#abstract_photography Instagram Photos & Videos

abstract_photography - 17.9k posts

Top Posts

Advertisements

Advertisements

Advertisements

  • Museo de Arte Contemporáneo de Niterói
Arquitecto: Oscar Niemeyer .
Niterói, Brasil
2018.12
  • Museo de Arte Contemporáneo de Niterói
    Arquitecto: Oscar Niemeyer .
    Niterói, Brasil
    2018.12
  • 2,939 45 21 hours ago

Latest Instagram Posts

  • cubic globe
  • cubic globe
  • 10 1 45 minutes ago

Advertisements

Advertisements

Advertisements

Advertisements

  • .
.خواب در کلامی دیگر:
.
.دگربار باز خواهم گشت؛
.به خاطر  لبخند و عشق بازخواهم گشت
.و با چشمان حیران خویش
.به نیمروز زرّین و جنگل زمردین می‌نگرم،
.و دود سیاه نیلگونی که به آسمان کبود برمی‌خیزد.
.و یک بار دیگر به هزار رؤیای
.خویش از آب‌هایی می‌اندیشم
.که شتابان از کوه‌ها فرو می‌ریزند.
.........................................................................
.دوست دارم
آن هنگام که در خوابم 
چیزی که دست نخواهد داد...
دوست دارم به خواب روم ، 
دوست دارم چون حرکت نرم و سبک سیاهی اطرافم 
پا به خواب بگذارم؛
به جنگل لرزان و پرنور برگ های سبزآبی پای بگذارم 
که خورشیدی پریده رنگ دارد و سه قرص ماه؛
به غاری 
که در آن فرود می‌آیم
به بدترین ترس هایم.
دوست دارم شاخه نقره‌ای، گل سپید  و کلامی را 
که درمیانه رویاهایم 
مرا در مقابل اندوه محافظت می کند.
دوست دارم دوباره در همان راه پله طولانی قدم بگذارم
و همان قایقی را سوار شوم که مرا با دقت باز می‌گرداند.
شعله ای در دستانم
همان جا که تنم ،آرام گرفته
آن هنگام که چون نفس به نرمی وارد خواب می‌شوم
میخواهم
هوایی باشم
که برای لحظه‌ای می‌آرامد...
همان قدر پنهان
همان قدر لازم...
.........................................................................
.برای پیشگیری از مواجه با قفلِ بی کلیدِ زندگیِ واقعی به رویا پناه میبریم.اما در رویا به چیزهایی برمی خوریم که حتی از زندگی واقعی هم وحشتناک ترند.پس نهایتا ذره ذره از رویا به زندگی واقعی می گریزیم.
.
./اسلاوی ژیژک/

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
#photo_by_me#photo_by_phone(#HUAWEI_Y550)
#abstract#fine_art#art#artist#abstract_photography
@talentshowntell#c_expo
  • .
    .خواب در کلامی دیگر:
    .
    .دگربار باز خواهم گشت؛
    .به خاطر لبخند و عشق بازخواهم گشت
    .و با چشمان حیران خویش
    .به نیمروز زرّین و جنگل زمردین می‌نگرم،
    .و دود سیاه نیلگونی که به آسمان کبود برمی‌خیزد.
    .و یک بار دیگر به هزار رؤیای
    .خویش از آب‌هایی می‌اندیشم
    .که شتابان از کوه‌ها فرو می‌ریزند.
    .........................................................................
    .دوست دارم
    آن هنگام که در خوابم
    چیزی که دست نخواهد داد...
    دوست دارم به خواب روم ،
    دوست دارم چون حرکت نرم و سبک سیاهی اطرافم
    پا به خواب بگذارم؛
    به جنگل لرزان و پرنور برگ های سبزآبی پای بگذارم
    که خورشیدی پریده رنگ دارد و سه قرص ماه؛
    به غاری
    که در آن فرود می‌آیم
    به بدترین ترس هایم.
    دوست دارم شاخه نقره‌ای، گل سپید و کلامی را
    که درمیانه رویاهایم
    مرا در مقابل اندوه محافظت می کند.
    دوست دارم دوباره در همان راه پله طولانی قدم بگذارم
    و همان قایقی را سوار شوم که مرا با دقت باز می‌گرداند.
    شعله ای در دستانم
    همان جا که تنم ،آرام گرفته
    آن هنگام که چون نفس به نرمی وارد خواب می‌شوم
    میخواهم
    هوایی باشم
    که برای لحظه‌ای می‌آرامد...
    همان قدر پنهان
    همان قدر لازم...
    .........................................................................
    .برای پیشگیری از مواجه با قفلِ بی کلیدِ زندگیِ واقعی به رویا پناه میبریم.اما در رویا به چیزهایی برمی خوریم که حتی از زندگی واقعی هم وحشتناک ترند.پس نهایتا ذره ذره از رویا به زندگی واقعی می گریزیم.
    .
    ./اسلاوی ژیژک/

