#ویژن Instagram Photos & Videos

ویژن - 18.6k posts

Top Posts

  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۳۲
.
بیشتر اعضای تیمم پسر بودن به خاطر همین همیشه سعی میکردم تو کارم جدی باشم تو حاشیه نباشم کلم تو کار خودم باشه.‪واسه همین همچین اتفاقی رو اصلا پیش بینی نمیکردم‬.
رضا گفت ما که دیگه نتورک کار نمیکنیم به چه بهونه ای هر روز ببینمت؟این ۱۰ روز که استراحت بودی برای من ۱ سال گذشت.دیگه وقتشه که رابطمون جدی بشه.
من به تنها چیزی که فکر نمیکردم رابطه دوستانه بود چه برسه به رابطه جدی!
از وقتی یادم بود کلم تو پول دراوردن بود و تو این وادیا نبودم دوستامم که ازدواج کرده بودن کلی مسخرشون میکردم.
ازون ورم رضا رو کامل میشناختم.اطرافیانشو دوستاشو خانوادشو.
نتورک ما طوری بود که همه از حال هم کاملا باخبر بودیم
من خوشحالیشو دیده بودم ناراحتیشو دیده بودم عصبانیتشو دیده بودم و بهم ثابت شده بود که پسر خوبیه
چون تو نتورک یه لیدر ‪,‬مشاور خانواده هم هست همه میان پیشت دردو دل میکنن :)) شغلمون به خاطر اینکه روزانه با ادمای زیادی ارتباط داری باعث میشه ادم شناسیتم قوی بشه
رضا هم فکرش و ذهنش پیشرفت بود مثل پسرای دیگه نبود.
نمیدونستم باید چیکار کنم
دوس نداشتم رابطه پنهانی داشته باشم چون خانوادم بهم اعتماد کرده بودن.
یادمه یه بار  بهمن ماه بود و کارم تا ساعت ۱۰ طول کشیده بود بارون شدیدی هم میومد
هرچی اسنپ و  تپسی میزدم کسی قبول نمیکرد و تاکسی خطی ها هم نبودن
تو ایستگاه تاکسی های میدون صنعت وایساده بودم شاید یه تاکسی رد شه که رضا با ماشینش از جلوم رد شد و دنده عقب گرفت گفت چرا نرفتین؟؟گفتم ماشین نیست منتظرم اسنپ قبول کنه
گفت همون پول اسنپو بدین به من من میرسونمتون
خیلی ۲ دل بودم که سوار شم یا نه ازونورم اگه همینجور وایمیستادم پدر مادرم خیلی نگران میشدن.
تو راه کلی از هدفاش حرف زد و میگفت که به هر قیمتی شده باید بشون برسه
نزدیک خونمون پیاده شدمو هزینشم دادم :))
چون با پسرای زیادی کار کرده بودم چه تو اینستا چه نتورک فهمیده بودم ادمیه که متفاوته بر عکس پسرای دیگه اس پسرای دیگه یا دستشون تو جیب باباییه یا دنبال دختر بازین یا مامانین اما این فرق میکرد.

برای اولین بار توی عمرم رفتم با مامانم راجع به ازدواج صحبت کنم.رفتم پیشش و هی من من کردم نمیدونستم از کجا باید شروع کنم 
مامانم با خنده گفت من تورو بزرگ کردم بگو کیه و چند سالشه
خندم گرفت و با خیال راحت شروع کردم توضیح دادن
خیلی استرس داشتم که مامانم چه رفتاری میکنه و عکس العملش چیه 😰
ادامه داستان پست بعدی👈🏻
به نظرتون عکس العمل مامانم چی میتونه باشه؟ 🤔
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۳۲
    .
    بیشتر اعضای تیمم پسر بودن به خاطر همین همیشه سعی میکردم تو کارم جدی باشم تو حاشیه نباشم کلم تو کار خودم باشه.‪واسه همین همچین اتفاقی رو اصلا پیش بینی نمیکردم‬.
    رضا گفت ما که دیگه نتورک کار نمیکنیم به چه بهونه ای هر روز ببینمت؟این ۱۰ روز که استراحت بودی برای من ۱ سال گذشت.دیگه وقتشه که رابطمون جدی بشه.
    من به تنها چیزی که فکر نمیکردم رابطه دوستانه بود چه برسه به رابطه جدی!
    از وقتی یادم بود کلم تو پول دراوردن بود و تو این وادیا نبودم دوستامم که ازدواج کرده بودن کلی مسخرشون میکردم.
    ازون ورم رضا رو کامل میشناختم.اطرافیانشو دوستاشو خانوادشو.
    نتورک ما طوری بود که همه از حال هم کاملا باخبر بودیم
    من خوشحالیشو دیده بودم ناراحتیشو دیده بودم عصبانیتشو دیده بودم و بهم ثابت شده بود که پسر خوبیه
    چون تو نتورک یه لیدر ‪,‬مشاور خانواده هم هست همه میان پیشت دردو دل میکنن :)) شغلمون به خاطر اینکه روزانه با ادمای زیادی ارتباط داری باعث میشه ادم شناسیتم قوی بشه
    رضا هم فکرش و ذهنش پیشرفت بود مثل پسرای دیگه نبود.
    نمیدونستم باید چیکار کنم
    دوس نداشتم رابطه پنهانی داشته باشم چون خانوادم بهم اعتماد کرده بودن.
    یادمه یه بار بهمن ماه بود و کارم تا ساعت ۱۰ طول کشیده بود بارون شدیدی هم میومد
    هرچی اسنپ و تپسی میزدم کسی قبول نمیکرد و تاکسی خطی ها هم نبودن
    تو ایستگاه تاکسی های میدون صنعت وایساده بودم شاید یه تاکسی رد شه که رضا با ماشینش از جلوم رد شد و دنده عقب گرفت گفت چرا نرفتین؟؟گفتم ماشین نیست منتظرم اسنپ قبول کنه
    گفت همون پول اسنپو بدین به من من میرسونمتون
    خیلی ۲ دل بودم که سوار شم یا نه ازونورم اگه همینجور وایمیستادم پدر مادرم خیلی نگران میشدن.
    تو راه کلی از هدفاش حرف زد و میگفت که به هر قیمتی شده باید بشون برسه
    نزدیک خونمون پیاده شدمو هزینشم دادم :))
    چون با پسرای زیادی کار کرده بودم چه تو اینستا چه نتورک فهمیده بودم ادمیه که متفاوته بر عکس پسرای دیگه اس پسرای دیگه یا دستشون تو جیب باباییه یا دنبال دختر بازین یا مامانین اما این فرق میکرد.

    برای اولین بار توی عمرم رفتم با مامانم راجع به ازدواج صحبت کنم.رفتم پیشش و هی من من کردم نمیدونستم از کجا باید شروع کنم
    مامانم با خنده گفت من تورو بزرگ کردم بگو کیه و چند سالشه
    خندم گرفت و با خیال راحت شروع کردم توضیح دادن
    خیلی استرس داشتم که مامانم چه رفتاری میکنه و عکس العملش چیه 😰
    ادامه داستان پست بعدی👈🏻
    به نظرتون عکس العمل مامانم چی میتونه باشه؟ 🤔
  • 1,402 12 21 April, 2019
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۲۶
.

