی‌علاقه به تغییر اجتماعی بودند. جفریز معتقد است مکتب فرانکفورت زاویۀ کوچکی از نقد را از مارکس گرفت، استادانه بسط داد و بدبینی عمیقی را بدان افزود. این بدبینی دربارۀ امکان تغییر یا گریز از چیزهایی بود که این مکتب آن‌ها را نقد می‌کرد. این همان نکتۀ محبوب جفریز است که در عنوان کتاب هم مجسم شده است: گراند هتل پرتگاه: هتلی زیبا، مجهز به همۀ آسودگی‌ها، بر لبۀ پرتگاه، بر لبۀ نیستی، بر لبۀ پوچی، که ساکنانش آسوده‌خاطر بر لبۀ پرتگاهی خالی و عمیق مشغول نظریه‌پردازی‌اند.⁣⁣
⁣⁣—⁣⁣
⁣⁣⁣⁣کتاب گراند هتل پرتگاه را از فروشگاه اینترنتی ترجمان خریداری کنید.⁣⁣⁣⁣
⁣⁣⁣⁣Https://Tarjomaan.Shop⁣⁣⁣⁣
⁣⁣⁣⁣برای دسترسی به وبسایت میتوانید بر روی لینک بایو کلیک کنید.⁣⁣⁣⁣
⁣⁣
⁣—⁣
⁣⁣⁣⁣#کتاب #کتابخوانی #بخوان #ترجمان #مکتب_فرانکفورت #گراند_هتل_پرتگاه
  • 📚⁣⁣
    ⁣⁣گراند هتل پرتگاه داستانی است زندگی‌نامه‌ای، آمیخته به فلسفه و نقادانه از ماجرا و سرنوشت زندگی و افکار بزرگان مکتب فرانکفورت که حیات پر رمز و راز این مکتب را به زبانی ساده و عامه‌پسند روایت کرده است. استوارت جفریز مکتب فرانکفورت را تجسم نوعی پارادوکس می‌داند: تئودور آدورنو و والتر بنیامین، ماکس هورکهایمر و یورگن هابرماس، اریک فروم و هربرت مارکوزه لابد مشهورترین متفکران اروپایی چپ افراطی در قرن بیستم‌اند، ولی گویا عمدتاً یکی از اصول محوری مارکسیسم را کنار گذاشته‌اند، اینکه «ما نباید فقط به‌دنبال فهم دنیا باشیم، بلکه باید در پی تغییر آن برویم». آن‌ها منتقدانِ اجتماعی اما بی‌علاقه به تغییر اجتماعی بودند. جفریز معتقد است مکتب فرانکفورت زاویۀ کوچکی از نقد را از مارکس گرفت، استادانه بسط داد و بدبینی عمیقی را بدان افزود. این بدبینی دربارۀ امکان تغییر یا گریز از چیزهایی بود که این مکتب آن‌ها را نقد می‌کرد. این همان نکتۀ محبوب جفریز است که در عنوان کتاب هم مجسم شده است: گراند هتل پرتگاه: هتلی زیبا، مجهز به همۀ آسودگی‌ها، بر لبۀ پرتگاه، بر لبۀ نیستی، بر لبۀ پوچی، که ساکنانش آسوده‌خاطر بر لبۀ پرتگاهی خالی و عمیق مشغول نظریه‌پردازی‌اند.⁣⁣
    ⁣⁣—⁣⁣
    ⁣⁣⁣⁣کتاب گراند هتل پرتگاه را از فروشگاه اینترنتی ترجمان خریداری کنید.⁣⁣⁣⁣
    ⁣⁣⁣⁣Https://Tarjomaan.Shop⁣⁣⁣⁣
    ⁣⁣⁣⁣برای دسترسی به وبسایت میتوانید بر روی لینک بایو کلیک کنید.⁣⁣⁣⁣
    ⁣⁣
    ⁣—⁣
    ⁣⁣⁣⁣ #کتاب #کتابخوانی #بخوان #ترجمان #مکتب_فرانکفورت #گراند_هتل_پرتگاه
  • 134 2 21 May, 2019
  • .
.
" حقيقت يعنی طرح واقعيتی بهتر و درست تر "
.
" #ماکس_هورکهایمر "
.
.
" داریوش نصیری مهر "
.
.