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
    #photo_by_me #photo_by_phone ( #HUAWEI_Y550 )
    #abstract #fine_art #art #artist #abstract_photography
    @talentshowntell #c_expo
  • 34 2 8 hours ago

Advertisements

Advertisements

  • playful tiles
  • playful tiles
  • 56 2 23 hours ago
  • .
.«کلمه‌ها زنده‌اند و ادبیات یک گریز است؛ گریزی نه از زندگی، که به سوی آن»
........................................................................
.به علت افزایشِ قیمت چاپ
این شعر 
کوتاه تر از طول معمول خواهد بود.

نظر به بحران های متداوم اقتصادی
اعتصاب
بیکاری و نرخ مالیات بر ارزش افزوده
این شعر، راه حلی ارائه نخواهد داد.
وانگهی، 
حسبِ سیاست ِکار-عینِ-قراردادی
که شاعر ابلاغ کرده
این شعر، حتی قافیه نخواهد داشت.
.
./راجر مگاف/.
.......................................................................
.و همه ىِ مكان ها،اينجا و آنجا،از مشعلها،درختان و تالاب ها پُر ميشوند
و از مردانِ خطرناك و فرسودگان چون مرگ
اينان چرا پرورده ميشوند؟چرا هيچگاه به يكديگر نمى مانند
و چرا بى شمار بسيارند؟
چرا خنديدن ، گريستن ، و هراسيدن جابجا ميشوند؟
اين همه مارا به چه كار مى آيند؟و تمامىِ اين بازيها
مايى كه بزرگ و جاودانه تنهاييم
و پرسه زنان هيچگاه مقصدى را نمى جوييم
به چه كار آيد بسيارى چنين چيزها را ديده بودن؟
و با اين همه آنكه ميگويد "شامگاه"
بسيار ميگويد
واژه اى كزان معنا و غم ژرف جاريست
همچون عسل غليظ از شانه هاىِ خالى...
.
./هوگو هوفمانشتان/.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
#photo_by_me#photo_by_phone(#HUAWEI_Y550)
#abstract#fine_art#art#artist#abstract_photography
@talentshowntell#c_expo#کلاژ#collage
  • .
    .«کلمه‌ها زنده‌اند و ادبیات یک گریز است؛ گریزی نه از زندگی، که به سوی آن»
    ........................................................................
    .به علت افزایشِ قیمت چاپ
    این شعر
    کوتاه تر از طول معمول خواهد بود.