از همون لحظه اول از رضا بدم میومد اونو رقیب خودم میدیدم و اصلا چه معنی داره پسر ریش نداشته باشه و شیش تیغ کنه !!!
دکتر گفت من اصلا وقت ندارم و اکثر اوقات بیمارستانم و فقط هفته ای ۲ روز اونم ۴-۵ ساعت بیشتر نمیتونم به مطب سر بزنم
خودت با اقا رضا هماهنگ‌ باش هفته دیگه دست پر بیاین پیشم و گفت که دیرم شده و سریع وسایلشو جمع کرد و رفت 
من موندم و یه کوه افسردگی گفتم این که ادمین نمیخاد وقتشم که نداره نتورک کار کنه چیکار کنم
تو همین فکرا بودم که دیدم یکی صدام میکنه
رها خانوم؟
بله!
این شماره منه لطفا داشته باشینش من کرجم راهم دوره باید زود برگردم  من هفته ای یه روز میام تهران مجازی باهاتون کانکت میشم برای ارسال فایل های دکتر.
چقد کتابی حرف میزد اما تن صداش شبیه دوبلرا بود و به دل میشست تشکر کردم و سمت خونه راه افتادم.
همش تو این فکر بودم که باید یه راهیو پیدا کنم من باید پول در بیارم
و اخرش عین این انیمیشنا یه چراغ بالاسرم‌روشن شد
به خودم گفتم خنگول جان خب میخاستی دکتر و‌پرزنت کنی حالا به جاش این پسره رو‌پرزنت کن
خودم و خودم داشتیم باهم بحث‌میکردیم
اخه من این پسره رو‌که نمیشناسم بعدشم راهش دوره‌چجوری میتونه هر‌روز تا تهران بیاد
نتورک اینطوری نمیشه باید همیشه حضور داشته باشه
اگه پسر‌ بدی باشه چی ؟
اگه اینم وسط راه قالت بزاره باز مجبور‌‌ میشی از اول شروع کنیا
تو‌که ازش بدت میاد چجوری میخای هر روز تحملش کنی و باهاش کار کنی ؟
تو‌همین فکرا بودم که یه پیام اومد
سلام خانوم رها ببخشید مزاحم شدم این عکس های امروز مطب دکتر امینی . لطفا بیشتر نمونه کار استفاده کنین تو سایت.
حرصم گرفته بود چرا باید بهم دستور میداد ؟
فک‌کرده کیه رییسم که نیست 
همینجور با خودم کلنجار میرفتم که خابم‌برد
صب پاشدم یاد دیروز افتادم و یه اهی کشیدم و دنبال پول‌ بودم‌
از ۱۶ سالگیم از بابام پول نگرفته بودم واسه همین خیلی برام سنگین بود ازش پول بگیرم غرورم اجازه نمیداد از طرفی هم بی پولی خیلی بهم فشار میاورد
با خودم گفتم خب مث‌مشکان که دوست خوبی بود اما همکار خوبی نبود شاید این ادم همکار‌خوبی باشه دوست خوبی نباشه
اینم که قفلیه تا دکتر یه کاریو بهش سپرده سریع داره انجامش میده
.
ادامه داستان پست بعدی👈🏻
خیلی دوس دارم نظرتون و راجع به این قسمت داستانم بدونم😍🙈
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۲۶
    .

    از همون لحظه اول از رضا بدم میومد اونو رقیب خودم میدیدم و اصلا چه معنی داره پسر ریش نداشته باشه و شیش تیغ کنه !!!
    دکتر گفت من اصلا وقت ندارم و اکثر اوقات بیمارستانم و فقط هفته ای ۲ روز اونم ۴-۵ ساعت بیشتر نمیتونم به مطب سر بزنم
    خودت با اقا رضا هماهنگ‌ باش هفته دیگه دست پر بیاین پیشم و گفت که دیرم شده و سریع وسایلشو جمع کرد و رفت
    من موندم و یه کوه افسردگی گفتم این که ادمین نمیخاد وقتشم که نداره نتورک کار کنه چیکار کنم
    تو همین فکرا بودم که دیدم یکی صدام میکنه
    رها خانوم؟
    بله!
    این شماره منه لطفا داشته باشینش من کرجم راهم دوره باید زود برگردم من هفته ای یه روز میام تهران مجازی باهاتون کانکت میشم برای ارسال فایل های دکتر.
    چقد کتابی حرف میزد اما تن صداش شبیه دوبلرا بود و به دل میشست تشکر کردم و سمت خونه راه افتادم.
    همش تو این فکر بودم که باید یه راهیو پیدا کنم من باید پول در بیارم
    و اخرش عین این انیمیشنا یه چراغ بالاسرم‌روشن شد
    به خودم گفتم خنگول جان خب میخاستی دکتر و‌پرزنت کنی حالا به جاش این پسره رو‌پرزنت کن
    خودم و خودم داشتیم باهم بحث‌میکردیم
    اخه من این پسره رو‌که نمیشناسم بعدشم راهش دوره‌چجوری میتونه هر‌روز تا تهران بیاد
    نتورک اینطوری نمیشه باید همیشه حضور داشته باشه
    اگه پسر‌ بدی باشه چی ؟
    اگه اینم وسط راه قالت بزاره باز مجبور‌‌ میشی از اول شروع کنیا
    تو‌که ازش بدت میاد چجوری میخای هر روز تحملش کنی و باهاش کار کنی ؟
    تو‌همین فکرا بودم که یه پیام اومد
    سلام خانوم رها ببخشید مزاحم شدم این عکس های امروز مطب دکتر امینی . لطفا بیشتر نمونه کار استفاده کنین تو سایت.
    حرصم گرفته بود چرا باید بهم دستور میداد ؟
    فک‌کرده کیه رییسم که نیست
    همینجور با خودم کلنجار میرفتم که خابم‌برد
    صب پاشدم یاد دیروز افتادم و یه اهی کشیدم و دنبال پول‌ بودم‌
    از ۱۶ سالگیم از بابام پول نگرفته بودم واسه همین خیلی برام سنگین بود ازش پول بگیرم غرورم اجازه نمیداد از طرفی هم بی پولی خیلی بهم فشار میاورد
    با خودم گفتم خب مث‌مشکان که دوست خوبی بود اما همکار خوبی نبود شاید این ادم همکار‌خوبی باشه دوست خوبی نباشه
    اینم که قفلیه تا دکتر یه کاریو بهش سپرده سریع داره انجامش میده
    .
    ادامه داستان پست بعدی👈🏻
    خیلی دوس دارم نظرتون و راجع به این قسمت داستانم بدونم😍🙈
  • 2,024 21 19 April, 2019

Latest Instagram Posts

  • دل نوشته ، حرف دل ------------------------------------------------------- دو قانون نتورک

یک: هرچی بالاسریت میگه درسته

دو: هروقت فک کردی بالاسریت اشتباه میکنه به قانون اول رجوع کن
------------------------- -----------‐------------------
اینو میدونم مدیونتم تا اخر عمرم واسه تک تک ساعت ها واسه شبانه روزای که کنار من بودی پا به پام امدی رفیق من از سال ۹۳ نتورک کار میکنم اما تو این ۳ ماهی که با تو بودم فهمیدم نتورک یعنی چی  نمیدونم چی صدات کنم
رفیق،داداش ,

با معرفت، بهترین ، عشق ، 
تو سلطان زندگی منی لیدر تا اخرین نفس های زندگیم شانه به شانت شمشیر میزنم تا تک تک هدفامون تیک بخوره 🧠🙌🤝✅♻️💯💯💯📈📈📈📈📊📊📊🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋
---------------------------‐------
طوفان ۹۸ یه استارات جدی و خفن
تعهد تو فضای مجازی:
 تا تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۷
۶۰۰۰امتیاز به ۶۰۰۰ امتیاز
مجموع امتیاز :
۱۲۰۰۰ امتیاز 
این باور منه ، عملکردم نمایشگره منه
(باور هاتو، باور کن، تا بتونی لمسش کنی)
🌐🇮🇷🔋📊📈💯💯♻️💯📈🌡⚡⚡🌪🌪🌨☄🌫🌊🔥🌠🌠
----------------------------------
(ماییم نوای بی نوایی ، بسم الله اگر حریف مایی)
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
----------------------------------
خدا نگه دار همه ی تلفیقا هست ، یا حق
🕋🕋🕋🕋🇮🇷🇮🇷🇮🇷🕋🕋🕋🕋
----------------------------------
#تلفیق_هنر #نتورک_بااصالت #نتورکر #ایران #ویژن #لیدر #عشق #پاکار
  • دل نوشته ، حرف دل ------------------------------------------------------- دو قانون نتورک

    یک: هرچی بالاسریت میگه درسته

    دو: هروقت فک کردی بالاسریت اشتباه میکنه به قانون اول رجوع کن
    ------------------------- -----------‐------------------
    اینو میدونم مدیونتم تا اخر عمرم واسه تک تک ساعت ها واسه شبانه روزای که کنار من بودی پا به پام امدی رفیق من از سال ۹۳ نتورک کار میکنم اما تو این ۳ ماهی که با تو بودم فهمیدم نتورک یعنی چی نمیدونم چی صدات کنم
    رفیق،داداش ,