#ژولین_بِندا معتقد بود #روشنفکران حقیقی جماعتی هستند که همچون #کاهنان اند؛ موجوداتی به راستی نادر که پاسداران نمونه های ازلی و ابدی #حقیقت و #عدالت هستند. نمونه هایی که دقیقاً به این‌جهان ‌تعلق ندارند و از اینروست که بِندا اصطلاح مذهبی "#روحانیون" را برای #روشنفکر به کار می برد که خود نشان دهنده وجه تمایزی ست که او از حیث عملکرد و موقعیت اجتماعی همیشه بین آن ها و #عوام_الناس قایل میشود. آنها بر خلاف مردمان عادی دلبستگیشان  #منافع_مادی، پیشرفت های متداول رایج و ارتباط با قدرتهای دنیوی نیست بلکه به قول ژولین بِندا روشنفکران افرادی هستند که فعالیت های شان الزاماً در جهت میل به هدفهای عملی نیست؛ کسانی هستند که شادی شان از رهگذرِ پرداختن به هنر یا علم و یا تاملات فلسفی حاصل میشود یا، در یک کلام ‌در پی هیچ‌ #منفعت_مادی نیستند و از اینرو گویی میخواهند اعلام کنند که قلمرو من این جهان خاکی نیست.
.
.
#جامعه ما در خود تا چه میزان به حضور روشنفکر نیازمند است؟ آیا این جامعه به این رکن اساسی رسیده که باید ذات #کنجکاوی را در فهم چرایی های زندگی بیاموزد؟
.
آیا جامعه بدین درک‌ رسیده که وظیفه ی روشنفکر پرداخت به امورات #سابژکتیو ی افراد است و نیازهای #آبژکتیو آن را باید نهادهای قدرت تامین کنند و نه دستگاه روشنفکری. میزان حمایت جامعه از روشنفکر در چه سطحی بوده و تقاضای جامعه از روشنفکر بر چه #موازین ی استوار است؟ آیا اصلا جامعه در خود نیازی به روشنفکر احساس میکند؟
.

بی گمان حداقل در جامعه ما پاسخ به این سوال منفیست. اینجا آنچه که خطرناکتر از دیگر پدیده های معیوب است " #شی_شدگی" مفاهیم برای بهره گیری از #صنعت_فرهنگ ایست که به جامعه ی ما دیکته میشود و به دور از هرگونه ساختاری که در خود #مدنیت_اجتماعی را توسعه ببخشد.
.
#مکتب_فرانکفورت
  • .
    .
    " حقيقت يعنی طرح واقعيتی بهتر و درست تر "
    .
    " #ماکس_هورکهایمر "
    .
    .
    " داریوش نصیری مهر "
    .
    .
    #ژولین_ب ِندا معتقد بود #روشنفکران حقیقی جماعتی هستند که همچون #کاهنان اند؛ موجوداتی به راستی نادر که پاسداران نمونه های ازلی و ابدی #حقیقت و #عدالت هستند. نمونه هایی که دقیقاً به این‌جهان ‌تعلق ندارند و از اینروست که بِندا اصطلاح مذهبی " #روحانیون " را برای #روشنفکر به کار می برد که خود نشان دهنده وجه تمایزی ست که او از حیث عملکرد و موقعیت اجتماعی همیشه بین آن ها و #عوام_الناس قایل میشود. آنها بر خلاف مردمان عادی دلبستگیشان #منافع_مادی ، پیشرفت های متداول رایج و ارتباط با قدرتهای دنیوی نیست بلکه به قول ژولین بِندا روشنفکران افرادی هستند که فعالیت های شان الزاماً در جهت میل به هدفهای عملی نیست؛ کسانی هستند که شادی شان از رهگذرِ پرداختن به هنر یا علم و یا تاملات فلسفی حاصل میشود یا، در یک کلام ‌در پی هیچ‌ #منفعت_مادی نیستند و از اینرو گویی میخواهند اعلام کنند که قلمرو من این جهان خاکی نیست.
    .
    .
    #جامعه ما در خود تا چه میزان به حضور روشنفکر نیازمند است؟ آیا این جامعه به این رکن اساسی رسیده که باید ذات #کنجکاوی را در فهم چرایی های زندگی بیاموزد؟
    .
    آیا جامعه بدین درک‌ رسیده که وظیفه ی روشنفکر پرداخت به امورات #سابژکتیو ی افراد است و نیازهای #آبژکتیو آن را باید نهادهای قدرت تامین کنند و نه دستگاه روشنفکری. میزان حمایت جامعه از روشنفکر در چه سطحی بوده و تقاضای جامعه از روشنفکر بر چه #موازین ی استوار است؟ آیا اصلا جامعه در خود نیازی به روشنفکر احساس میکند؟
    .

    بی گمان حداقل در جامعه ما پاسخ به این سوال منفیست. اینجا آنچه که خطرناکتر از دیگر پدیده های معیوب است " #شی_شدگی " مفاهیم برای بهره گیری از #صنعت_فرهنگ ایست که به جامعه ی ما دیکته میشود و به دور از هرگونه ساختاری که در خود #مدنیت_اجتماعی را توسعه ببخشد.
    .
    #مکتب_فرانکفورت
  • 89 0 18 May, 2019