    نظر به بحران های متداوم اقتصادی
    اعتصاب
    بیکاری و نرخ مالیات بر ارزش افزوده
    این شعر، راه حلی ارائه نخواهد داد.
    وانگهی،
    حسبِ سیاست ِکار-عینِ-قراردادی
    که شاعر ابلاغ کرده
    این شعر، حتی قافیه نخواهد داشت.
    .
    ./راجر مگاف/.
    .......................................................................
    .و همه ىِ مكان ها،اينجا و آنجا،از مشعلها،درختان و تالاب ها پُر ميشوند
    و از مردانِ خطرناك و فرسودگان چون مرگ
    اينان چرا پرورده ميشوند؟چرا هيچگاه به يكديگر نمى مانند
    و چرا بى شمار بسيارند؟
    چرا خنديدن ، گريستن ، و هراسيدن جابجا ميشوند؟
    اين همه مارا به چه كار مى آيند؟و تمامىِ اين بازيها
    مايى كه بزرگ و جاودانه تنهاييم
    و پرسه زنان هيچگاه مقصدى را نمى جوييم
    به چه كار آيد بسيارى چنين چيزها را ديده بودن؟
    و با اين همه آنكه ميگويد "شامگاه"
    بسيار ميگويد
    واژه اى كزان معنا و غم ژرف جاريست
    همچون عسل غليظ از شانه هاىِ خالى...
    .
    ./هوگو هوفمانشتان/.
    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
    #photo_by_me #photo_by_phone ( #HUAWEI_Y550 )
    #abstract #fine_art #art #artist #abstract_photography
    @talentshowntell #c_expo #کلاژ #collage
  • 31 0 19 April, 2019
  • 138 1 19 April, 2019
  • .
.من هم یواشکی در خواب تو راه می روم
انگار نه انگار که نیستیم دیگر
...................................................................
.به دنبالم بیا، به دنبالم بیا، به دنبالم بیا
آنجا کنار باغ و پرچین
به دنبالم بیا، به دنبالم بیا
به هوای پیش از گرگ و میش و سپیده دم
توکه ایستاده ای در باد و باران که به صورتت می‌زند
و به حکمت برگ‌ها و ظرافتشان می‌اندیشی
همین دم که برگ‌ها فرو می‌ریزند
همین ‌دم که برگ‌ها در پاییز فرو می‌ریزند

و نورها در آسمان می‌درخشند
و سایه‌های غروب به زوال می‌روند
من کنارت خواهم بود، شانه به شانه
آن‌دم که برگ‌ها فرو می‌ریزند
آن‌دم که برگ‌ها در خزان فرو می‌ریزند
.
./وان موریسون؛از بزرگان موسیقی راک،اهل ایرلند شمالی/
...................................................................
."تنها هنر به مثابه به راه انداختن آتش بازی است:آتش بازی که تظاهر کاملی به مصرف بی حاصل انرژی ها به قصد لذت یا سرخوشی است."
.
./تئودور آدورنو/
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
#photo_by_me#photo_by_phone(#HUAWEI_Y550)
#abstract#fine_art#art#artist#abstract_photography
@talentshowntell#c_expo
  • .
    .من هم یواشکی در خواب تو راه می روم
    انگار نه انگار که نیستیم دیگر
    ...................................................................
    .به دنبالم بیا، به دنبالم بیا، به دنبالم بیا
    آنجا کنار باغ و پرچین
    به دنبالم بیا، به دنبالم بیا
    به هوای پیش از گرگ و میش و سپیده دم
    توکه ایستاده ای در باد و باران که به صورتت می‌زند
    و به حکمت برگ‌ها و ظرافتشان می‌اندیشی
    همین دم که برگ‌ها فرو می‌ریزند
    همین ‌دم که برگ‌ها در پاییز فرو می‌ریزند