    با معرفت، بهترین ، عشق ،
    تو سلطان زندگی منی لیدر تا اخرین نفس های زندگیم شانه به شانت شمشیر میزنم تا تک تک هدفامون تیک بخوره 🧠🙌🤝✅♻️💯💯💯📈📈📈📈📊📊📊🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋
    ---------------------------‐------
    طوفان ۹۸ یه استارات جدی و خفن
    تعهد تو فضای مجازی:
    تا تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۷
    ۶۰۰۰امتیاز به ۶۰۰۰ امتیاز
    مجموع امتیاز :
    ۱۲۰۰۰ امتیاز
    این باور منه ، عملکردم نمایشگره منه
    (باور هاتو، باور کن، تا بتونی لمسش کنی)
    🌐🇮🇷🔋📊📈💯💯♻️💯📈🌡⚡⚡🌪🌪🌨☄🌫🌊🔥🌠🌠
    ----------------------------------
    (ماییم نوای بی نوایی ، بسم الله اگر حریف مایی)
    🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
    ----------------------------------
    خدا نگه دار همه ی تلفیقا هست ، یا حق
    🕋🕋🕋🕋🇮🇷🇮🇷🇮🇷🕋🕋🕋🕋
    ----------------------------------
    #تلفیق_هنر #نتورک_بااصالت #نتورکر #ایران #ویژن #لیدر #عشق #پاکار
  • 29 3 4 hours ago
  • #پست_11
#راز_قانون_68_ثانیه 
خیلی از سخنرانای موفقیت به خصوص حوزه قانون جذب مثل خانوم #استر_هیکس(شخصی که اسم "جذب" رو ایشون روی این قانون گزاشتن) نظریه جالبی دارن 
اونا میگن اگه آدم بتونه " فقط 18 ثانیه " روی چیزی که وااااقعا میخوادش تمرکز کنه یه زنگ بزرگ تو کائنات به صدا درمیاد که توجه کل هستی رو به سمت این شخص جلب میکنه.
حالا اگه این 18 ثانیه بتونه " تا 68 ثانیه " ادامه پیدا کنه دیگع کار تمومه و کل هستی به تکاپو میفته تا برای فکر متمرکز شده یه راه حل پیدا کنه . اگه آرزوئه برآوردش کنه و اگه هم سواله براش جوابی پیدا کنه 
ـ
بنظر شمام این 68 ثانیه خیلــــی کم و ناچیزه 
68 ثانیه 
یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و خیلیا میگن که این تایم تمرکز که هیچ کاری نداره؟😊خب؟شمام همینو میگین؟بسیار عالی!👌بیاین امتحان کنین 
میبینین که هنوز بیست ثانیه اول ردونشده فکرتون منحرف میشه...😂 یا صدای تیک تاک ساعت حواستونو پرت میکنه یا تصویر و خاطره ای میاد جلوی چشمتون یا فکر جدید بلافاصله ظاهر میشه و مثل نجوای درونی زمزمه میکنه که بابا جدی نگیر و دست از این بازیا بردار و به مسائل مهم تر زندگی برس و ...
اما اینم بدونید این یه توهم نیست بلکه نظریه اثبات شده ست.تو این سه دقیقه میتونید تمرکز عالی داشته باشین و به خواسته هاتون برسین 
یه ارتعاش خالص و دقیق که خواستتونو کاملا حس میکنین 
حدودا 1440 دقیقه تو طول شبانه روز بهمون هدیه میدن اما واقعا چرا نمیتونیم حتی یک دقیقه فکرمون آروم بگیره و روی خواستمون تمرکز کنیم؟
چرا نتونیم فرمون ذهنمون رو بدست بگیریم؟ قدرتتونو بدست بگیرین کائنات گوش بفرمان شما هستن تا هرچی میخواینو بهتون بدن،بشرطی که موقع دستور دادن ذهنتون این طرف و اون طرف نپره...این 68 ثانیه هارو به هم وصل کنید و در طول روز مدام ارتعاشتونو قوی کنید،یه خودتون قول بدین تا زمانی که به هدفتون نرسیدین ازش دست نکشیـــن💪
ـــــــــــــــــــــــ
#ماورا#قانون_جذب #چشم_سوم#ارتعاش#ویژن
  • #پست_11
    #راز_قانون_68_ثانیه
    خیلی از سخنرانای موفقیت به خصوص حوزه قانون جذب مثل خانوم #استر_هیکس (شخصی که اسم "جذب" رو ایشون روی این قانون گزاشتن) نظریه جالبی دارن
    اونا میگن اگه آدم بتونه " فقط 18 ثانیه " روی چیزی که وااااقعا میخوادش تمرکز کنه یه زنگ بزرگ تو کائنات به صدا درمیاد که توجه کل هستی رو به سمت این شخص جلب میکنه.
    حالا اگه این 18 ثانیه بتونه " تا 68 ثانیه " ادامه پیدا کنه دیگع کار تمومه و کل هستی به تکاپو میفته تا برای فکر متمرکز شده یه راه حل پیدا کنه . اگه آرزوئه برآوردش کنه و اگه هم سواله براش جوابی پیدا کنه
    ـ
    بنظر شمام این 68 ثانیه خیلــــی کم و ناچیزه
    68 ثانیه
    یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و خیلیا میگن که این تایم تمرکز که هیچ کاری نداره؟😊خب؟شمام همینو میگین؟بسیار عالی!👌بیاین امتحان کنین
    میبینین که هنوز بیست ثانیه اول ردونشده فکرتون منحرف میشه...😂 یا صدای تیک تاک ساعت حواستونو پرت میکنه یا تصویر و خاطره ای میاد جلوی چشمتون یا فکر جدید بلافاصله ظاهر میشه و مثل نجوای درونی زمزمه میکنه که بابا جدی نگیر و دست از این بازیا بردار و به مسائل مهم تر زندگی برس و ...
    اما اینم بدونید این یه توهم نیست بلکه نظریه اثبات شده ست.تو این سه دقیقه میتونید تمرکز عالی داشته باشین و به خواسته هاتون برسین
    یه ارتعاش خالص و دقیق که خواستتونو کاملا حس میکنین
    حدودا 1440 دقیقه تو طول شبانه روز بهمون هدیه میدن اما واقعا چرا نمیتونیم حتی یک دقیقه فکرمون آروم بگیره و روی خواستمون تمرکز کنیم؟
    چرا نتونیم فرمون ذهنمون رو بدست بگیریم؟ قدرتتونو بدست بگیرین کائنات گوش بفرمان شما هستن تا هرچی میخواینو بهتون بدن،بشرطی که موقع دستور دادن ذهنتون این طرف و اون طرف نپره...این 68 ثانیه هارو به هم وصل کنید و در طول روز مدام ارتعاشتونو قوی کنید،یه خودتون قول بدین تا زمانی که به هدفتون نرسیدین ازش دست نکشیـــن💪
    ـــــــــــــــــــــــ
    #ماورا #قانون_جذب #چشم_سوم #ارتعاش #ویژن
  • 29 1 6 hours ago
  • بعد از جلسه ۱۰ ساعته با تاپ ارنر ، با کلی آدم تکلیف روشن با وجود ، دوستان دقت کنید رمز موفقیت در نتورک شرکت در جلسات مختلفه ، مخصوصا جلسات لیدر شیپ ، به این جلسات برسید و برسونید چون در این جلسات لول آپ میشید و به مرحله های بعدی میرید ، موفق و پیروز باشید #ویژن تیک#یعنی به رویا رسیده #هر گز تنها قدم نخواهی زد
  • بعد از جلسه ۱۰ ساعته با تاپ ارنر ، با کلی آدم تکلیف روشن با وجود ، دوستان دقت کنید رمز موفقیت در نتورک شرکت در جلسات مختلفه ، مخصوصا جلسات لیدر شیپ ، به این جلسات برسید و برسونید چون در این جلسات لول آپ میشید و به مرحله های بعدی میرید ، موفق و پیروز باشید #ویژن تیک #یعنی به رویا رسیده #هر گز تنها قدم نخواهی زد
  • 30 1 9 hours ago
  • .
آدمها دو دسته اند:
یا به خواسته هاشون رسیدن
یا به خواسته هاشون نرسیدن
هیچ دسته ی سومی وجود نداره
هیچ استثنایی وجود نداره
شاید الان بگی: ”اخه شرایط من فرق میکنه”
این رو بدون، شرایط تو، حاصل انتخابهای تو هستند
پس برای ساخت آینده ات، حواست به انتخابهای امروزت باشه دوستِ من 😉
و
مطالعه کن وقتی که دیگران خوابند .
.
تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند.
.
خود را اماده کن وقتی که دیگران در خیال پردازیند.
.
شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند.
.
کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند.
.
لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند .
.
ادامه بده وقتی که دیگران در حال رها کردنند.
....
💎تا به چیزی برسی که دیگران نمیتونن بهش برسن💎
.
پ ن:مبارکت باشه بانو
@zahra_khalili_sadrabad ‎#ارتش_دونفره💪
.
.
‏#financialfreedom ‏#freedom
‏#haamedfathi ‏#failure
#حس_خوب_زندگی #حمید #حمید_مصیب #استیلا #نیوشانیک #شرایط #موفقیت #شکست #هدف #ویژن #تفریح #لذت #عشق #شادی #نشاط
  • .
    آدمها دو دسته اند:
    یا به خواسته هاشون رسیدن
    یا به خواسته هاشون نرسیدن
    هیچ دسته ی سومی وجود نداره
    هیچ استثنایی وجود نداره
    شاید الان بگی: ”اخه شرایط من فرق میکنه”
    این رو بدون، شرایط تو، حاصل انتخابهای تو هستند
    پس برای ساخت آینده ات، حواست به انتخابهای امروزت باشه دوستِ من 😉
    و
    مطالعه کن وقتی که دیگران خوابند .
    .
    تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند.
    .
    خود را اماده کن وقتی که دیگران در خیال پردازیند.
    .
    شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند.
    .
    کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند.
    .
    لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند .
    .
    ادامه بده وقتی که دیگران در حال رها کردنند.
    ....
    💎تا به چیزی برسی که دیگران نمیتونن بهش برسن💎
    .
    پ ن:مبارکت باشه بانو
    @zahra_khalili_sadrabad#ارتش_دونفره 💪
    .
    .
    #financialfreedom#freedom
    #haamedfathi#failure
    #حس_خوب_زندگی #حمید #حمید_مصیب #استیلا #نیوشانیک #شرایط #موفقیت #شکست #هدف #ویژن #تفریح #لذت #عشق #شادی #نشاط
  • 807 47 10 hours ago
  • سیستم خودران تسلا #tesla
چرا کنفرانس دیشب و #تکنولوژی رانندگی خودکار  تسلا میتونه یکی از #تاریخی_ترین کنفرانس ها و یکی از #انقلابی_ترین تکنولوژی های قرن بیست و یکم باشه؟
MohammadMSFT

