#phrases Instagram Photos & Videos

phrases - 1.4m posts

Top Posts

  • @sethy_dz ✍🏽
Like & commente si le post ta plu 👇🏽
Identifie t’es potes 👥
  • @sethy_dz ✍🏽
    Like & commente si le post ta plu 👇🏽
    Identifie t’es potes 👥
  • 5,819 24 12 September, 2019

Latest Instagram Posts

  • #idioms #englishidioms #collocations #expressions #phrases #phrasalverbs #slangs #englishlearning #englishvocabulary #24 #Mehdi_Sedaghat
نکات مهم
1. To play dead
یعنی "خودت رو به مردن زدن در حالی که زنده ای"
That soldier was alive. He had been playing dead all along.
اون سرباز زنده بود. او همش خودش رو به مردن زده بود.
2. To keep a charade up
یعنی "همش وانمود کنی که همه چی درسته و مشکلی نیس در حالی که خلاف این حرف درست باشه"
مثال
I can't stand keeping this charade up any longer. I want to tell the truth to the police.
دیگه نمیتونم این وضعیت دروغین رو تحمل کنم و وانمود کنم همه چی درسته. میخوام واقعیت رو به پلیس بگم.
3. To put someone in the middle of something
یعنی "پای کسی رو به چیزی باز کردن و او رو درگیر یه مشکل کردن"
مثال
Don't put me in the middle of your fight with your mother.
پای من به دعوای خودت و مامانت باز نکن و درگیرم نکن.
4. For crying out loud
یعنی "تو رو جون هر کسی که دوس داری!!" و یا "تو رو خدا!!"
مثال
For crying out loud!! Don't make noise!! I am studying.
تو رو خدا!! شلوغ نکن!! دارم مطالعه میکنم. 
5. To be on the line
یعنی "تو خطر بودن"
مثال
My whole life is on the line. I have to do something right now.
کل زندگیم در خطره!! باید الان کاری کنم.
6. To come clean (about something)
یعنی "واقعیت رو گفتن"
مثال
I suggest that you come clean with your mother about what you did.
من بهت پیشنهاد میدم در مورد کاری که کردی واقعیت رو به مادرت بگی.
  • #idioms #englishidioms #collocations #expressions #phrases #phrasalverbs #slangs #englishlearning #englishvocabulary #24 #Mehdi_Sedaghat
    نکات مهم
    1. To play dead
    یعنی "خودت رو به مردن زدن در حالی که زنده ای"
    That soldier was alive. He had been playing dead all along.
    اون سرباز زنده بود. او همش خودش رو به مردن زده بود.
    2. To keep a charade up
    یعنی "همش وانمود کنی که همه چی درسته و مشکلی نیس در حالی که خلاف این حرف درست باشه"
    مثال
    I can't stand keeping this charade up any longer. I want to tell the truth to the police.
    دیگه نمیتونم این وضعیت دروغین رو تحمل کنم و وانمود کنم همه چی درسته. میخوام واقعیت رو به پلیس بگم.
    3. To put someone in the middle of something
    یعنی "پای کسی رو به چیزی باز کردن و او رو درگیر یه مشکل کردن"
    مثال
    Don't put me in the middle of your fight with your mother.
    پای من به دعوای خودت و مامانت باز نکن و درگیرم نکن.
    4. For crying out loud
    یعنی "تو رو جون هر کسی که دوس داری!!" و یا "تو رو خدا!!"
    مثال
    For crying out loud!! Don't make noise!! I am studying.
    تو رو خدا!! شلوغ نکن!! دارم مطالعه میکنم.
    5. To be on the line
    یعنی "تو خطر بودن"
    مثال
    My whole life is on the line. I have to do something right now.
    کل زندگیم در خطره!! باید الان کاری کنم.
    6. To come clean (about something)
    یعنی "واقعیت رو گفتن"
    مثال
    I suggest that you come clean with your mother about what you did.
    من بهت پیشنهاد میدم در مورد کاری که کردی واقعیت رو به مادرت بگی.
  • 9 0 54 minutes ago
  • ☕🍂🍁
  • ☕🍂🍁
  • 8 4 1 hour ago