    و نورها در آسمان می‌درخشند
    و سایه‌های غروب به زوال می‌روند
    من کنارت خواهم بود، شانه به شانه
    آن‌دم که برگ‌ها فرو می‌ریزند
    آن‌دم که برگ‌ها در خزان فرو می‌ریزند
    .
    ./وان موریسون؛از بزرگان موسیقی راک،اهل ایرلند شمالی/
    ...................................................................
    ."تنها هنر به مثابه به راه انداختن آتش بازی است:آتش بازی که تظاهر کاملی به مصرف بی حاصل انرژی ها به قصد لذت یا سرخوشی است."
    .
    ./تئودور آدورنو/
    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
    #photo_by_me #photo_by_phone ( #HUAWEI_Y550 )
    #abstract #fine_art #art #artist #abstract_photography
    @talentshowntell #c_expo
  • 37 1 19 April, 2019
  • High in the sky...
  • High in the sky...
  • 70 1 19 April, 2019
  • “Shiny” by @hanna_hk Abstract photo
  • “Shiny” by @hanna_hk Abstract photo
  • 26 4 19 April, 2019
  • .
.برف می‌بارد امشب
.
.
.در کوچه روزنامه‌ای افتاده
.روزنامه در باد می‌رود
.ما زیرِ فانوس‌های کوچه‌
.ایستاده‌ایم
.زیرِ فانوس‌های کوچه حرف می‌زنیم
.سایه‌مان روی دیوار می‌افتد
.می‌خندیم
.سایه را روی دیوار اندازه می‌گیری
.سایه در باد نمی‌رود
.می‌گوید کاش نمی‌خندیدیم
.خندیدن کار است
.اندازه‌ی سایه را گرفتن کار است
.زیرِ فانوس‌های کوچه ایستادن کار است
.می‌خندیم به روزنامه‌ای که در باد می‌‌رود
.به سایه‌ای که روی دیوار تکان می‌خورد
.به حرف‌های پدربزرگ که می‌گوید
.برف می‌بارد امشب
.برف می‌بارد هرشب
.می‌گوید هواشناسی دروغ می‌گوید
.هر روز
.هوا خوب نیست
.باد آرام نیست
.دریای اژه طوفانی‌ست
.پدربزرگ می‌گوید
.برف می‌باردامشب
.اگر برف نبارد این پالتو همیشه در کُمُد می‌ماند
.اگر برف نبارد زغال‌ها در انبار دست‌نخورده می‌مانند
.پدربزرگ هیچ‌وقت کُت نمی‌پوشد
.دکمه‌های پیراهنش را یکی‌درمیان می‌بندد
.دست‌هایش را در جیبِ شلوار فرو می‌کند
.پدربزرگ روزنامه نمی‌خواند
.در کوچه قدم می‌زند
.سوت می‌زند
.آواز می‌خواند
.ما را که می‌بیند می‌خندد
.دستی تکان می‌دهد
.زیرِ فانوس‌های کوچه می‌ایستد
.سایه‌ای را که روی دیوار می‌افتد
.می‌بیند
.می‌خندد
.دست‌هایش را از جیبِ شلوار درمی‌آورد
.می‌گوید هوا سرد شده
سرما می‌خوری
.بگو شال‌گردنی برایت ببافند
.برف می‌بارد امشب
.
./یانیس ریتسوس/
.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
#photo_by_me#photo_by_phone(#HUAWEI_Y550)
#abstract#fine_art#art#artist#abstract_photography
@talentshowntell#c_expo
  • .
    .برف می‌بارد امشب
    .
    .
    .در کوچه روزنامه‌ای افتاده
    .روزنامه در باد می‌رود
    .ما زیرِ فانوس‌های کوچه‌
    .ایستاده‌ایم
    .زیرِ فانوس‌های کوچه حرف می‌زنیم
    .سایه‌مان روی دیوار می‌افتد
    .می‌خندیم
    .سایه را روی دیوار اندازه می‌گیری
    .سایه در باد نمی‌رود
    .می‌گوید کاش نمی‌خندیدیم
    .خندیدن کار است
    .اندازه‌ی سایه را گرفتن کار است
    .زیرِ فانوس‌های کوچه ایستادن کار است
    .می‌خندیم به روزنامه‌ای که در باد می‌‌رود
    .به سایه‌ای که روی دیوار تکان می‌خورد
    .به حرف‌های پدربزرگ که می‌گوید
    .برف می‌بارد امشب
    .برف می‌بارد هرشب
    .می‌گوید هواشناسی دروغ می‌گوید
    .هر روز
    .هوا خوب نیست
    .باد آرام نیست
    .دریای اژه طوفانی‌ست
    .پدربزرگ می‌گوید
    .برف می‌باردامشب
    .اگر برف نبارد این پالتو همیشه در کُمُد می‌ماند
    .اگر برف نبارد زغال‌ها در انبار دست‌نخورده می‌مانند
    .پدربزرگ هیچ‌وقت کُت نمی‌پوشد
    .دکمه‌های پیراهنش را یکی‌درمیان می‌بندد
    .دست‌هایش را در جیبِ شلوار فرو می‌کند
    .پدربزرگ روزنامه نمی‌خواند
    .در کوچه قدم می‌زند
    .سوت می‌زند
    .آواز می‌خواند
    .ما را که می‌بیند می‌خندد
    .دستی تکان می‌دهد
    .زیرِ فانوس‌های کوچه می‌ایستد
    .سایه‌ای را که روی دیوار می‌افتد
    .می‌بیند
    .می‌خندد
    .دست‌هایش را از جیبِ شلوار درمی‌آورد
    .می‌گوید هوا سرد شده
    سرما می‌خوری
    .بگو شال‌گردنی برایت ببافند
    .برف می‌بارد امشب
    .
    ./یانیس ریتسوس/
    .
    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
    #photo_by_me #photo_by_phone ( #HUAWEI_Y550 )
    #abstract #fine_art #art #artist #abstract_photography
    @talentshowntell #c_expo
  • 44 1 18 April, 2019
  • .
. یک بار حساب نیست،یک بار چون هیچ است.فقط یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است.
..................................................................
.چرا توقف کنم،چرا؟
پرنده ها به سوی جانب آبی رفته‌اند
افق عمودی است
افق عمودی است و حرکت: فواره وار
و در حدود بینش
سیاره‌های نورانی می‌چرخند