اول از همه باید گفت چرا #رانندگی خودکار انقدر مهمه و چرا امثال تسلا، #اوبر، #ویمو (گوگل) و شرکت‌های بزرگ #خودروسازی همه دنبال رسیدن هرچه سریعتر بهش هستن؟ جواب ساده ست: هرکی زودتر به رانندگی خودکار برسه، #آمازون بعدی خواهد بود. (آمازون معروفه به اینکه خفن رشد کرد). هدف اصلی از رسیدن به رانندگی خودکار، برخلاف اونچه که اکثرا فکر میکنن، استفاده از اون به عنوان یه آپشن #لوکس مثل #کروز_کنترل روی ماشین نیست، بلکه ایجاد یه شبکه بزرگ از #تاکسی بدون راننده ارزون قیمته

تسلا اگه موفق بشه ارتشی از ماشین های خودران رو به عنوان تاکسی به کار بگیره، میتونه حتی با کرایه نصف اوبر به شدت سود ده باشه. این یعنی تمام شرکت های تاکسی #اپلیکیشنی از میدون به در میشن. برای مقایسه که چنین حرکتی چقدر ارزش مالی داره، جالبه بدونید ارزش اوبر ۱۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشه، یعنی از #انویدیا و #پی_پال و حتی بعضی شرکت های ماشین سازی بیشتر. حالا فرض کنید #تسلا به "#مونوپولی" تو این زمینه برسه. یعنی هم اوبر، هم  لیفت، هم هر شرکت دیگه ای رو از میدون به در کنه، با حاشیه سود بیشتر! که  با توجه به اونچه توی کنفرانس دیروز گفته شد و نشون داده شد چندان دور از  واقعیت به نظر نمیرسه

اما چه چیزی تسلا رو از امثال گوگل و اوبر متمایز میکنه؟
روش تسلا برای رسیدن به خودروهای بدون راننده،برخلاف شرکت های دیگه از سنسورهای عجیب و غریب مثل LiDAR (لایدار، اسکن لیزری) استفاده میکنن، تسلا میگه فقط و فقط از #ویژن (فقط بررسی ویدئو دوربین معمولی) قراره استفاده بکنه. مثال جالبی که #ایلان_ماسک میزد، میگفت همه شما (حضار سالن) فقط با استفاده از ویژن (قدرت بینایی) خودتون رو رسوندین اینجا، هیچکدومتون برای رانندگی از چشمتون لیزر به بیرون پخش نمیکنید :))) یعنی اگه آدمیزاد به یه جفت چشم بتونه عرض جاده، موانع، فاصله اشیاء و ... رو تشخیص بده، هوش ماشینی قطعا با ۸ جفت دوربین پیشرفته میتونه از آدم بهتر تشخیص بده. یه مثال جالب دیگه ای که نشون دادن این بود که فقط و فقط با استفاده از آنالیز تصاویر دوربین های تسلا، تونسته بودن بخش زیادی از تمام محیط اطراف خودرو رو در هر سه بعد #شبیه_سازی کنن!
#elon_musk
#elon_musk_tesla
#Tesla_motors
#هوش
#تکنولوژی
#خودرو
#ماشین
#لوکس
#Luxury
  • سیستم خودران تسلا #tesla
    چرا کنفرانس دیشب و #تکنولوژی رانندگی خودکار تسلا میتونه یکی از #تاریخی_ترین کنفرانس ها و یکی از #انقلابی_ترین تکنولوژی های قرن بیست و یکم باشه؟
    MohammadMSFT

    اول از همه باید گفت چرا #رانندگی خودکار انقدر مهمه و چرا امثال تسلا، #اوبر ، #ویمو (گوگل) و شرکت‌های بزرگ #خودروسازی همه دنبال رسیدن هرچه سریعتر بهش هستن؟ جواب ساده ست: هرکی زودتر به رانندگی خودکار برسه، #آمازون بعدی خواهد بود. (آمازون معروفه به اینکه خفن رشد کرد). هدف اصلی از رسیدن به رانندگی خودکار، برخلاف اونچه که اکثرا فکر میکنن، استفاده از اون به عنوان یه آپشن #لوکس مثل #کروز_کنترل روی ماشین نیست، بلکه ایجاد یه شبکه بزرگ از #تاکسی بدون راننده ارزون قیمته

    تسلا اگه موفق بشه ارتشی از ماشین های خودران رو به عنوان تاکسی به کار بگیره، میتونه حتی با کرایه نصف اوبر به شدت سود ده باشه. این یعنی تمام شرکت های تاکسی #اپلیکیشنی از میدون به در میشن. برای مقایسه که چنین حرکتی چقدر ارزش مالی داره، جالبه بدونید ارزش اوبر ۱۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشه، یعنی از #انویدیا و #پی_پال و حتی بعضی شرکت های ماشین سازی بیشتر. حالا فرض کنید #تسلا به " #مونوپولی " تو این زمینه برسه. یعنی هم اوبر، هم لیفت، هم هر شرکت دیگه ای رو از میدون به در کنه، با حاشیه سود بیشتر! که با توجه به اونچه توی کنفرانس دیروز گفته شد و نشون داده شد چندان دور از واقعیت به نظر نمیرسه

    اما چه چیزی تسلا رو از امثال گوگل و اوبر متمایز میکنه؟
    روش تسلا برای رسیدن به خودروهای بدون راننده،برخلاف شرکت های دیگه از سنسورهای عجیب و غریب مثل LiDAR (لایدار، اسکن لیزری) استفاده میکنن، تسلا میگه فقط و فقط از #ویژن (فقط بررسی ویدئو دوربین معمولی) قراره استفاده بکنه. مثال جالبی که #ایلان_ماسک میزد، میگفت همه شما (حضار سالن) فقط با استفاده از ویژن (قدرت بینایی) خودتون رو رسوندین اینجا، هیچکدومتون برای رانندگی از چشمتون لیزر به بیرون پخش نمیکنید :))) یعنی اگه آدمیزاد به یه جفت چشم بتونه عرض جاده، موانع، فاصله اشیاء و ... رو تشخیص بده، هوش ماشینی قطعا با ۸ جفت دوربین پیشرفته میتونه از آدم بهتر تشخیص بده. یه مثال جالب دیگه ای که نشون دادن این بود که فقط و فقط با استفاده از آنالیز تصاویر دوربین های تسلا، تونسته بودن بخش زیادی از تمام محیط اطراف خودرو رو در هر سه بعد #شبیه_سازی کنن!
    #elon_musk
    #elon_musk_tesla
    #Tesla_motors
    #هوش
    #تکنولوژی
    #خودرو
    #ماشین
    #لوکس
    #Luxury
  • 88 6 18 hours ago
  • #داستان_واقعی_رها قسمت اخر
.
گفتم زشته رضا بیا سوارشون کنیم برگردیم بعدش میریم تهران رضا زنگ زد به پدرش گفت اماده شین بر گردیم
پدر رضا گفت من واقعا شرمنده رهام نمیتونم تو صورتش نگاه کنم واقعا اگه نیاد حق داره
با این همه اتفاق بازم برگشتم نمیدونم چرا
پدر رضا کلی منو بوسید و بغل کرد درگوشم میگفت تو خیلی خانمی
عمه هم با لهجه شیرین ترکیش نصیحتمون میکرد و میگفت کار خوبی کردی و پدر رضا برامون ترجمه میکرد
تو راه برگشت مادر اصلا حرف نزد اما پدر خیلی باهام حرف می زد میگفت تو خیلی عاقلی خیلی بیشتر از سنت میفهمی خوش به حال رضا کیف میکنم وقتی باهات حرف میزنم
بهش گفتم دارم داستان زندگیمو مینویسم و خیلییی ذوق کرد
فک میکردم الان میگه نه و ننویس و ازین حرفا اما خیلی استقبال کرد
فردای اون روز ندا که فهمیده بود قضیه چیه گفت بیاین منطقه ازاد پیش خودم.
ندا اونجا مغازه داره و کلییی چیز میز برام خرید به عنوان عیدی و هدیه
میگفت فقط خودت و رضا مهمین نه بقیه سعی کن زندگی کنی و به حرف بقیه اهمیت ندی من جای همه ازت معذرت میخام
ندا یکی از خوشگلترین ادماییه که تا الان دیدم به روز ترین و خفن ترین خواهر شوهر دنیاس
هر وقت کمک لازم داریم اولین نفر ندا پیش قدم میشه و تو مهربونی هم رتبه اول و داره

با مادر رضا و خواهر اولیش قطع‌رابطه کردیم
رضا شمارشو عوض کرد و به مادر و خواهرش نداد
خواهر اولی و ۲ تا دخترش الان تو‌پیج منن و دارن پستمو میخونن 😂
از روز عقدمون تا الان رضا خیلی حواسش بهم هست
الان ۶ ماهه از عقدمون گذشته و با تمام وجود اذیت هایی که خواهرش و بچه هاش میکنن
ما باهم برای رسیدن به هدفامون شبانه روزی کار میکنیم
رضا میگه تا قرون اخر عروسی رو خودم کار میکنم جور میکنم
اگه هدف داشته باشی یاد میگیری که سختی هاشم تحمل کنی
رضا بهم یاد داد که برای رسیدن به هدفم نباید تو هیچ شرایطی کوتاه بیام
وقتی دشمن داری میفهمی که داری پیشرفت میکنی و ازونا سر تری پس فقط باید صبرداشته باشی و ادامه بدی
ان مع العسر یسری
اندکی صبر سحر نزدیک است
خیلی خوشحال میشم نظرتونو راجع به داستان واقعیم بدونم 😍
پ،ن: کل عکس یه طرف رانندگی ها یه طرف 😂
  • #داستان_واقعی_رها قسمت اخر
    .
    گفتم زشته رضا بیا سوارشون کنیم برگردیم بعدش میریم تهران رضا زنگ زد به پدرش گفت اماده شین بر گردیم
    پدر رضا گفت من واقعا شرمنده رهام نمیتونم تو صورتش نگاه کنم واقعا اگه نیاد حق داره
    با این همه اتفاق بازم برگشتم نمیدونم چرا
    پدر رضا کلی منو بوسید و بغل کرد درگوشم میگفت تو خیلی خانمی
    عمه هم با لهجه شیرین ترکیش نصیحتمون میکرد و میگفت کار خوبی کردی و پدر رضا برامون ترجمه میکرد
    تو راه برگشت مادر اصلا حرف نزد اما پدر خیلی باهام حرف می زد میگفت تو خیلی عاقلی خیلی بیشتر از سنت میفهمی خوش به حال رضا کیف میکنم وقتی باهات حرف میزنم
    بهش گفتم دارم داستان زندگیمو مینویسم و خیلییی ذوق کرد
    فک میکردم الان میگه نه و ننویس و ازین حرفا اما خیلی استقبال کرد
    فردای اون روز ندا که فهمیده بود قضیه چیه گفت بیاین منطقه ازاد پیش خودم.
    ندا اونجا مغازه داره و کلییی چیز میز برام خرید به عنوان عیدی و هدیه
    میگفت فقط خودت و رضا مهمین نه بقیه سعی کن زندگی کنی و به حرف بقیه اهمیت ندی من جای همه ازت معذرت میخام
    ندا یکی از خوشگلترین ادماییه که تا الان دیدم به روز ترین و خفن ترین خواهر شوهر دنیاس
    هر وقت کمک لازم داریم اولین نفر ندا پیش قدم میشه و تو مهربونی هم رتبه اول و داره

    با مادر رضا و خواهر اولیش قطع‌رابطه کردیم
    رضا شمارشو عوض کرد و به مادر و خواهرش نداد
    خواهر اولی و ۲ تا دخترش الان تو‌پیج منن و دارن پستمو میخونن 😂
    از روز عقدمون تا الان رضا خیلی حواسش بهم هست
    الان ۶ ماهه از عقدمون گذشته و با تمام وجود اذیت هایی که خواهرش و بچه هاش میکنن
    ما باهم برای رسیدن به هدفامون شبانه روزی کار میکنیم
    رضا میگه تا قرون اخر عروسی رو خودم کار میکنم جور میکنم
    اگه هدف داشته باشی یاد میگیری که سختی هاشم تحمل کنی
    رضا بهم یاد داد که برای رسیدن به هدفم نباید تو هیچ شرایطی کوتاه بیام
    وقتی دشمن داری میفهمی که داری پیشرفت میکنی و ازونا سر تری پس فقط باید صبرداشته باشی و ادامه بدی
    ان مع العسر یسری
    اندکی صبر سحر نزدیک است
    خیلی خوشحال میشم نظرتونو راجع به داستان واقعیم بدونم 😍
    پ،ن: کل عکس یه طرف رانندگی ها یه طرف 😂
  • 674 74 20 hours ago
  • معرفی فولکس‌واگن I.D رومز،شاسی بلند سه ردیفه خودران

این محصول جدید "آی.دی رومز" I.D. #Roomzz نام داشته و با سه ردیف صندلی ارائه می‌شود. همان طور که از نامش پیداست، یکی از محصولات خودروساز بزرگ #آلمان برای ورود به دوره #الکتریکی‌ها محسوب می‌شود و #آلایندگی صفر دارد.