زمین در ارتفاع به تکرار می‌رسد
و چاه‌های هوایی
به نقب‌های رابطه تبدیل می‌شوند

و روز وسعتی است
که در مخیله ی تنگ کرم روزنامه نمی‌گنجد

چرا توقف کنم؟

راه از میان مویرگ‌های حیات می‌گذرد
کیفیت محیط کشتی زهدان ماه
سلول‌های فاسد را خواهد کشت
و در فضای شیمیایی بعد از طلوع
تنها صداست
صدا که ذوب ذره های زمان خواهد شد.

چرا توقف کنم؟
.
.(فروغ فرخ‌زاد)
..................................................................
.امن‌ترین راه دوری گزیدن از دنیا هنر است و امن‌ترین راه پیوستن به آن نیز هنر است.
./گوته/

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ 
#photo_by_me#photo_by_phone(#HUAWEI_Y550)
#abstract#fine_art#art#artist#abstract_photography
@talentshowntell#c_expo
  • .
    . یک بار حساب نیست،یک بار چون هیچ است.فقط یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است.
    ..................................................................
    .چرا توقف کنم،چرا؟
    پرنده ها به سوی جانب آبی رفته‌اند
    افق عمودی است
    افق عمودی است و حرکت: فواره وار
    و در حدود بینش
    سیاره‌های نورانی می‌چرخند

    زمین در ارتفاع به تکرار می‌رسد
    و چاه‌های هوایی
    به نقب‌های رابطه تبدیل می‌شوند

    و روز وسعتی است
    که در مخیله ی تنگ کرم روزنامه نمی‌گنجد

    چرا توقف کنم؟

    راه از میان مویرگ‌های حیات می‌گذرد
    کیفیت محیط کشتی زهدان ماه
    سلول‌های فاسد را خواهد کشت
    و در فضای شیمیایی بعد از طلوع
    تنها صداست
    صدا که ذوب ذره های زمان خواهد شد.

    چرا توقف کنم؟
    .
    .(فروغ فرخ‌زاد)
    ..................................................................
    .امن‌ترین راه دوری گزیدن از دنیا هنر است و امن‌ترین راه پیوستن به آن نیز هنر است.
    ./گوته/

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
    #photo_by_me #photo_by_phone ( #HUAWEI_Y550 )
    #abstract #fine_art #art #artist #abstract_photography
    @talentshowntell #c_expo
  • 34 1 18 April, 2019