خودرو روی همان #پلتفرم معروف MEB ساخته می‌شود و رسما یک #شاسی‌بلند هوشمند است. خودرو از مدل "آی.دی کراس" بزرگتر از آب درآمده و طراحی شکیل و جالبی دارد.
هر دو محور جلو و عقب این خودرو از یک محرک #الکتریکی بهره می‌برد که در مجموع حدود 302 اسب‌بخار توان دارد. این ترکیب با ویژگی 4Motion #فولکس‌واگن فعالیت کرده و به حرکت خود ادامه می‌دهد. خودرو با این #موتورهای الکتریکی برای رسیدن به شتاب صفر تا 100 کیلومتر 6.6 ثانیه زمان نیاز داشته و با بیشینه سرعت 180 کیلومتر بر ساعت به حرکت خود ادامه می‌دهد.
.
🆔️ @SebghatAzad
🆔️ @SebghatAzad
🆔️ @SebghatAzad
.
براساس #استاندارد WLTP یا "روش استاندارد تست خودروهای سبک در سراسر جهان" فولکس‌واگن آی.دی رومز با #باتری 82 کیلووات‌ساعتی خود قدرت طی مسافت 450 کیلومتری را برای خودرو رقم می‌زند.

#کابین خودرو نیز جذاب طراحی شده است. در این فضا سه ردیف صندلی با چیدماتی متفاوت راحتی و لوکس بودن را القا می‌کنند. اما شاید هیچ گزینه‌ای مانند صفحه نمایش بزرگ و دیجیتالی خودرو مدرن و جدید به نظر نرسد. روی فرمان نیز شاهد یک صفحه نمایش شناور هستیم.
خودرو #هوشمند است و قدرت خودرانی  دارد. نسخه تولیدی سه خودروی آی.دی کراس، آی.دی رومز و آی.دی کامپکت در سال 2020 معرفی شده برای داشتن مدل تولیدی"#ویژن" این خانواده باید تا سال 2022 صبر کرد.
.
🔶️ متن کامل مقاله را در وبسایت سبقت آزاد بخوانید
.
🌐 www.SebghatAzad.com
  • معرفی فولکس‌واگن I.D رومز،شاسی بلند سه ردیفه خودران

    این محصول جدید "آی.دی رومز" I.D. #Roomzz نام داشته و با سه ردیف صندلی ارائه می‌شود. همان طور که از نامش پیداست، یکی از محصولات خودروساز بزرگ #آلمان برای ورود به دوره #الکتریکی ‌ها محسوب می‌شود و #آلایندگی صفر دارد.

    خودرو روی همان #پلتفرم معروف MEB ساخته می‌شود و رسما یک #شاسی ‌بلند هوشمند است. خودرو از مدل "آی.دی کراس" بزرگتر از آب درآمده و طراحی شکیل و جالبی دارد.
    هر دو محور جلو و عقب این خودرو از یک محرک #الکتریکی بهره می‌برد که در مجموع حدود 302 اسب‌بخار توان دارد. این ترکیب با ویژگی 4Motion #فولکس ‌واگن فعالیت کرده و به حرکت خود ادامه می‌دهد. خودرو با این #موتورهای الکتریکی برای رسیدن به شتاب صفر تا 100 کیلومتر 6.6 ثانیه زمان نیاز داشته و با بیشینه سرعت 180 کیلومتر بر ساعت به حرکت خود ادامه می‌دهد.
    .
    🆔️ @SebghatAzad
    🆔️ @SebghatAzad
    🆔️ @SebghatAzad
    .
    براساس #استاندارد WLTP یا "روش استاندارد تست خودروهای سبک در سراسر جهان" فولکس‌واگن آی.دی رومز با #باتری 82 کیلووات‌ساعتی خود قدرت طی مسافت 450 کیلومتری را برای خودرو رقم می‌زند.

    #کابین خودرو نیز جذاب طراحی شده است. در این فضا سه ردیف صندلی با چیدماتی متفاوت راحتی و لوکس بودن را القا می‌کنند. اما شاید هیچ گزینه‌ای مانند صفحه نمایش بزرگ و دیجیتالی خودرو مدرن و جدید به نظر نرسد. روی فرمان نیز شاهد یک صفحه نمایش شناور هستیم.
    خودرو #هوشمند است و قدرت خودرانی دارد. نسخه تولیدی سه خودروی آی.دی کراس، آی.دی رومز و آی.دی کامپکت در سال 2020 معرفی شده برای داشتن مدل تولیدی" #ویژن " این خانواده باید تا سال 2022 صبر کرد.
    .
    🔶️ متن کامل مقاله را در وبسایت سبقت آزاد بخوانید
    .
    🌐 www.SebghatAzad.com
  • 272 2 22 hours ago
  • چند سال عمرت رو میخوای بخوابی ؟؟؟؟
تا رسیدن ، تا رسوندن ، تا تیک زدن و با همه وجود جنگیدن خواب حرومه !!!! وقتی همه تو خوابند تو بیدار باش رفیق 👊👊👊
#جنگ #ویژن #الماس
  • چند سال عمرت رو میخوای بخوابی ؟؟؟؟
    تا رسیدن ، تا رسوندن ، تا تیک زدن و با همه وجود جنگیدن خواب حرومه !!!! وقتی همه تو خوابند تو بیدار باش رفیق 👊👊👊
    #جنگ #ویژن #الماس
  • 128 5 23 April, 2019
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۴۰
.
قلبم وایساد مگه یه دختر چه ارزویی میتونه داشته باشه جز پوشیدن لباس عروس و خوشبخت شدن؟؟
رضا بلند گفت عروسی نمیگیری؟
مادر هم محکم تر از قبل گفت نه معلومه که نمیگیرم رضا انقد ناراحت شده بود که صداش میلرزید
گفت چرا انقد بهم بدی میکنی؟مگه رها چه بدی کرده بهت؟گفت میخاستی دختر تهرانی انتخاب نکنی
با گریه پا شدم از خونه رفتم بیرون
فقط میرفتم هیچی نمیفهمیدم.داغون شده بودم
خانواده من چه رفتاری با رضا داشتن اونا چه رفتاری با من دارن
خدایا من چه گناهی کردم خدایا خودت کمک کن
دیدم صدای مادر از پشت سرم داره میاد
گفت وایسا تقصیر خودت بود تو نباید با پسرم ازدواج میکردی تو اونو از من گرفتی نمی بخشمت
همینجور میگفت و من زار زار گریه میکردم و هی سرعتشو بیشتر میکرد به من برسه
نمیخاستم بی احترامی کنم نمیخاستم حرف بزنم گفتم لطفا تنهام بزارین .خوب شدم خودم بر میگردم خونه عمه
اما باز هی بهم نزدیک میشد و میگفت وایسا منم هیچی نمیفهمیدم فقط میدونستم قلبم تو دهنمه و دارم سکته میکنم
دلم برای پدر مادرم تنگ شد وشدت گریه هام بیشتر چقدر ناشکر بودم به خاطر پدر مادرم
انقد راه رفتم که رسیدم به یه پل که اونورش دره بود
مادر اومد دستمو بگیره با گریه گفتم لطفا تنهام بزارین نمیخام بهتون بی احترامی کنم اصلا به حرفام گوش نمیداد و حرف خودشو میزد 
دیگه دیوونه شدم تو دلم همش میگفتم پس چرا رضا نمیاد دنبالم حس میکردم دیگه ارزشی ندارم .بهشون گفتم اگه یه قدم دیگه نزدیکم بیاین خودمو پرت میکنم پایین.
دیگه گریه نمیکردم سنگ سنگ شدم به حرفم اهمیت ندادن و یه قدم دیگه اومد نزدیک تر
منم پامو گذاشتم اون ور گاردریل گفتم لطفا جواب رضا روخودتون بدین
انقد سنگ بودم که یه قدم دیگه میومد خودمو پرت میکردم پایین
تو عمرم انقد بی ارزش نشده بودم
شروع کردن به گریه کردن میگفتن منو ببخش اینکار و نکن بیا اینور
منم فقط به غمو غصه مادر پدرم فکر میکردم که این همه سال چقد اذیتشون کردم
دیدم دارن میرن عقب منم اومدم اینور و باز شروع کردم به راه رفتن
مادر رفت سمت خونه عمه و بعد از چند دقیقه رضا اومد صورتش سفیده سفید بود از ماشین پیاده شد و گفت تو به من فکر نکردی؟
محکم یقه مانتو منو گرفته بود و با شدت تکونم میداد 
داد میزد میگفت با تو ام به من فکر نکردی؟من چیکار میکردم ؟ تو چرا انقد بی عقلی و شروع کرد به گریه کردن و خودشو میزد
منم فقط سنگ بودم به صورتش نگاه میکردم
نشست تو ماشین و محکم میکوبید به فرمون میگفت بشین بریم تهران
منم گفتم برگردیم پدر مادرتو سوار کنیم بریم
گفت نمیخاد میگم بیا سوار شو
ادامه داستان پست بعدی👈🏻
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۴۰
    .
    قلبم وایساد مگه یه دختر چه ارزویی میتونه داشته باشه جز پوشیدن لباس عروس و خوشبخت شدن؟؟
    رضا بلند گفت عروسی نمیگیری؟
    مادر هم محکم تر از قبل گفت نه معلومه که نمیگیرم رضا انقد ناراحت شده بود که صداش میلرزید
    گفت چرا انقد بهم بدی میکنی؟مگه رها چه بدی کرده بهت؟گفت میخاستی دختر تهرانی انتخاب نکنی
    با گریه پا شدم از خونه رفتم بیرون
    فقط میرفتم هیچی نمیفهمیدم.داغون شده بودم
    خانواده من چه رفتاری با رضا داشتن اونا چه رفتاری با من دارن
    خدایا من چه گناهی کردم خدایا خودت کمک کن
    دیدم صدای مادر از پشت سرم داره میاد
    گفت وایسا تقصیر خودت بود تو نباید با پسرم ازدواج میکردی تو اونو از من گرفتی نمی بخشمت
    همینجور میگفت و من زار زار گریه میکردم و هی سرعتشو بیشتر میکرد به من برسه
    نمیخاستم بی احترامی کنم نمیخاستم حرف بزنم گفتم لطفا تنهام بزارین .خوب شدم خودم بر میگردم خونه عمه
    اما باز هی بهم نزدیک میشد و میگفت وایسا منم هیچی نمیفهمیدم فقط میدونستم قلبم تو دهنمه و دارم سکته میکنم
    دلم برای پدر مادرم تنگ شد وشدت گریه هام بیشتر چقدر ناشکر بودم به خاطر پدر مادرم
    انقد راه رفتم که رسیدم به یه پل که اونورش دره بود
    مادر اومد دستمو بگیره با گریه گفتم لطفا تنهام بزارین نمیخام بهتون بی احترامی کنم اصلا به حرفام گوش نمیداد و حرف خودشو میزد
    دیگه دیوونه شدم تو دلم همش میگفتم پس چرا رضا نمیاد دنبالم حس میکردم دیگه ارزشی ندارم .بهشون گفتم اگه یه قدم دیگه نزدیکم بیاین خودمو پرت میکنم پایین.
    دیگه گریه نمیکردم سنگ سنگ شدم به حرفم اهمیت ندادن و یه قدم دیگه اومد نزدیک تر
    منم پامو گذاشتم اون ور گاردریل گفتم لطفا جواب رضا روخودتون بدین
    انقد سنگ بودم که یه قدم دیگه میومد خودمو پرت میکردم پایین
    تو عمرم انقد بی ارزش نشده بودم
    شروع کردن به گریه کردن میگفتن منو ببخش اینکار و نکن بیا اینور
    منم فقط به غمو غصه مادر پدرم فکر میکردم که این همه سال چقد اذیتشون کردم
    دیدم دارن میرن عقب منم اومدم اینور و باز شروع کردم به راه رفتن
    مادر رفت سمت خونه عمه و بعد از چند دقیقه رضا اومد صورتش سفیده سفید بود از ماشین پیاده شد و گفت تو به من فکر نکردی؟
    محکم یقه مانتو منو گرفته بود و با شدت تکونم میداد
    داد میزد میگفت با تو ام به من فکر نکردی؟من چیکار میکردم ؟ تو چرا انقد بی عقلی و شروع کرد به گریه کردن و خودشو میزد
    منم فقط سنگ بودم به صورتش نگاه میکردم
    نشست تو ماشین و محکم میکوبید به فرمون میگفت بشین بریم تهران
    منم گفتم برگردیم پدر مادرتو سوار کنیم بریم
    گفت نمیخاد میگم بیا سوار شو
    ادامه داستان پست بعدی👈🏻
  • 1,059 21 23 April, 2019
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۳۸
.

داشت دعوا میشد که خواهر بزرگترش زد به کمر رضا و گفت بس کن من بلاک کردم
اون شب من کلا حرفی نزدم و تا صبح خوابم نبرد
اما رضا چون رانندگی کرده بود خیلی خسته بود و  تا ساعت ۱۰ صبح خابید 
بعدکه بیدار شد رفتیم از اتاق بیرون مادرش بهمون گفت خابتونو واسه من میارین
رضا تو دندون لقی کندمت انداختم دور
این دختره تورو از من دزدیده و روشو کرد سمت من گفت ایشالا یه عروس گیر مادرت بیاد عین خودت مادرتو عذاب بده‪.‬
من کلا هنگ کرده بودم اخه چه کار اشتباهی انجام دادم یا ‪چه ‬حرف اشتباهی زدم فقط اشکام گوله گوله پایین میومد و رفتم تو اتاق با گریه به پدر رضا زنگ زدم گفتم میشه خودتونو زود برسونین . منم وسایلامو جمع کردم که ازونجا برم مادر رضا هم همینجوری به رضا بدو بیراه میگفت رضا با گریه اومد تو اتاق و کمکم کرد زودتر وسایلو جمع کنم
از حرفای مادر ناراحت نبودم ازینکه اشکای رضا رو دیدم ناراحت بودم
انگار یکی داشت قلبمو فشار میداد
پدرش سریع خودشو رسوند فهمید قضیه چیه در گوشم گفت تو قوی باش و هوای رضا رو داشته باش
ما وسایل و گذاشتیم تو ماشین و مادرش با گریه اومد کلی معذرت خواهی کرد
من یه اخلاق خاصی که دارم وقتی ناراحت میشم اون محل و ترک میکنم که هم خودم اروم شم هم اینکه بی احترامی نکنم از روی عصبانیت
نمیدونستم باید چیکار کنم
مادر از قبلم این اخلاقو داشت که همه رو ناراحت میکنه اما بعد با گریه میاد معذرت خواهی میکنه
رفتم سوار ماشین شدم و گاز میدادم میخاستم فقط دور شم
بعد از یک ربع که اروم شدم یادم اومد چیکار کردم
سریع دور زدم دیدم رضا و پدرش با ماشین پدر دنبال من میگشتن رضا تا منو دید از ماشین پیاده شد و اومد نشست کنار من گفت نمیگی تو شهر غریب تک و تنها راه افتادی با ماشین  نمیگی من دق میکنم از نگرانی؟؟ پدرم میگه تو بزرگی کن برگرد
برگشتیم دیدم همشون دارن نگام میکنن که عکس العملم چیه و منم با دلخوری برگشتم خونشون اما یه کلمه هم حرف نزدم رضا قسمم داد جون رضا تو خوب باش پدرم امیدش به منو توعه منم سعی کردم برای پدر رضا  بهترین باشم

بهمن ماه شد و زنگ های مادر زیادشده بود که چرا نمیای به من سر بزنی
رضا یک ماهی میشد که به خاطر تعدیل نیرو سر کار نمیرفت و کارای اینستای من هم درامد انچنانی نداشت و دستمون خالی بود
رضا مجبور شد تنهایی بره و به خانوادش سر بزنه
منم هر روز دنبال کار میگشتم ، تو دیوار روزنامه همشهری همه جا ...
ادامه داستان پست بعدی👈🏻
خیلی خوشحال میشم نظرتونو تا اینجای داستانم بدونم❤️
شما جای من بودین چیکار میکردین؟
  • #داستان_واقعی_رها قسمت ۳۸
    .

    داشت دعوا میشد که خواهر بزرگترش زد به کمر رضا و گفت بس کن من بلاک کردم
    اون شب من کلا حرفی نزدم و تا صبح خوابم نبرد
    اما رضا چون رانندگی کرده بود خیلی خسته بود و تا ساعت ۱۰ صبح خابید
    بعدکه بیدار شد رفتیم از اتاق بیرون مادرش بهمون گفت خابتونو واسه من میارین
    رضا تو دندون لقی کندمت انداختم دور
    این دختره تورو از من دزدیده و روشو کرد سمت من گفت ایشالا یه عروس گیر مادرت بیاد عین خودت مادرتو عذاب بده‪.‬
    من کلا هنگ کرده بودم اخه چه کار اشتباهی انجام دادم یا ‪چه ‬حرف اشتباهی زدم فقط اشکام گوله گوله پایین میومد و رفتم تو اتاق با گریه به پدر رضا زنگ زدم گفتم میشه خودتونو زود برسونین . منم وسایلامو جمع کردم که ازونجا برم مادر رضا هم همینجوری به رضا بدو بیراه میگفت رضا با گریه اومد تو اتاق و کمکم کرد زودتر وسایلو جمع کنم
    از حرفای مادر ناراحت نبودم ازینکه اشکای رضا رو دیدم ناراحت بودم
    انگار یکی داشت قلبمو فشار میداد
    پدرش سریع خودشو رسوند فهمید قضیه چیه در گوشم گفت تو قوی باش و هوای رضا رو داشته باش
    ما وسایل و گذاشتیم تو ماشین و مادرش با گریه اومد کلی معذرت خواهی کرد
    من یه اخلاق خاصی که دارم وقتی ناراحت میشم اون محل و ترک میکنم که هم خودم اروم شم هم اینکه بی احترامی نکنم از روی عصبانیت
    نمیدونستم باید چیکار کنم
    مادر از قبلم این اخلاقو داشت که همه رو ناراحت میکنه اما بعد با گریه میاد معذرت خواهی میکنه
    رفتم سوار ماشین شدم و گاز میدادم میخاستم فقط دور شم
    بعد از یک ربع که اروم شدم یادم اومد چیکار کردم
    سریع دور زدم دیدم رضا و پدرش با ماشین پدر دنبال من میگشتن رضا تا منو دید از ماشین پیاده شد و اومد نشست کنار من گفت نمیگی تو شهر غریب تک و تنها راه افتادی با ماشین نمیگی من دق میکنم از نگرانی؟؟ پدرم میگه تو بزرگی کن برگرد
    برگشتیم دیدم همشون دارن نگام میکنن که عکس العملم چیه و منم با دلخوری برگشتم خونشون اما یه کلمه هم حرف نزدم رضا قسمم داد جون رضا تو خوب باش پدرم امیدش به منو توعه منم سعی کردم برای پدر رضا بهترین باشم

    بهمن ماه شد و زنگ های مادر زیادشده بود که چرا نمیای به من سر بزنی
    رضا یک ماهی میشد که به خاطر تعدیل نیرو سر کار نمیرفت و کارای اینستای من هم درامد انچنانی نداشت و دستمون خالی بود
    رضا مجبور شد تنهایی بره و به خانوادش سر بزنه
    منم هر روز دنبال کار میگشتم ، تو دیوار روزنامه همشهری همه جا ...
    ادامه داستان پست بعدی👈🏻
    خیلی خوشحال میشم نظرتونو تا اینجای داستانم بدونم❤️
    شما جای من بودین چیکار میکردین؟
  • 1,281 19 23 April, 2019
  • ویژگی‌های افرادی که سلف دیسیپلین (خود نظمی) دارند👇 . هدف دارند اولین و مهم‌ترین ویژگی این افراد، #هدفمند بودن عملکرد آن‌ها است. اگر شما هدف نداشته باشید، دلیلی برای منظم بودن ندارید.🔺 . مایند مپ دارند. مایند مپ (به فارسی نقشه ذهنی) در واقع همان مسیری است که برای رسیدن به اهدافتون طراحی می‌کنید. عملکرد شما باید بگونه‌ای باشد که در مسیر باقی بمانید و کنار زده نشوید.🔺 . برنامه‌ریزی می‌کنند. داشتن یک پلنر (حالا چه به صورت دفتر چه به صورت اپلیکیشن) یکی دیگه از خصوصیات افراد منظم است. این افراد زمانی که از خواب بلند می‌شوند تا زمانی که به خواب می‌روند، دقیقا می‌دانند هر لحظه را باید چگونه بگذرانند.🔺 . #ورزش می‌کنند. داشتن یک فعالیت فیزیکی منظم باعث می‌شه تمرکز شما روی کارهاتون بیشتر بشه و بتونید کارها رو سریع‌تر و منظم‌تر به انجام برسونید.🔺 . #مدیتیشن می‌کنند. طبق تحقیق مجله فوربس، 80 درصد افرادی که دارای سلف دیسیپلین هستند، حداقل نیم ساعت در روز رو به مدیتیشن یا مراقبه می‌گذرانند. این عمل باعث می‌شه ترمکز و انرژی افراد در طول روز حفظ شود.🔺 . غذای #سالم می‌خورند. داشتن یک برنامه غذایی منظم به شما کمک می‌کند که زندگی منظمی هم داشته باشید. قبل از شروع هر روز وعده‌های غذایی خود را تعیین کنید و سالم و به اندازه بخورید.🔺 . #عادات جدید بوجود میاورند. افرادی که سبک زندگی منظم دارند، با بهره‌گیری از بوجود آوردن عادات جدید و از بین بردن عادات غلط، به خودشون کمک می‌کنند که با انرژی بیشتری در مسیر موفقیت حرکت کنند.🔺 . #ویژن برد یا دفتر اهداف دارند. داشتن یک ویژن برد یا دفتر اهداف باعث میشه که شما یادتون نره برای چی می‌جنگید و دلیل انتخاب این سبک زندگی چی بوده. (هایلایت ویژن برد رو مطالعه کنید.
#موفقیت #دانشمند #تغییر  #کسبوکار #جنتلمن #مهندسی  #پزشکی #قوی_باش
  • ویژگی‌های افرادی که سلف دیسیپلین (خود نظمی) دارند👇 . هدف دارند اولین و مهم‌ترین ویژگی این افراد،  #هدفمند  بودن عملکرد آن‌ها است. اگر شما هدف نداشته باشید، دلیلی برای منظم بودن ندارید.🔺 . مایند مپ دارند. مایند مپ (به فارسی نقشه ذهنی) در واقع همان مسیری است که برای رسیدن به اهدافتون طراحی می‌کنید. عملکرد شما باید بگونه‌ای باشد که در مسیر باقی بمانید و کنار زده نشوید.🔺 . برنامه‌ریزی می‌کنند. داشتن یک پلنر (حالا چه به صورت دفتر چه به صورت اپلیکیشن) یکی دیگه از خصوصیات افراد منظم است. این افراد زمانی که از خواب بلند می‌شوند تا زمانی که به خواب می‌روند، دقیقا می‌دانند هر لحظه را باید چگونه بگذرانند.🔺 .  #ورزش  می‌کنند. داشتن یک فعالیت فیزیکی منظم باعث می‌شه تمرکز شما روی کارهاتون بیشتر بشه و بتونید کارها رو سریع‌تر و منظم‌تر به انجام برسونید.🔺 .  #مدیتیشن  می‌کنند. طبق تحقیق مجله فوربس، 80 درصد افرادی که دارای سلف دیسیپلین هستند، حداقل نیم ساعت در روز رو به مدیتیشن یا مراقبه می‌گذرانند. این عمل باعث می‌شه ترمکز و انرژی افراد در طول روز حفظ شود.🔺 . غذای  #سالم  می‌خورند. داشتن یک برنامه غذایی منظم به شما کمک می‌کند که زندگی منظمی هم داشته باشید. قبل از شروع هر روز وعده‌های غذایی خود را تعیین کنید و سالم و به اندازه بخورید.🔺 .  #عادات  جدید بوجود میاورند. افرادی که سبک زندگی منظم دارند، با بهره‌گیری از بوجود آوردن عادات جدید و از بین بردن عادات غلط، به خودشون کمک می‌کنند که با انرژی بیشتری در مسیر موفقیت حرکت کنند.🔺 .  #ویژن  برد یا دفتر اهداف دارند. داشتن یک ویژن برد یا دفتر اهداف باعث میشه که شما یادتون نره برای چی می‌جنگید و دلیل انتخاب این سبک زندگی چی بوده. (هایلایت ویژن برد رو مطالعه کنید.
    #موفقیت #دانشمند #تغییر #کسبوکار #جنتلمن #مهندسی #پزشکی #قوی_باش
  • 61 6 23 April, 2019